داشتم به این فکر میکردم
کاش مرگ یه سیاهی موقت بود مثل خواب که گاهی توی سیاهی مطلق زمان قورتت میده و تا هرزمان که مغزت تصمیم بگیره توی لحظهی جدید اسپان بشه همونجا نگهت میداره
تحمل کردن سیاهی مطلق زمان
از تحمل کردن زمان مطلقا سیاه خیلی راحتتره
چشممو میبیندم به زندگی فکر میکنم که توش تنها نقطه امیدوار کنندش زمانه
و درعین حال نقطه فرسوده کنندش هم زمانه
زمان گذشته از بین رفته نمیتونی بهش دست پیدا کنی و جبرانش کنیو اگر زیاد به گذشته یچسبی زمان های آیندت هم تبدیل به یه گذشتهی منفور میشه
و حتی اگر به آیندت بچسبی زمان حال حس مطعلق نبودم میده
حس گم بودن توی زمان رو دارم درحالی که هر آدم عاقلی میدونه زندگی کردن توی زمان حال سودبخش ترین کاره
من اگه وسط دعوا گریهم نگیره خیلی حرفای قانع کننده ای میتونم بزنم😃
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
الحمدلله رب العالمین که پاگنده شدم و حسرت نمیخورم(سایز پام جایی پیدا نمیشه)
649.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اه منم میخاومم
(رفیقم معلوم نی چیه،روحی تو؟)
853.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وایسین پاییز بشه لااقل 💆🏼♀️