eitaa logo
دفترچه‌خاطرات‌ِیک‌گربه‌ِخسته
162 دنبال‌کننده
983 عکس
1.3هزار ویدیو
20 فایل
بسم رب الحُسِین شروع"¹⁴⁰⁵.⁰².¹⁰" جان فدای؟ @rahbar_ir 🌝✨ - اینجا درباره‌ی همه‌چیز حرف می‌زنیم از شیر مرغ تا جان آدمی‌زاد. من: @Blink315 ناشناس،هرحرفی که تودلت هس:)💌 https://eitaa.com/nashenasa_app/app?startapp=7NbA8VdG9VmBYLGx&btn=پیام.ناشناس
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از [صدای خیالی ]
155.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بخدا‌هیچیم‌نی:)💔
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پول، مقام، قدرت، موقعیت های اجتماعی حقیر تر از اونی هستن که بخوان هدف انسان قرار بگیرن❤️‍🩹
من بودم و کُرور کُرور آرزو ولی زورم نمی‌رسید به دنیا، نمی‌رسید!
هدایت شده از ویلوبی'
‏اگه می‌خواید یکیو فراموش کنید، اسمشو بذارید پسوورد اینستاتون. تضمینی فراموش می‌شه
بقران فقط همین 😭😭😭😭
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
غذا خوردن اون رفیق ۴۰ کیلوییم: (هیچوقتم چاق نمیشه🤡😂) ִֶָ     ִֶָ     ִֶָ     ִֶָ     ִֶָ     ִֶָ     ִֶָ     ִֶָ     ִֶָ ·• 𝗝𝗢𝗜𝗡@SekanseBartarr
چت جی پی تی فهمیده چقدر ...ام
هدایت شده از چمیدونم‌والا🎀
میشه یدونه فاتحه بخونید برای پدربزرگم؟
گاهی فکر می‌کنم دیوارها همیشه از آجر و سنگ ساخته نمی‌شوند؛ بعضی از آن‌ها در سکوت آدم‌ها ریشه می‌دوانند و پشت لبخندهای تصنعی پنهان می‌شوند. دیوارهایی که نه چشم آن‌ها را می‌بیند و نه دست می‌تواند لمسشان کند، اما حضورشان را می‌توان در فاصله‌ی میان دو دوست، در حرف‌های نگفته و در سکوت کسی که هزاران حرف در دل دارد، احساس کرد. شاید عجیب باشد، اما گاهی آدم‌ها خودشان دیوار می‌سازند؛ نه برای دور کردن دیگران، بلکه برای محافظت از قسمت‌هایی از وجودشان که بی رحمانه زخمی شده‌اند. من هم گاهی به ساختن چنین دیوارهایی فکر می‌کنم؛ دیوارهایی که پشتشان می‌توانم بی‌آنکه مجبور باشم چیزی را توضیح دهم، خودم باشم. دور از قضاوت‌ها، لبخندهای اجباری و حرف‌هایی که تنها برای پذیرفته شدن گفته می‌شوند. شاید از بیرون، سکوت من نشانه‌ی غرور یا بی‌اعتنایی باشد، اما چه کسی می‌داند پشت این سکوت چه غوغایی برپاست؟ گاهی سکوت، کتابی است که هرکسی فرصت خواندنش را ندارد؛ کتابی با هزاران صفحه‌ی نانوشته که تنها در خلوت گشوده می‌شود. بااین‌حال، باور دارم که میان دیوار و زندان تفاوتی هست. دیوار می‌تواند پناه باشد، اما اگر بیش از اندازه بلند شود، حتی آفتاب را هم از ما دریغ می‌کند. من نمی‌خواهم آن‌قدر پشت دیوارهایم پنهان شوم که فراموش کنم بیرون از آن‌ها نیز زندگی جریان دارد. دلم می‌خواهد روزی کسی پیدا شود که برای عبور از دیوارهایم، نه سنگی بردارد و نه اصرار کند؛ فقط آن‌قدر صادق باشد که خودم بخواهم دریچه‌ای به رویش باز کنم. شاید شجاعت واقعی، خراب کردن تمام دیوارها نباشد؛ بلکه دانستن این باشد که کجا باید دیوار کشید و کجا باید در را باز گذاشت.