eitaa logo
کارتون انیمیشن 💕
121.6هزار دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
18هزار ویدیو
14 فایل
••🧿 ﷽ 🧿•• ⤿ 𝖶𝖾𝗅𝖼𝗈̸𝗆𝖾 𝗍𝗈 𝖬𝗒 𝖼𝗁𝖺𝗇᷍𝗇𝖾𝗅🧙🏻‍♀💓꒱ •🍒𝐂𝐫 : #AliR معدنِ انیمیشـن‌های خفن و باحال🥺🦕𓂃 𝐂𝐫𝐞𝐚𝐭𝐨𝐫: @RealAliRamezani . جهت رزرو تبلیغات : https://eitaa.com/joinchat/148570357C8d31b2f8d4 . کانون تبلیغاتی اوج : @Ads_Oj
مشاهده در ایتا
دانلود
25M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 نام : بلوط دانا 🍿𝐉𝗼𝗶𝗻᎒ @Caarton | کانال کارتون 🎀⃞ ݂🐣
هدایت شده از گسترده امید
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با یه تخم مرغ شش تا از این 👆نان لقمه ای درست کن که طعمش معرکه‌س🥖 این نان تو کمتر از نیم ساعت آماده میشه بدون دردسر و کاملااااا اقتصادی😃 آموزش رایگانشو مرحله به مرحله تو کانالم برات گذاشتم بیا ببین👇 https://eitaa.com/joinchat/2345533490C6813d32e61 آموزش رایگان انواع نان لقمه ای ویژه مدارس👆
هدایت شده از تبلیغات
تیم خانم عباسی تو آموزش قنادی و آشپزی سنگ تموم گذاشتن واقعا. پیشنهاد میکنم عضو بشید و از مطالب خوبشون استفاده کنید👇 https://eitaa.com/joinchat/2345533490C6813d32e61 یادگیری شیرینی پزی و آشپزی نیازه هر خانم خانه دار و حتی شاغلیه☺️
23.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 نام : بل و سباستین 🍿𝐉𝗼𝗶𝗻᎒ @Caarton | کانال کارتون 🎀⃞ ݂🐣
22.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 نام : خرسهای محافظ جنگل 🍿𝐉𝗼𝗶𝗻᎒ @Caarton | کانال کارتون 🎀⃞ ݂🐣
امروز صبح وقتی از خواب بیدار شدم،همسرم نبود...اومدم داخل حیاط با این صحنه مواجه شدم👇 https://eitaa.com/joinchat/3096315551Cd79470075f ادامه فیلم کانال 👆
سال ۹۸ بود… وسط جاده دخترم غیب شد! 😭یه تصادف وحشتناک، جاده‌ی خلوت و سکوت… همسرم پیاده شد که کمک کنه، همون لحظه ماشین دوم از روبرو کوبید به ما. وقتی به خودم اومدم، صندلی عقب خالی بود! هرچی تو اون بیابون گشتم، دخترم نبود… آب شده بود رفته بود تو زمین! اون شب، یه معجزه عجیب از امام حسین (ع) دیدم که زندگیم رو زیر و رو کرد. 🤲 https://eitaa.com/joinchat/3096315551Cd79470075f ادامه کانال روزمرگی مامان شکوه 👆
36.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 نام : خداوند لک‌لک ها رو دوست دارد 🍿𝐉𝗼𝗶𝗻᎒ @Caarton | کانال کارتون 🎀⃞ ݂🐣
25.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 نام : آبشار سرنوشت 🍿𝐉𝗼𝗶𝗻᎒ @Caarton | کانال کارتون 🎀⃞ ݂🐣
هدایت شده از تبلیغات
من دختر ی خدمتکار بودم اما از وقتی چشم باز کردم، داخل عمارت پدرخوندم (حشمت خان) مثل یک پرنسس بزرگ شدم همه چیز خوب بود…حتی بعد از مرگ مادرمم این زندگی ادامه داشت. تا وقتی که حشمت خان مُرد… بعد از چهلمش، پسرش جانشین شد و همون روز، زندگی منم عوض شد..برادر ناتنیم منو به دیوار کوبید و فریاد زد:مادرت یک کثافت بود… تو هم مثل همون هستی!یا از این عمارت برو یا مثل مادرت کلفتی کن. دنیا دور سرم چرخید…انگار از آسمان پرت شدم پایین…و من مجبور شدم بمونم همون جایی که تا دیروز برام مثل قصر بود. و کلفتی کنم....سال‌ها گذشت…تا اینکه یک روز… بتول خانم، رازی را فاش کرد. رازی که هیچ‌کس جرئت گفتنش را نداشت و فقط در چند ثانیه…همه چیز فرو ریخت…برادر ناتنیم خشکش زد چون فهمید..... برای خواندن ادامه داستان روی لینک زیر ضربه بزنید👇❌ https://eitaa.com/joinchat/402130601Cd852fdb3be
42.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 نام : گروه نجات اژدها 🍿𝐉𝗼𝗶𝗻᎒ @Caarton | کانال کارتون 🎀⃞ ݂🐣
33.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 نام : تنیس بازان 🍿𝐉𝗼𝗶𝗻᎒ @Caarton | کانال کارتون 🎀⃞ ݂🐣