💬 تجربه فشار خون اعضاء :
"سلام، من حسین ۴۴ ساله ام، اهل مازندران
دو سال بود فشارم میرسید ۱۶ روی ۱۰. سردرد و سنگینیِ پشت گردن امانم رو بریده بود. دکتر دو تا قرص فشار نوشته بود ولی هر وقت میخوردم سرگیجه میگرفتم و حالم بدتر میشد.
پسرم کانال استاد احسانیان رو برام فرستاد. دمنوشی که استاد معرفی کردن رو صبح و شب خوردم. بعد از ۳ هفته فشارم شد ۱۲ روی ۸!
الان یک ماهه قرص نمیخورم و فشارم ثابته.🙏"
لینک کانال استاد با ۵۱۱ هزار نفر درمانجو👇
https://eitaa.com/joinchat/2544959632C431da444a7
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میکس🥳💓
ִֶָ ִֶָ ִֶָ ִֶָ ִֶָ ִֶָ ִֶָ ִֶָ
֢🍿𝐉𝗼𝗶𝗻᎒ @Caarton | کانال کارتون 🎀⃞ ݂🐣
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سگ های قطبی🦮🤍
🍿𝐉𝗼𝗶𝗻᎒ @Caarton | کانال کارتون 🎀⃞ ݂🐣
💬 تجربه دوست عزیز ما، خانوم سارا:
"من ۶ ماه بود موهام دسته دسته میریخت...هر بار که شونه میزدم انگار داشتم طاس میشدم.خیلی این در اون در زدم و دکترا هم فقط قرص و ویتامین تجویز کرده بودن ولی ریزشم قطع نمیشد!
یه روز اتفاقی کانال آقای احسانیان رو دیدم و به پیشنهاد ایشون این دمنوش رو خوردم. بعد ۱۴ روز باورم نمیشه ریزشم ۸۰٪ قطع شد و موهای پشت سرمم در حال رشد کردنه😍
بیخود نیست کانالشون 510 هزار نفر عضو داره"👇
https://eitaa.com/joinchat/2544959632C431da444a7
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انیمیشن و دوبله میبینم چون:🤣🤣
🍿𝐉𝗼𝗶𝗻᎒ @Caarton | کانال کارتون 🎀⃞ ݂🐣
400.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
معجون شرک میخوام بچه ها /:🥺🔮
🍿𝐉𝗼𝗶𝗻᎒ @Caarton | کانال کارتون 🎀⃞ ݂🐣
هدایت شده از تبلیغات گسترده منتخب
تا میگیم کفش چرم طبیعی همه فکر میکنن بالای ۵ ملیون تومنه ✅
ولی اینجا کفش های چرم طبیعی تبریز داره با کیفیت بالا و زیره راحت و عالی👞
قیمت هاش هم تقریبا نصف قیمت بازاره 😎 👇👇
https://eitaa.com/joinchat/428212893C8bd63ae534
👞 کفشای اینجا چرم تبریزه ، طبی و راحت هم هست
✅ دنبال خرید راحت و بدون دغدغه از یه جای معتبر هستی با نصف قیمت بازار این کانال مناسبته :
👇👇
https://eitaa.com/joinchat/428212893C8bd63ae534
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و شاید تو در جهانی دیگر با من درست رفتار کردی :)
🍿𝐉𝗼𝗶𝗻᎒ @Caarton | کانال کارتون 🎀⃞ ݂🐣
876.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کیا اینطورین؟ 😂🥹💘
🍿𝐉𝗼𝗶𝗻᎒ @Caarton | کانال کارتون 🎀⃞ ݂🐣
هدایت شده از تبلیغات
من #غزل ی دختر زیبای کُرد دختری سرکش و زبوندراز و دخترِ یکییکدونهی کدخدای روستامون، بابام اینقدر دوستم داشت که حد و حساب نداشت ولی خب بین این دوست داشتنش یکم زورگو هم بود و میخواست منو به زور به عقد پسر کدخدای روستای بالاتری در بیاره ولی خب من مخالف بودم، من اصلا اون پسرو دوست نداشتم بخاطر همین شبی که به زور میخواستن منو عقد کنن از خونه فرار کردم تا با پسری که فکر میکردم عاشقمه برم، ولی اون نامرد ولم کرد و من از ترس سر از باغ مردی به اسم آیخان درآوردم. آیخان ی مردِ پرابهت، جذاب و ترسناک بود که سنش دو برابر من بود و کل روستا ازش حساب میبردن. از شانس بدم همونجا اهالی روستا و بابام ما رو تو تاریکی با هم دیدن و آیخان مجبور شد منو به عقد خودش دربیاره. بمحض اینکه من بله رو گفتم. دستمو گرفت فشار داد و کنار گوشم چیزی گفت که از ترس قالب تهی کردم اون میخواست منو.....😱😢
برای خوندن ادامهی داستان روی لینک زیر بزنید👇
https://eitaa.com/joinchat/2322597545Ca27d44fc4c
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ایده نقاشی از انیمیشن کورالین🐾❤️🔥
ִֶָ ִֶָ ִֶָ ִֶָ ִֶָ ִֶָ ִֶָ ִֶָ
🍿𝐉𝗼𝗶𝗻᎒ @Caarton | کانال کارتون 🎀⃞ ݂🐣