هدایت شده از «رینبؤدش ؤ پینکی | لآیف استآیل.🎀»
شـــٓـبتؤن پـــُر از آرآمــــشٓ 💆🏻♀️💓
فٓــــردآ میبیـٓـــنمتؤن. بـآی بـآی ✨🍒
هرکس عضو شه بهش اموزش فیل رو یاد میدم
https://eitaa.com/uioprh
آیدیم
@Robfdk
سکه میفروشم معتبر هستم
رضایت هم دارم
آیدیم
@Kitijon
گپ واسه ریپ ها
https://eitaa.com/joinchat/1558513368C548c7da808
هدایت شده از - 𝗖𝖾𝗇𝗍𝗋𝖺𝗅
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هرکس عضو شه بهش اموزش فیل رو یاد میدم
https://eitaa.com/uioprh
آیدیم
@Robfdk
هدایت شده از فور؟کممم~بانی๋̟࣭ شاپ
هر کی تیز تر از آمار 130 بشاته سکه میدم بهش💆🏻♀
بدو بجوین که نزدیک تر بشیم فیک نیستم
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_pxeaooy&btn=ایلیام
ناموسا کویره بیاین تروخدا😔.
لینک چنل : ⸢ @Centra1 ⸥
اد میکنم عشقای من🍓
لطفا حمایت کنین
https://eitaa.com/joinchat/594413073C7b07f1a27f
پارت10 رمان خطر عشق
ویو لیسا : روی تخت بیمارستان بیدار شدم چشمام بزور باز میشد یهو دیدم چند نفر اومدن داخل
- لیسا ( اومد دستشو گرفت و شروع کرد گریه کردن) نباید تنهات میزاشتم نباید میزاشتم تنها بری ببخشید غلط کردم
( جنی و تهیونگ اومدن داخل)
× لیسا ( با گریه)
+ من ... م من شما رو میشناسم؟
- تو منو یادت نمیاد؟ ( با بغض)
+ ....ن نه
- ( دستشو ول کرد و رفت بیرون سمت دکتر )
- تا کی منو یادش نمیاد
دکتر : آقای جئون دوبار گفتم ممکنه یک چند روزی طول بکشه
- یعنی هیچ کاری نمیتونید بکنین که زود تر خوب بشه؟؟؟؟
دکتر : خیر اگر میشد میگفتم...
- (افتاد روی زمین) چرا..
ویو به چند ساعت بعد:
( لیسا مرخص شد و با کوک رفتن سوار ماشین شدن داخل راه بودن)
+ ام آقا ببخشید داریم کجا میریم؟
- اقا؟ من نامزدتم ( بغض و ناراحتی)
+ چی ؟ داری باهام شوخی میکنی؟
- شوخی ؟ ما چند وقته باهمیم
+ ازم میخوای باور کنم ؟ از کجا معلوم منو ندزدیدی؟
- هی لیسا خفه شو بسه ( عصبانیت)
+ به من میگی خفه شو ؟ با چه جرعتی؟
- لیسا عصبانیم نکن
+ هه عصبانی شو ببینم چیکار میکنی
- محکم گاز میداد
+ نکن من میترسم بس کن ( گریه)
- دیگه دیره ( محکم تر گاز میداد)
+(همچنان گریه میکرد) بس کن (داد)
( رسیدن امارت)
- ( از ماشین پیاده شد اومد سمت لیسا لیسا رو پیاده کرد بلندش کرد بردش داخل امارت و بردش داخل اتاق پرتش کرد روی تخت )
+ چیکار میکنی؟( ترس)
- ( اومد وحشیانه لباسای لیسا رو کند و همینطور لباسای خودشو)
+ نه نه لطفاً نه ببخشید
- میخواستی انقدر عصبانیم نکنی
( شروع کرد ل.بای لیسا رو خو....رد.ن و همچنان اهمممم میکرد )
+ اه اهه نکنن بسه ولم کن ( گریه و داد نفس نفس میزد)
- ( کنار کشید و لباساشو تنش کرد و رفت دم پنجره سیگار کشید)
+ از متنفرم تو بهم تج......او...ز کردی ( با گریه ریز)
- تجاوز ؟؟؟ منو تو دفعه ی اولمون نبوده ( یکم صداش و برد بالا)
+ چی ؟ من حتی تورو نمیشناسم
- (سعی کرد آروم باشه و چیزی نگه فقط رفت و یکم و...یس..کی برای خودش ریخت )
+ ( نشسته بود روی تخت و گریه میکرد)
- (رفت بیرون)
+ فردا فرار میکنم بهت قول میدم ( زمزمه و گریه)
( سازنده ی رمان: وای نه حاجییییی)
ویو فردا صبح:
+ (از خواب پاشدم رفتم صورتمو شستم و کارای لازم و کردم رفتم بیرون )
- اومم که میبینم خانم کوچولو بیدار شده بیا آجوما برات صبحونه بیاره ( نیشخند)
+ تو جایی میری؟ ( لبخند الکی)
- ماموریت دارم برمیگردم تا عصر
+ زیر لب :( خوبه تا اون موقع من دیگه نیستم)
- چیزی گفتی؟
+ نه...
- خب من میرم
ویو به چند ساعت بعد :
+ (خودمو آماده کردم میخواستم فرار کنم دیدم دور تا دور امارت پر بادیگارد بنابراین نمیتونم از در ورودی برم ، چندتا پارچه دیدم بهم وصل کردمشون اصلا وقت نکردم به ساعت نگاه کنم دیدم ساعت هفت و نیم هوا تاریک شده بود یادم اومد الان کوک میاد سریع پارچه هارو به هم وصل کردم و دور کمرم بستمو کردم به تاج تخت وصل کردم داشتم میرفتم پایین به زمین رسیدم سریع پارچه هارو از تنم جدا کردم و دوییدم توی خیابون تقریبا دور شده بودم که یک دستی درو کمرم حلقه شد)
- که فرار میکنی....
ادامه ی رمان و میخوای؟ بیا اینجا خوشگله
https://eitaa.com/joinchat/2590181079Cfad979e588
بیا اینجا اگر خدایی نکرده فی🐘ل شدیم
https://eitaa.com/joinchat/83232473C8b6f9a538a
سـلام سلـام...
تمام این فونت هارو میدم 🌟
فقط و فقط 300سـ.ــکه ی کافه ایتا💓
به خدا فیک نیستم فیک نباش💦
اگه فکر میکنی فیکم بگو نصف فونتارو میدم⭐
آیدیم🥛🍦🍬
@Adrina_Fox_love_sade 🍪🥥🥯
این استیکرارو میدم فقط 50 سـ.ـکه 💦
بقیه میدن 100 من میدم50 🍬
من اول استیکرارو میدم بعد شما سکـ.ـه بدید🍴
@Adrina_Fox