eitaa logo
- 𝗖࣪͟𝗮̸𝗳࣭𝗲 𝗧𝗶࣪͟𝗺̸࣭𝗲𖧧 ۫ ֢ 𓏺 ִֶָ֪֢
70 دنبال‌کننده
772 عکس
138 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
شـــٓـبتؤن پـــُر از آرآمــــشٓ 💆🏻‍♀️💓 فٓــــردآ میبیـٓـــنمتؤن. بـآی بـآی ✨🍒
هرکس عضو شه بهش اموزش فیل رو یاد میدم https://eitaa.com/uioprh آیدیم @Robfdk
سکه میفروشم معتبر هستم رضایت هم دارم آیدیم @Kitijon گپ واسه ریپ ها https://eitaa.com/joinchat/1558513368C548c7da808
هرکس عضو شه بهش اموزش فیل رو یاد میدم https://eitaa.com/uioprh آیدیم @Robfdk
هر کی تیز تر از آمار 130 بشاته سکه میدم بهش💆🏻‍♀ بدو بجوین که نزدیک تر بشیم فیک نیستم
پارت10 رمان خطر عشق ویو لیسا : روی تخت بیمارستان بیدار شدم چشمام بزور باز میشد یهو دیدم چند نفر اومدن داخل - لیسا ( اومد دستشو گرفت و شروع کرد گریه کردن) نباید تنهات میزاشتم نباید میزاشتم تنها بری ببخشید غلط کردم ( جنی و تهیونگ اومدن داخل) × لیسا ( با گریه) + من ... م من شما رو میشناسم؟ - تو منو یادت نمیاد؟ ( با بغض) + ....ن نه - ( دستشو ول کرد و رفت بیرون سمت دکتر ) - تا کی منو یادش نمیاد دکتر : آقای جئون دوبار گفتم ممکنه یک چند روزی طول بکشه - یعنی هیچ کاری نمیتونید بکنین که زود تر خوب بشه؟؟؟؟ دکتر : خیر اگر میشد میگفتم... - (افتاد روی زمین) چرا.. ویو به چند ساعت بعد: ( لیسا مرخص شد و با کوک رفتن سوار ماشین شدن داخل راه بودن) + ام آقا ببخشید داریم کجا میریم؟ - اقا؟ من نامزدتم ( بغض و ناراحتی) + چی ؟ داری باهام شوخی میکنی؟ - شوخی ؟ ما چند وقته باهمیم + ازم میخوای باور کنم ؟ از کجا معلوم منو ندزدیدی؟ - هی لیسا خفه شو بسه ( عصبانیت) + به من میگی خفه شو ؟ با چه جرعتی؟ - لیسا عصبانیم نکن + هه عصبانی شو ببینم چیکار می‌کنی - محکم گاز میداد + نکن من میترسم بس کن ( گریه) - دیگه دیره ( محکم تر گاز میداد) +(همچنان گریه میکرد) بس کن (داد) ( رسیدن امارت) - ( از ماشین پیاده شد اومد سمت لیسا لیسا رو پیاده کرد بلندش کرد بردش داخل امارت و بردش داخل اتاق پرتش کرد روی تخت ) + چیکار میکنی؟( ترس) - ( اومد وحشیانه لباسای لیسا رو کند و همینطور لباسای خودشو) + نه نه لطفاً نه ببخشید - میخواستی انقدر عصبانیم نکنی ( شروع کرد ل.بای لیسا رو خو....رد.ن و همچنان اهمممم میکرد ) + اه اهه نکنن بسه ولم کن ( گریه و داد نفس نفس میزد) - ( کنار کشید و لباساشو تنش کرد و رفت دم پنجره سیگار کشید) + از متنفرم تو بهم تج......او...ز کردی ( با گریه ریز) - تجاوز ؟؟؟ منو تو دفعه ی اولمون نبوده ( یکم صداش و برد بالا) + چی ؟ من حتی تورو نمی‌شناسم - (سعی کرد آروم باشه و چیزی نگه فقط رفت و یکم و...یس..کی برای خودش ریخت ) + ( نشسته بود روی تخت و گریه میکرد) - (رفت بیرون) + فردا فرار میکنم بهت قول میدم ( زمزمه و گریه) ( سازنده ی رمان: وای نه حاجییییی) ویو فردا صبح: + (از خواب پاشدم رفتم صورتمو شستم و کارای لازم و کردم رفتم بیرون ) - اومم که میبینم خانم کوچولو بیدار شده بیا آجوما برات صبحونه بیاره ( نیشخند) + تو جایی میری؟ ( لبخند الکی) - ماموریت دارم برمی‌گردم تا عصر + زیر لب :( خوبه تا اون موقع من دیگه نیستم) - چیزی گفتی؟ + نه... - خب من میرم ویو به چند ساعت بعد : + (خودمو آماده کردم میخواستم فرار کنم دیدم دور تا دور امارت پر بادیگارد بنابراین نمیتونم از در ورودی برم ، چندتا پارچه دیدم بهم وصل کردمشون اصلا وقت نکردم به ساعت نگاه کنم دیدم ساعت هفت و نیم هوا تاریک شده بود یادم اومد الان کوک میاد سریع پارچه هارو به هم وصل کردم و دور کمرم بستمو کردم به تاج تخت وصل کردم داشتم میرفتم پایین به زمین رسیدم سریع پارچه هارو از تنم جدا کردم و دوییدم توی خیابون تقریبا دور شده بودم که یک دستی درو کمرم حلقه شد) - که فرار میکنی.... ادامه ی رمان و میخوای؟ بیا اینجا خوشگله https://eitaa.com/joinchat/2590181079Cfad979e588 بیا اینجا اگر خدایی نکرده فی🐘ل شدیم https://eitaa.com/joinchat/83232473C8b6f9a538a
سـلام سلـام... تمام این فونت هارو میدم 🌟 فقط و فقط 300سـ.ــکه ی کافه ایتا💓 به خدا فیک نیستم فیک نباش💦 اگه فکر میکنی فیکم بگو نصف فونتارو میدم⭐ آیدیم🥛🍦🍬 @Adrina_Fox_love_sade 🍪🥥🥯
این استیکرارو میدم فقط 50 سـ.ـکه 💦 بقیه میدن 100 من میدم50 🍬 من اول استیکرارو میدم بعد شما سکـ.ـه بدید🍴 @Adrina_Fox