هدایت شده از Dear diary
دختره برای پیدا کردن قاتل یجوری میره گذشته سرصحنه هایی که قرار بوده قتل اتفاق بیوفته، و اونجا یهو مامانشو تو دوران دبیرستان میبینه و برخلاف چیزی که انتظار داشته، مامانش از این دافای جیگر بوده که بقیه رو بولی میکرده، دختره هم هی یادش میره که نباید مامان صداش کنه، هی میپیچونه میگه ماماسیتا،مامانه هم فکر میکنه دختره لزبینه که همش ماماسیتا صداش میکنه :))