کتابخآنهیگربهای؛
چندشب پیش خواب دیدم با محیا رفتیم کتاب فروشی بعد دیدم جلدای جدید کاراگاه ماریلا(مجموعه ای که بچه بود
وای بچه ها رندوم دلم خواست توی یه کتابخونه یا کتابفروشی بمیرم؛)
هدایت شده از ˒ 𖤐˚.𝖦ᥲ𝗅ᥲ𝗑𝗒
نپتون ، ممنون که به این دنیا اومدی
و با وجودت یه جهانو نورانی کردی.
کتابخآنهیگربهای؛
نپتون ، یکی از آرزوهات قراره واقعی بشه.
قراره تو کتابخونه بمیرم؟ 🤩
خمیر هواخشک میخوام
مفتول میخوام
چسب حرارتی میخوام
اکرلیک سفید و مشکی میخوام
(یهو همهی چیزمیزام ته کشیدن😭)
به چشم زخم و اینا اعتقاد ندارم ولی الان که دقت کردم دست همسا نماد نازیه btw😭