کتابخآنهیگربهای؛
اسکل کیه؟چیه؟چقدر نازه
یه خنگولیه که توی فصلای معتدل و گرم دونه و بلوط و این چیزا جمع میکنه زیر خاک دفن میکنه که زمستون بخوره ولی زمستون که میشه جاشونو یادش میره بعدم به خواب زمستونی میره ولی سال بعد بازم همین کارارو تکرار میکنه:)
کتابخآنهیگربهای؛
نه میدونم ولی از کجا دیدیش؟
آها آهاا
خب چیزه رفته بودیم بازیما
سه تا بخش بود یکیش اینجوری بود که یه مجسمه کَلهی آدمِ گنده بود از تو دهنش وارد میشدیم و گوش و چشم و قلب و دستگاه گوارش و دستگاه تنفس و اینا بود یه خانومی هم بود توضیح میداد(نه تنها همشو خودم میدونستم بلکه حتی خانومه یه چیزاییو کامل نگفت یا اشتباه گفت که من درست و کاملشونو بلد بودم🗣) بعدم از توی روده و مخرج میرفتیم بیرون-
anyway
بخش دوم راجب به وجود اومدن منظومه شمسی و اولین موجودات زنده و فسیل هاشون و سنگای معدن و اینا بود
بخش سوم راجب جانوران و اینا بود کلی هم موجود تاکسیدرمی شده و فسیل دایناسور و فسیل نهنگ داشت
توی دو تا بخش بعدی هم خانومای راهنما بودن بازم همه رو خودم already میدونستم