امروز؟
دل درد و کمر درد، تیرامیسو و جشن تولد یه سالگی فالن، کمبودِ شدیدِ آب توی اکیپ، آزمون مسخرهی ریاضی،عربی، دو زنگ ادبیات، ناگت، شالامبوسِ دو
هدایت شده از مَحفآ؛
https://eitaa.com/joinchat/625477387Ca5c0cac4a9
پاشین بیاین اینجا
قول میدم خوش بگذره
شنبه 4 مهر؟
معتادت تموم نشد؟، صراف و پسرش که شهید بهشتی بود و جوک های شوهرعمه ایش، ببببببخخخخشیییددد، گروه سرود بشین خیلی هماهنگین، الما برو از محیا چیپس بگیر🗣، آرام و دراماهای مسافرتشون، اگر جلسه بعد آرام زنده باشه، موسوی که ابهت داشت و یکم ترسناک-، آرام سقای فرزانگان زده، اولین درس خوندنِ سال تحصیلی که تکالیف ریاضی بودن، شب غرور و تعصبو شروع کردم ☝️🏻
یکشنبه 5 مهر؟
دراماهای آب اوردن واسه موسوی، همتون زشتین، من صف ندارم ما هم فرار میکنیم، رنگ قرآن دوستامونو معرفی کردیم و چیزی دیدیم که زندگیمون به قبل وبعدش تقسیم شد، از اونور با ذذی بوقلمون کچل کردیم، تراپیست بازی با نوتا و سیلکییی، زیپ آروشا صدای گوز میده🗣
دوشنبه 6 مهر؟
دو زنگ زیست، منکهمیدونمشادیپیشهپانیکردهبوددرسهرو، فیزیک که کلاسمون توی دلقک ترین حالتش بود و خوش گذشت، زنگ تفریحش salvatore لانا دل ری با گیتار آنیتا، پیام ها با بهمئییییییییی و تلف کردن زمان کلاس چون همیشه رو بهمئی جواب میده، رفتیم دندونپزشکی، بعدم به بقیه پچه های کلاس مثل عقبمونده ها شروع کردیم ریاضی خوندن🤣(هفت تقسیم بر هفت میشه صفر)