✨افکار یک گربه خسته🐈⬛(و بی حوصله)
منو یاد شوما انداختت
روزی ۱۰ بار میبینم 🤣👌
صبح که زود بیدار شدیم و داشتیم تو شله زردا قاشق میزاشتیم
بعدشم رفتیم سر روستا (عاشق جمله بندی خودمم🤣)که سلام دادن علم هارو ببینم ، ولی چون رستا همرام بود و هوا هم گرم بود و علم دو تا روستا دیر اومدن برا همین تا نصف بودیم و بعد برگشتیم(خونه مادربزرگم لولای محله برا همین راه کمه)
خلاصه یکم واسادیم تا دسته شلوغ تر بشه
بعدشم کمکم شله زردا رو پخش کردیم تو دسته و ۱۰ دقیقه ای تموم شد😂
شله زرد که تموم شد داییم کلمن دست گرفت (نبود میز🥸)و منم لیوان از یه جایی به بعد آب خنک میدادیم
تموم شدو رفتیم داخل خونه همین که کولرو روشن کردم مادربزرگم گفت پاشین بریم خونه فلان دایی😁(مثلاً اسمو نگفتم🤣) مامانم چون خیلی خسته شده بود گفت نمیام خالم گفت فععععک نکنم که بیاد
مادربزرگم که منو این وسط گیر آورد گفت پاشو بریم☺️(😩)
ما پیادهههه تو اون شلوغی راه افتادیم و رفتیم اونجا، اونجا هم چون اصلا از روستا های اطراف نیومده بودن اونجا فقط فامیلا بودن(البته یه ۳ نفر غریبه بودن ولی اونا هم یه جورایی آشنا بودن😂)
ینی تنها نفعی که رفتن من به اونجا داشت این بود که نینیو دیدم 🥺 و ناهار خوردم و آنجا بدون کولر خیلی خنک بود
تقریبا تا ساعت ۴ اونجا بودیم و بالاخرهههه رفتیم خونه🤦🏻♀
خونه هم که رفتیم نزدیک بود منو ببرن یه جایی
که خداروشکررر نرفتم و خونه موندم و خنک شدم
همه اومدن و فک کنم ساعت ۷ پاشدیم بریم آرامگاه برا شام غریبان
منو اون یکی خالم رفتیم شمع بخریم که دیدیم ندارن🥸برگشتیم و دیدیم بابام شمع خریدهه(خوشحالیییی😃) بعدم رفتیم جاهایی که میدونستیم از جمله پدر بزرگم(خوشحال میشم فاتحه بفرستین 🥲) شمع روشن کردیم و کلیپ محرم امسال و دیدیم
بعدشم دوباره رفتیم خونه مادربزرگم شام خوردیم و چون بابام گلخونه کار داشت رفتیم اونجا در حد ۱۰ دیقع اونجا بودیم و در همین حین مامانم داشت ریحون میچید و رستا غر میزد☺️
سوار ماشینم که سدیم رستا رو پام خوابید و منم چون شلوار پارچه ای پام بود داشتم خودمو میخوردم که غر نزنم😂🤦🏻♀
بعد یه ربع بیست دقیقه که انگار سه ساعت بود رسیدیم خونمون
که من بیهوووووش شدم
✨افکار یک گربه خسته🐈⬛(و بی حوصله)
صبح که زود بیدار شدیم و داشتیم تو شله زردا قاشق میزاشتیم بعدشم رفتیم سر روستا (عاشق جمله بندی خودمم
چقد تایپ کردم😦
اشکال نداره بخونین 🥴
هدایت شده از G
سلاام🌟
welcome to سومین تقدیمی دیلی یکی
*کرینج بازی😝(یعنی کی درست میشم؟)
بیخیال😮💨
بریم سر اصل مطلب😋
-تو:
¹.اینجا عضو میشی.
².تگتو پرت میکنی تو صورتم.
³.این پیامو فورمیزنی اونجا که باید.
و
-من:
چنلتو به یه شخصیت غیرواقعی تشبیه میکنم
🌟نکته:
🌟ظرفیت:
*سطل
من تو یه سری تقدیمیا شرکت کردم
که اصن نمیدونم دادن یا نه😭😂
بیزحمت اگه دادین یه ندا بدین
حداقل تشکر کنم🥸🙈