«مطمئن باش که مهرت نرود از دل من؛
مگر آن روز که در خاک شود منزل من💜🥂»
#حافظ
💞🍃@lovely_lifee💞
خواهریا خواندن آیه الکرسی رو فراموش نکنید👌
🌸 آیه الکرسی 🌸
بسم الله الرحمن الرحیم
🍃اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ من ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ
منْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ🍃
🍃لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ🍃
🍃اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُوا
أوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ🍃
❤️الّلهُمَّ صَلِّ عَلے مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم❤️
⚜️ صلوات خاصه امام رضا (ع)⚜️
🌺 اَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلیٰ عَلِیِّ بْنِ مُوسَی الرِّضَا الْمُرتَضَی ، اَلْاِمامِ التَّقِیِّ النَّقِیِّ ، وَ حُجَّتِکَ عَلیٰ مَنْ فَوْقَ الْاَرضِ وَ مَنْ تَحتَ الثَّریٰ ، اَلصِّدّیٖق الشَّهیدِ ، صَلوٰةً کَثیٖرَةً تٰآمَّةً ، زٰاکِیَةً مُتَوٰاصِلَةً ، مُتَوٰاتِرَةً مُتَرٰادِفَةً ، کَأَفْضَلِ مٰا صَلَّیْتَ عَلیٰ اَحَدٍ مِنْ اَوْلِیٰائِکَ. 🌺
❤️❤️
🕊چکاوک
🍃🍃🍃🌸🍃 ناصر خندید و گفت حالا طرف کی هست ؟سرش به تنش میارزه؟ زن عمو گفت به از شما نباشه پسر برازند
🍃🍃🍃🌸🍃
طبیب یکم فکر کرد و گفت خب بعضی خانوما اینجورین اوایل حاملگی دوره هم دارن ،طبیب که رفت مامان بالا سرم نشسته بود و آهسته اشک میریخت گفت دردت به جونم محمدرضا دست روت بلند کرده ؟
گفتم دیشب از خونه ناصر که اومدیم منو زیر مشت و لگدش گرفت .شکر دستشو گذاشته بود رو شکمش و باغصه به من نگاه میکرد گفت خانم جان میخواین بفرستم پی نادر یا آقاجان بیان وضعیت ثریا رو ببینن پا درمیونی کنن که آقا محمد رضا رعایت حال زن حاملشو بکنه ؟
مامان با عصبانیت گفت بشکنه دستش بشکنه که دست رو ضعیفه بلند نکنه ،بالا سرم نشسته بود و هی زار میزد و میگفت لعنت به بخت سیاهت ثریا چرا اینجوری شدی ؟ عصبی بودم درد بدی تو وجودم پیچیده بود از همه بدتر حرفای مامان بود زخم قدیمی رو باز کرده بود و روش نمک میریخت ،بلند شدم و آخ بلندی گفتم که مامان گفت چیشده ثریا جان چرا بلند شدی؟الهی مادرت برات بمیره
گفتم نمیخواد برای من بمیری خانم جان اون زمانی که به زور شوهرم دادین منو کشتین حالا با این وضعیت چیزی از بدبختی من کم میشه؟
مامان محکم میزد به خودش و میگفت مگه من خواستم تورو بدبخت کنم من خوشبختی تورو میخواستم گلوم درد میکرد حالم بد بود ولی دلم انقد پر بود که فقط داد میزدم و میگفت شماها منو بدبخت کردین حالا هم بزارین به درد خودم بمیرم
صدای در اومد دیدم عبداله که طبیب برده بود رفته بود به آقاجان خبر داده بود همراه عمو اومدن داخل ،بابا وارد که شد منو که دید رنگ از رخش پرید نمیدونستم چه قیافه ای دارم که همه انقد دلشون برام میسوزه عمو اومد جلو و گفت چیشدی دخترم چرا رنگ و روت انقد زرده؟ لبت چرا پاره شده؟ کدوم ح..رومزاده ای باهات این کارو کرده؟
گفتم همون ح...رومزاده ای که بچش تو شکممه، عمو یه لحظه نفهمید چی گفتم که مامان با اخم و تشر گفت لال بشی الهی ثریا. گفتم این همه مدت لال شدم اینم شد نتیجش الان لال بشم فایده ای داره؟ عمو گفت درست بگو ببینم چیشده ثریا؟
گفتم من از شوهر فقط اسم محمدرضا روم بود از شب اول گذاشت و از این خونه رفت و نزدیک صبح اومد خونه دیشبم وقتی فهمید که مهتاب داره ازدواج میکنه منو انقدی زد که از حال رفتم و انداختم گوشه خونه و خودش رفت بیرون ،عمو گفت بشکنه دستش الهی رو کرد به بابا و گفت شرمندتم محمد رو سیاه همتونم ، بابا گفت حالا اتفاقیه که افتاده باید به فکر چاره باشیم
این حرفو که شنیدم حس کردم حون تمام بدنم یخ بست ، سرم داشت نبض میزد و حس کردم هر لحظه ممکنه از فشاری که بهم میاد پس بیفتم داد زدم راه چارش مرگ منه
┅┄ ❥❥@Chakavak110🕊
همزمان با صبح چشم خورشیدے تو
جهت پنجرہ را مے ڪاود
دشت روشن شدہ از روشنے رخسارت
ابر بیدارے در غربت ما مے بارد
بال اگر ذوق پریدن دارد
صبح اگر میل دمیدن دارد
باغ اگر سبزتر از سبز آمد
برڪت آب زلالے است
ڪہ از چشم ترت مے بارد...
💞🍃@lovely_lifee💞
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
درود هایی به رنگ برگ های طلایی پاییز برتو که نهایت مهری
پگاه بهرام شیدت آراسته به گوهر های نیک بختی ،تنوردلت گرم به مهر وامید
تصنیف دل انگیز پرندگان کوچه باغ های بوستان با طراوات همراه ضرب آهنگ دل پرمهرت باشد
💞🍃@lovely_lifee💞
⦙ دلبـــرم♥️...
⦙ من تموم آشوب های این دنیام ؛
⦙ و تو تموم آرامش های ممکن این جهان هستی!
⦙ من تموم جنگ های پی در پی ؛
⦙ و تو تموم آتش بس های ممکن این دنیایی!
⦙ من تموم بارون های پاییزم ؛
⦙ و تو تموم رنگینکمون های روزهای بهاری!
⦙ من تموم قهوه های تلخ کافه های جهانم ؛
⦙ و تو تموم حبه های قند شیرین جهانی!
⦙ و در آخر من تموم غربتهام ؛
⦙ و تو تموم خونههای امن روی زمینی💒🌿 ִֶָ !›
💞🍃@lovely_lifee💞
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
خدایا امروز دلمان را در جویبار رحمتت
چنان شستشو ده که
هر جا نفرت هست، دوستی
هر جا یاس هست، امید
و هر کجا زخمى هست، درمان
جایش را بگیرد
💞🍃@lovely_lifee💞
❪ ناگهان دلم از دوستی او سرشار شد.
❪ او را با ستایشی بیمرز دوست داشتم!
❪ انگار که سالهای سال با هم فکر کرده بودیم،
❪ دوش به دوش هم جنگیده بودیم و یک دهان ❪ ترانه خوانده بودیم :)❤️💚!
💞🍃@lovely_lifee💞
خواندنی👌👇
نخستین لوله کشی آب دردوره ی ساسانیان
ایرانیان نخستین،کسانی بودند که لوله کشی آب داشتند
مردم دردوران ساسانی با این فناوری ،چشمه های که در پایین شهر بود را لایروبی میکردند و با ایجاد حفره آن را با ساروج اندود میکردند درست همان گونه که امروزه با لوله فلزی انجام میدهند،آب،چشمه هارا ،به سمت شهر ها می آوردند،آنگاه بجای اتصال لوله های سفالی از راه ساخت نر و ماده انجام میگرفت ،پس از اتصال تنبوشه ها نرو ماده دور آنها را با ساروج که مادهای ساخته شده از اهک ،گچ،سفیده تخم مرغ،میپوشاندند!
نمایی از سیستم لوله کشی ۵۰۰۰ساله محوطه باستانی فراش لرستان...
این لوله ها از جنس سفال بودند و برای انتقال آب ساخته شده اند و مشابه سیستم انتقال آب تپه چغامیش در خوزستان هستند!
واردشو👇👇
🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃
لینک کانال،👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c
13.97M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
↓
‹ هوامو داری ؛
همه جا باهامی آدم حسابی❤️!"›
💞🍃@lovely_lifee💞