هدایت شده از Idk
مدتهاست میفهمم بعضی لحظهها مثل نسیم هستن، نمیتونی نگهشون داری،
ولی حسشون تا مدتها باهات میمونه.
این همون نسیمه. نه برای جاودانگی،
نه برای اثبات، فقط برای ثبت کردن اون حس که باید ثبت میشد.
شاید وقتی دوباره بخونیش، حسش تغییر کنه، اما ریشههاش همونجا میمونن،
همانطور که از اول بودن.
Yours: https://eitaa.com/joinchat/1494549909Cddf6597bd8 🕯
هدایت شده از Idk
این متن از دل روزهای عادی اومده،
روزهایی که هیچ چیز غیرعادی نبود،
ولی بعضی چیزها هنوز عمیق بودن.
من فقط خواستم اون عمق رو ثبت کنم.
نه برای گفتن، نه برای تغییر دادن.
فقط ثبت، مثل یه عکس قدیمی که بدون فیلتر، واقعی باشه.
وقتی این نامه رو میخونی، شاید لبخند بزنی یا سکوت کنی، ولی همین سکوت، همون چیزیست که میخواستم باشه.
Yours: https://eitaa.com/joinchat/3257992479C036aab28a9 🕯
هدایت شده از Idk
آخرش، فقط میخوام بدونی که بعضی حضورها حتی وقتی کلمهای رد و بدل نمیشه، اثر خودشون رو میذارن.
این نامه هم از همون اثرهاست. نه ادعا، نه اعتراف، فقط ثبت یک حس ساده و واقعی.
شاید بخشی از روزت باشه،
شاید فقط یه لحظهی فکر، ولی همین لحظه، ارزش نوشتن داشت.
Yours: https://eitaa.com/joinchat/2713322801C96be111b61 🕯
هدایت شده از Idk
من مدتها صبر کردم،
به این فکر کردم که شاید دیر باشه، شاید وقتش نباشه،
اما بعد فهمیدم بعضی چیزها هیچوقت دیر نیستن.
حضور تو، حتی وقتی مستقیماً با هم حرف نمیزنیم،
اثر خودش رو گذاشته،
و این نامه، راهیه برای نشون دادن همون اثر بیصدا.
این نوشته طولانیه نه به این دلیل که حرف زیادی دارم،
بلکه چون میخوام هیچ چیزی از اون حس گم نشه.
هر جمله، هر پاراگراف، یه قطعه از اون لحظههاست،
و وقتی بخونی، میخوای حس کنی که این لحظهها هنوز زندهان،
حتی وقتی دوریم.
Yours: https://eitaa.com/joinchat/2146502008Cd78c27f4f3 🕯