هدایت شده از Idk
من مدتها سعی کردم بفهمم چطور میتونم این حس رو بیان کنم،
چطور میتونم بدون ادعا، بدون انتظار، فقط ثبتش کنم.
و حالا تبدیل به کلمه شد، یه ثبت نفسدار از چیزی که واقعی بود،
چیزی که وقتی میخونی، حسش کنی،
بدون هیچ توضیح اضافه، فقط دیده شدی و واقعی بودنت مهم بوده.
Yours: https://eitaa.com/Past_777 🕯
هدایت شده از Idk
نمیدونم از کِی نوشتن این نامه توی ذهنم موند.
شاید از همون وقتی که دیدم بعضی چیزها گفتنی نیستن، ولی ننوشتنشون هم آسون نیست.
این نامه قرار نیست چیزی رو تغییر بده؛
فقط قراره همون چیزی باشه که مدتها توی فکرم چرخ میزد.
اگه میخونیش، بدون که این نوشته از عجله نیومده، از فکر اومده.
Yours: @hanah17 🕯
هدایت شده از Idk
مدتها قبل فهمیدم که آدمها همیشه از راههای مستقیم وارد زندگی هم نمیشن.
بعضی وقتها فقط دیده میشن،
فهمیده میشن،
و همونجا میمونن.
این نامه برای همون موندنه.
نه برای نزدیکتر شدن،
نه برای دور شدن.
فقط برای صادق بودن.
Yours: https://eitaa.com/joinchat/3995337330C67b2a1f782 🕯
هدایت شده از Idk
میدونی، بعضی چیزها توی زندگی آدم خیلی آرام اتفاق میافتن،
یه نگاه کوتاه، یه لبخند ناگهانی، یه لحظهی سکوت که انگار دنیا فقط همون لحظه وجود داره.
همین لحظهها خیلی وقتها مهمترین تأثیرها رو دارن،
اما هیچکس بهشون توجه نمیکنه،
مگر اینکه یه نفر توقف کنه و نگاهشون کنه.
من ایستادم، دیدم، و حالا مینویسم.
نه برای قضاوت، نه برای تغییر دادن، فقط برای ثبت کردن.
گاهی از خودم میپرسم چرا این نامه رو مینویسم، چرا این همه وقت گذاشتم تا کلمهها رو جمع کنم و نظم بدم.
جواب سادهست: چون تو مهم هستی.
نه به شکل افراطی، نه به شکل تصنعی، فقط به شکل واقعی.
حضور تو در زندگی من، حتی وقتی مستقیم با هم حرف نمیزنیم،
یه حس آرام و مطمئن میاره،
یه حس که میخواد ثبت بشه،
نه توی خاطره، نه توی ذهن، بلکه روی کاغذ، ملموس و واقعی.
Yours: https://eitaa.com/ILOCH3 🕯