eitaa logo
Challanges
43 دنبال‌کننده
886 عکس
0 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دیدن دوست‌مجازیت. صفحه روشن است و پیام‌ها مثل پل‌های نور، فاصله‌ها را می‌شکنند. لبخندش را نمی‌بینی، اما حسش را می‌گیری؛ هر کلمه مثل دست نوازشی است که از دور می‌آید. می‌دانی که شاید هیچ‌وقت روبه‌روی هم نباشید، اما قلبت با حضورش گرم می‌شود و سکوت گوشی، پر از حرف‌های ناگفته می‌شود. دیدن دوست مجازی، مثل لمس نوری است که از صفحه می‌آید؛ واقعی، آرام‌بخش، و پر از امید.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دیدن یه جای جدید. قدم که به مکان تازه می‌گذاری، جهان انگار نفس تازه‌ای می‌کشد. هر گوشه، هر رنگ و هر صدا مثل قصه‌ای نانوشته است که منتظر توست. چشم‌هایت بازتر می‌شوند، قلبت تندتر می‌زند و حتی سکوت، پر از شگفتی و کنجکاوی می‌شود. دیدن مکان جدید، مثل باز کردن در قلبی ناشناخته است؛ پر از هیجان، کشف، و لحظه‌هایی که هیچ‌وقت تکرار نمی‌شوند.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کتابخانه. کتابخانه همیشه سکوتی سنگین دارد، اما این سکوت نه تهدیدکننده است و نه خسته‌کننده؛ بلکه پر از رازهای شنیده‌نشده است. میان قفسه‌ها قدم می‌زنی و هر کتابی که لمس می‌کنی، انگار تو را به دنیایی تازه می‌برد؛ دنیایی که می‌توانی ساعت‌ها در آن گم شوی. کتابخانه سوخته اما همچنان نفس می‌کشد؛ بوی خاکستر و کاغذهای نیم‌سوخته، یادآور قصه‌هایی‌ست که هرگز به پایان نرسیده‌اند. هر ورق، زمزمه‌ای از گذشته است و هر صدای پا، پژواکی از ذهن‌هایی که قبل از تو آنجا بوده‌اند.