هدایت شده از 𝐂𝐡͜𝐚𝐥𝐥𝐞𝐧⃔𝐠𝐞 𝐋𝐚᪶𝐧̾𝐝 ⋆࣭ ࣪
🧊
#فرم_چالش_قرعه
درؤد گوگولئ،روالئ؟💓ᶻ z . ݁
چلنج قرعه داریم گؤگؤلئ🤏🏻ᶻ z . ݁
تعداد گؤگؤلئ هایئ که میتؤنن تؤ چلنج شرکت کنن؟ نمیدونم 🍬ᶻ z . ݁
تؤسط کئ چلنجمون ادارهٔ میشه؟اد آرمیتا🍽ᶻ z . ݁
پاداشئ که برندهٔ مؤن میدیم؟ سکه💓ᶻ z . ݁
قؤانینی که گؤگؤلئ ها باید رعایت کنن؟عاف نشی و ۱۰۰ سکه داشته باشی🤏🏻ᶻ z . ݁
پیؤیمه شرکت کن لطفا گؤگؤلئ🍬ᶻ z . ݁
@Ahusdjj🍽ᶻ z . ݁
چنل گؤگؤلیمؤن💓ᶻ z . ݁
https://eitaa.com/jshsuaah🤏🏻ᶻ z . ݁
هدایت شده از 𝐂𝐡͜𝐚𝐥𝐥𝐞𝐧⃔𝐠𝐞 𝐋𝐚᪶𝐧̾𝐝 ⋆࣭ ࣪
🧊
آنیا گؤگؤلئ🍬ᶻ z . ݁
الیناگؤگؤلئ🍽ᶻ z . ݁
آنجلا گؤگؤلئ💓ᶻ z . ݁
حانی گؤگؤلئ🤏🏻ᶻ z . ݁
آیدا گؤگؤلئ🍬ᶻ z . ݁
سارا گؤگؤلئ🍽ᶻ z
هدایت شده از 𝐵𝑟𝑜𝑤𝑛 𝐵𝑜𝑜𝑘🦌
پارت بعدی طولانیو خفنه مطمئنم عاشقش میشید خیلی مهنه و اتفاقات مهمی قراره بیوفته پس آمار بیست پارت چهارو میزارم تیز جوین شو‼️
هدایت شده از 𝐵𝑟𝑜𝑤𝑛 𝐵𝑜𝑜𝑘🦌
پارت چهارم 4☀
هنگامی که متوجه شدم مسیر را اشتباه رفتم، خیلی دور شده بودم. در کودکستان، ترانهٔ پیش برو را یاد گرفته بودم. زمین گِرده، برو برو جلو و فکر می کردم اگر طبق متن این ترانه پیش بروم بالأخره به یک نحوی به خانه می رسم و لجوجانه با گام های کوچکم به سمت جلو حرکت می کردم.
خیبان اصلی به کوچه ی باریکی منتهی می شد که خانه های قدیمی در آن وجود داشتند و روی دیوارهایی که در حال فروریختن بودند عدد های جورواجور و کلمهٔ «خالی» با رنگ قرمز نوشته شده بودند. هیچ کس آن حوالی دیده نمی شد.
ناگهان صدای فریاد کسی را شنیدم که با صدایی آهسته آه میکشید. مطمئن نبودم صدایی که شنیدم آه بود یا اوه. شاید هم اَه بود، اما می دانم که یک فریاد کوتاه و آهسته بود.به سمت صدا رفتم و وقتی به آن نزدیک و نزدیک تر شدم، صدا بلند تر شد و حالا صدای پیف و ایشش به گوش می رسید. صدا از کوچه می آمد. بدون تأمل به سمت صدا رفتم.
پسری روی زمین اُفتاده بود....
_
به نظرتون چی میشه😱‼️
#ادامهآمار30
اون یه دختر معمولی بود 𓂃
تا اینکه با این چنل [ 🎤 kpōp idols ] شد
🦢 𝗦𝘂𝗟𝗶 ؛ https://eitaa.com/joinchat/2150893266Cbcf35c1401
هدایت شده از 𝐂𝐡͜𝐚𝐥𝐥𝐞𝐧⃔𝐠𝐞 𝐋𝐚᪶𝐧̾𝐝 ⋆࣭ ࣪
🧊
#فرمچالشدیت
ﺩﺭﻭﺩ ﺷﻛﻟﺍﺗم 🍬. ۪ ⌯ ࣭࣪
ﭼﻟﻧج ﺩﻳت ﻧﻣﻳﺧﺍی ﺷﻛﻟﺍت🙋🏿♀. ۪ ⌯ ࣭࣪
ﺑﻳﺍ ﭘﻳﻭﻳم ﻭ ﻧﻳﻣﺗﻭ ﺑﮔﻭ ﺗﺍ ﺑﻳﺍﻳی ﺗﻭ ﭼﺍﻟﺷﻣﻭن🍴. ۪ ⌯ ࣭࣪
ﺍﻳﺩﻳم🍬. ۪ ⌯ ࣭࣪
@Anitaaaau 🙋🏿♀. ۪ ⌯ ࣭࣪
ﻇﺭف ﺷﻛﻟﺍﺗﻣﻭن🍴. ۪ ⌯ ࣭࣪
https://eitaa.com/jshsuaah 🍬. ۪ ⌯ ࣭࣪