شایدروزیمخفیگاهشمارهدو
³-⁴-⁵ کشیدن طراحی اولیه روی دیوار مدرسه(برای پروژه طرح روی دیوار کلاسمون)، قرار توی حیاط کتابخونه و
اینکه مال دیروز رو ننوشتم به دلیل اینکه چیز
خیلی خفنی برای نوشتن نبود و کار خاصی نکردم
که خوشحالم کنه، به گمونم. ایشالا حداقل برای
امروز رو بنویسم، ایشالا.
هدایت شده از •ʜᴏᴜᴅɪɴɪ;☆
70%
برای "شاید روزی مخفیگاه شماره دو
Song: bejeweld
یه وقتایی هست دلم میخواد ساعت ها توی چنلا بگردم، بیشتر بخوابم، بیشتر آهنگ گوش کنم، بیشتر وقت تلف کنم، برم رو تخت دراز بکشم و هیچکاری نکنم؛ ولی متاسفانه باید این همه کار و بار سنگینی که از دور برام دست تکون میدن و ریختن سرم رو خودم جمع کنم.
شایدروزیمخفیگاهشمارهدو
-
ایکاش حداقل میانگرا بودم، از شدت برونگرایی
دارم جون میدم. درد و نفرین.