⭑ ֺافکارِمالفوی ֺ✦
هاثرون جریان چیه این فیلم را بنده ندیدم-
مجموعه بازی های میراثه گریسون و جیمسونم برادرن-
(آفکورس فیلم هم داره)
هدایت شده از اقیانوس آلفرد/به سوی قعر آبی و فراتر از آن/
درود هاثورن، این نامه از طرف سیدنی برات رسیده!
هدایت شده از اقیانوس آلفرد/به سوی قعر آبی و فراتر از آن/
آسمان که به تاریکی رسید چوب دستی ها بالا رفت و حالا این زمین بود که از سیاهی شنل ها تاریک شده بود، جادوگر ها در جوش و خروش بودند، آخر میدانید آن شب قرار بود زوگوس اجرا داشته باشد، اما شاید برایتان سوال باشد که زوگوس کیست؟ راستش را بخواهید نباید بدانید، آخر راز جادوگر ها راز جادوگرهاست.
حالا زوگوس ظهور خواهد کرد نه بر روی زمین بلکه در ذهن او، روی برگههای پوسیده با قلمی که بدون جوهر خواهد نوشت؛ آلفرد مینویسد، به یاد روزهایی که آزادانه با چوبدستیاش جادو میکرد، برای روز هایی که به سیاهی ختم شد، به از دست دادن، به قهر و کینه از واژههایش ختم شد؛ قلم روی کاغذ میرقصد و زوگوس معجزه میکند، جادویش را انجام میدهد به یاد دوستش، به یاد خانوادهای که دیگر نبود، به یاد جادویی که کمرنگ شد، به یاد پروانههای آبی و او، همان کسی که ردای سیاهش هنوز بوی باران و فراموشی میداد؛ اما او دیگر کیست؟ باز هم پایان باز است، شهر در تلاطم و افکار در حال پاره شدن، اما بیایید با هم بخوانیم، با هم فریاد بزنیم و خیالهایی که داشتیم را فرا بخوانیم نه برای مرور، برای اینکه آنها را به آتش بکشیم و بعد، بدون خیال، بدون پل سالمی برای برگشت به شهر، فرار کنیم از خانه و به دنبال خانه، حتی اگر به بهای سوختن آخرین ستارهی آسمان باشد، تمام اقیانوسها را فتح کنیم.
|زوگوس|