eitaa logo
ایما | چت روم
938 دنبال‌کننده
1هزار عکس
22 ویدیو
4 فایل
هرسوال یاابهامی که داری ازم بپرس👈🏻 @Eema_Admin راه‌های ارتباطی برای ثبت درخواست هاتون👇🏻 https://eitaa.com/Chatrooom/2145 فهرستِ سوالات پرتکرار شایدسوال شماهم باشه:)👇🏻 https://eitaa.com/Chatrooom/2143 صفرتاصد تولیدمحتوای‌ ایما؛ کپی بهرشکلی ممنوع🚫
مشاهده در ایتا
دانلود
• سناریوهای شما از آرت شماره یک 🔫🩸 📮داستان ازاونجا بود که: - من باید یه چیزی رو بهت بگم _چی شدهenfj؟ -خب راستش من عاشقتم از وقتی که ۱۳ سالت بود و اومدی اینجا هم هم حسو داشتم : تو باید بمیری infp ! ماشه ای شلیک شد و enfj سپر دفاع من Enfj رادیدم که بر زمین مثل فرشته ای زیبا خوابیده بود. فرشته ای با لباس سفید و سینه خونی را تجسم کردم. اشک ریختم. آن فرشته به خانه اش رفته بود. بهشت - اون برادر منو کشت! Entp باید بمیره! - اما اون عشق منه! -نذار تو رو هم بکشم ! اون روانی باید بمیره! ماشه شلیک شدمن به لحظه ای enfj خودش را سپر من کرد فکر می کنم. و به خاطراتی که از ۱۳ سالگی به بعد با او داشتم اسلحه intj را برداشتم و به خودم شلیک کردم. برادر و خواهرم و enfpبالای سرم گریه می‌کردند. و من پیش فرشته ام شاد بودم ________ 📮 دست من و گرفته بود و اصرار داشت که م ن قاتلم اما infj ازم حمایت کرد و گفت این غیر ممکنه و با هم خیلی دوست بودن و اون شوخیای خرکی entp واقعا infp رو ناراحت نمیکرد intj گفت طبق حرف مرد ماسک پوش یک از ما قاتله و همه رو تو این مخمصه انداخته اگه infp قاتل نیست از کجا معلوم خود تو نباشی یا حتی چون خیلی ساکته شایدم که رفته یه سر به جنازه entp بندازه. همون موقع مرد ماسکی داد زد خب پس intj نظرت چیه که با ۱۰شمارش من خائنه و با اسلحه ای که این همه مدت قایم کردی بکشی تا همرو نجات بدی؟ و intj با یه پوزخند پذیرفت همون موقع نفس تو سینه ام حبس شد intj با تفنگی که از کتش بیرون آورده بود من و نشونه گرفته بود و می خواست شلیک کنه که هم یه تفنگو رو پیشونیه intj گذاشت همه سکوت کرده ________ 📮بودن و فقط صدای شمارش مرد ماسکی میومد و یکی که داره تو راهرو میدوه ۴.۳.۲.۱و ناگهان با کما ناباوری intj تفنگشو به طرف مرد ماسکی برد و بهش شلیک کرد همون موقع در باز شد و enfp با هیجان داد زد بچه ها entp نیست وبا دیدن صحنه شکه شد اینجا چه خبره. istj به طرف مرد ماسکی رفت و ماسکشو برداشت entp بود همه شوکه شدن جز intj که با قیافه ی پوکرش گفت اینم خائن حالا بعد دو هفته میتونیم برگردیم خونه من با عصبانیتو گریه گفتم تو که از اول میدونستی لازم بود این همه بازی دربیاری و intj گفت اینجوری اون شک میکرد بعد istj کلید و از جیب entp در آورد و گفت کاش اینجوری تموم نمیشد . ________ 📮اول دست و پایش به صندلی بسته بود . نمی‌دونست چی شد که گروگان گرفته شد . خودش رو تکون داد و جیغ کشیدم که شاید کسی نجاتش دهد . 《خفه شو》 و فقط صدای گروگانگیر بود . از همون اول هم نباید باگروه منطقی یا همون مافیا آشنا میشد . چه دیر فهمید اون ها مافیا بودند . ولی اون لحظه تمام امید هایش همون مافیا بودند . چشم هاش رو بست ... *صدای شکستن در* ناگهان enfp چشم هاش رو باز کرد و وحشت زده به در خیره شد . درست می دید؟ دشمنش بود؟ ولی چرا اون اینجاست؟ ولی با اتفاقی که افتاد دوباره وحشت بر شجاعتش پیروز شد . intj تفنگش را در آورد و به سمت enfp گرفت . enfp چه انتظاری از دشمنش داشت؟ چشم هاش رو بست ...و شلیک . ولی چرا درد نداشت؟ چرا؟ مرگ اینطوری بود؟ چشم هاش رو باز کر د . ولی به جای خودش ادامه دارد.. ________ 📮۲ ولی به جای خودش گروگانگیر بود که بر زمین افتاده بود . به intj نگاه کرد . چرا اینکار رو کرد؟ مگر او دشمنش نبود . intj جلو اومد و دستان و دهانش را باز کرد . 《به جز من هیچکسی حق نداره بهت آسیب بزنه . دشمن عزیز》 خوب اینم بخش دوم اون داستان . شرمنده که طولانی شد ________ 📮راستی من همونیم که داستان دو بخشی نوشتم . تایپم رو یادم رفت بگم . من و یا همون enfx هستم. ________ 📮آرت و سناریو 🔫 من به عنوان یک باورم نمیشد که اون روز فرا برسه من دوست نداشتم که اون روی دیگر من که همگی به عنوان یک هیولا ازش یاد میشه رو ببینند .من ترجیح میدادم که از سلاح استفاده نکنم جان دوستانم در خطر بود تا اینکه برادرم رو گروگان گرفتن جان و در خطر بود مجبور شدم که آن روح خشمگین خود را بیدار کنم و خشاب تفنگم را پر کردم و از قدم اول به بعد را دیگر احساس نکردم و کارش را تمام کردم به سرش شلیک کردم اما هنوز مشکل اینجا بود که من هنوز تحت کنترل خودم نبودم معلوم نبود که نفر بعدی که باشد و تنها چیزی که گفتم این بود:برین بیرون...تا وقتی که هنوز عقلم سر جاشه برین بیرون!اما هیچوقت نباید اینجوری میشد چون دیگر من آن entj # سابق نشدم ⠇💬 ══════════════ ⠇ @Eema_Art
• سناریوهای شما از آرت شماره یک🔫🩸 📮 عاشق بود. همیشه از منطق و ایده هاش خوشش میومد.به نظرش اون یه آدم واقعا رویایی بود. اما enfp نمی‌دونست که تو قلب یه entp جایی نداره.همه فک میکردن entp قلبی نداره اما توی قلبش فقط جای یه نفر بود.کسی که امشب به مهمونی دعوتش کرده بود. درسته که بقیه هم دعوت بودن اما entpانتظار یه شخص خاص می‌کشید. اون شخص خاص بود. کسی که با احساساتش جلوی منطق اون گرفته بود ‌و باعث شده بود قلب اونم یه تکونی بخوره. Enfp اینو نمی‌خواست. تمام توجهش به entp بود و هیچ چیز دیه ای نمیتونس تحمل کنه.Enfpنمیخواست اما مرگ isfp رو تنها راه برای تسخیر entp میدونست.با شروع شب و جشن که رفیق قسم خورده و عاشق enfp بود ، تنها راه تسخیر اون رو گفتن حقیقت به entpمیبینه اما مرگ entp به نظر خود entp راه بهتری بود.. :_entp ____ 📮آره من خودم ام یعنی اصلا جذابیتی که من دارم باعث شده هی بخوان بکشنم😂😂😂 ____ 📮صدای خرناس وحشتناکی از زیر زمین می امد و نگاهی به یکدیگر انداختند اما ناگهان متوجه نبود شدند با ترس به سمت زیر زمین رفتند infp گوشه زیر زمین ایستاده بود و با حیرت و ناباوری به قسمتی نگاه میکرد که هیولایی قهوه ای داشت آرام به او نزدیک می شد. infj فورا برای محافظت از دوستش جلو رفت تفنگش را بیرون آورد اما هیولا زرنگ تر از آن بود وبا دو به آن ها نزدیک شد و فرصت هیچ کاری را به آن ها نداد و همان لحظه که میخواست به آنها حمله کند صدای شلیک اسلحه آمد و هیولا بر زمین افتاد جادو از بدنش خارج و نابود شد . به او شلیک کرده بود و هم با نگرانی به زیر زمین آمده و شاهد این صحنه بود نویسنده:INTj😂 ⠇💬 ══════════════ ⠇ @Eema_Art
سلام به همگی شبتون بخیر باشه☘ چندتا از سوالتونو جواب میدم امشب و انشالله زین پس هر هفته برنامه پرسش و پاسخ رو خواهیم داشت همینجا به طور منظم ولی یادتون باشه ما یه لیست داریم که توش پاسخ 90 درصد سوالاتتون هست😅 فقط کافیه اینجا رو یه چک بکنید👇 https://eitaa.com/Chatrooom/2143
روز شما نیز✨ از این کانالمون مطالب مرتبط با انیاگرام رو مطالعه کنید: @Eema_Ennea لینک تستش سنجاق شده👌
نظرتون محترمه🌿 تایپ شناسی اغلب افراد و ویدئو و کلیپ ها تو تیم ایما بر مبنای کلیشه و حرف چندتا کانال نیست، نظر تخصصیه
انگیزه تون فوق العادست☺️ اینجا https://eitaa.com/Eema_MBTI/29616 و اینجا https://eitaa.com/Eema_MBTI/29619 درموردش حرف زدیم✨
سلام سلااام!😄🌱 امروز چالش داریم اونم چه چالشی!✌️ به عنوان تیپ x تا خرخره پر شدم از.... مثلا من به عنوان تیپ هشتی تا خرخره پر شدم از حس سازماندهی به محیط.🌚 منتظر جوابای جالب شما خواهم بود، برای نوشتن نظر خود "اینجا" کلیک کنید.👉 ⠇👤 ══════════════ ⠇ @Eema_Ennea
• به عنوان تیپ x تا خرخره پر شدم از..؟ به عنوان تیپ تا خر خره پر شدم از احساسات ناشی از خیالبافی _________________________________ به عنوان تا خرخره پر شدم از اورثینک _________________________________ به عنوان یه تا خرخره پر شدم از احساس ناکافی بودن و نیاز به مسؤلیت پذیر تر بودن. _________________________________ به عنوان من تا خر خره پرم از .. من کیم ؟من چجوریم..من حقیقی کجاست...! _________________________________ به عنوان یه تا خرخره پر شدم از علاقه به تجربه چیزای جدید و پایند نشدن به یه کار😂 یعنی تا حس میکنم یه کاریو نمیتونم ازش خارج بشم دیگه دلم نمیخواد انجام بدم _________________________________ به عنوان تا خرخره پر شدم از اورثینک های زیاد و بیخود🤦🏻‍♀ _________________________________ به عنوان یه پر شدم از تلاش برای رسیدن به قدرت و موفقیت! _________________________________ به عنوان یک پر شدم از سناریو های احتمالی منفی که بهم انرژی مثبت می ده _________________________________ بعنوان یه پر شدم از عذاب وجدان و ناراحتی بخاطر رفتارای تند و آزاردهنده‌ای موقع عصبانیت با اطرافیانم داشتم .. _________________________________ به عنوان یه تیپ تا خرخره پر شدم از خوب بودن با کلمات (البته گاهی هم بعضی مخاطبین محترم اعتراض می‌کنن میگن سطح بالا حرف نزن/ساده‌تر صحبت کن/منظورت رو بیشتر توضیح بده) _________________________________ به عنوان تا خرخره پر شدم از اهمیت زیادی دادن به آدما. _________________________________ به عنوان تا خرخره پر شدم از فکر کردن به همه چیز _________________________________ به عنوان یه ای تا خرخره پر شدم از گیجی و سردرگمی... _________________________________ به عنوان تایپ تا خرخره پر شدم از استرس برای امتحانات خرداد ماه _________________________________ به عنوان یه تا خرخره پرم از حرفای نگفته _________________________________ به عنوان یه نمیدونم کی ام چی ام کجام میخوام کجا برم... ⠇💬 ══════════════ ⠇ @Eema_Ennea
• به عنوان تیپ x تا خرخره پر شدم از... به عنوان یه تا خرخره پر شدم از احساساتی که دیوانه وار توی زندگیم قدم میزنن و گاهی اوقات نابودم میکنن _________________________________ به عنوان یه ای تا خرخره پر شدم از احساس متفاوت بودن و اینکه کسی درکم نمی کنه🥲 _________________________________ تا خرخره پر شدم پر از حرف ها و احساساتی که بیان نکردم چون حس کردم منو قضاوت میکنند _________________________________ به عنوان یه ،تا خرخره که نه،سر ریز از شل گرفتن زندگی شدم😂 _________________________________ به عنوان یه تا خرخره پر شدم از کارهایی که‌ یه عمر عقب موندن 😶‍🌫️😰 _________________________________ به عنوان یه , تا خر خره پر شدم از سناریو چیدن، رویا پردازی، پیش بینی و آورثینک کردن درمورد هر چیز و موقعیتی _________________________________ به عنوان تا خرخره پر شدم از دلسوزی و احساساتی شدن زائد از حد و الکی برای دیگران در حدی که هر وقت واسم درد دل میکنن از ته دل میشکنم و خرد میشم _________________________________ به عنوان یه تا خرخره پر شدم از فکرای مختلف و تمایل به قتل عام آدمای دور و برم _________________________________ به عنوان یک تیپ ای پرم از تمایل های سرکوب شده بخاطر از دست ندادن آرامش _________________________________ من به عنوان تایپ تا خر خره پرم از احساس تنهایی _________________________________ به عنوان یه تیپ پر شدم از استرس زیاد بابت انجام ندادن کار های مهم و، انجام ندادن کار های مهم به خاطر استرس زیاد =)))) ⠇💬 ══════════════ ⠇ @Eema_Ennea
سلام! امروز اومدیم با یه چالش خفن با چاشنی رویاپردازی!🪄🎩🧙🏻‍♀ ✈️فرض کنین قرار‍ه برای تعطیلات بهتون یه بالن یا هواپیمای شخصی بدن که می‌تونین باهاش به هر جایی سفر کنین.. به هر جایی🏜🏔🏰🏝 کجا می‌رین؟ 📍 یادتون نره تیپ انیاگرام‌تون رو هم بنویسین 📨 پیام‌هاتون رو اینجا برامون بفرستین👇 https://daigo.ir/secret/32730711 منتظرتونیم😍💓 ⠇😎 ══════════════ ⠇ @Eema_Ennea