قهوهـ،ی سـردِ نویسنـدهـ؛
:)))))))) گریه دارم
چقدر قشنگه
خدا یه جاهایی بغلش باز می کنه میگه
بیا تو بغلم من همه کس تو ام
_شاعرِسفید
اون لحظهای که با یه نفر از رویاهایی حرف میزنین که میدونین هیچوقت اتفاق نمیفته و برای روزها و ساعتهایی برنامه میریزین که میدونین شدنی نیست خیلی غمگینه. مثلا به بیماری که میدونی دیگه خوب نمیشه از عید سال دیگه میگی. به کسی که غرق مشکلات مالیه از یه زندگی راحت و رفاه میگی. به معشوقی که میدونی هیچوقت بهش نمیرسی از لحظه دیدار میگی !("
قهوهـ،ی سـردِ نویسنـدهـ؛
_حالا بردار!
همیشه فکر می کردم که کوه به کی تکیه می کنه؟!
همیشه کوه بودم ولی نمی دونستم به کی تکیه کردم
امروز یه نفر بیدارم کرد گفت: کجای کاری تو که کوه هستی ولی دلیل استوار بودنت
خداست تو تکیه کردی به بزرگی خدا
امروز یه متنی رو خوندم خیلی قشنگ بود؛
«من پرندگان غمگین زیادی را دیدم که هنوز پرواز میکنند.!»
امید یه همچین چیزیه.
از یه جایی به بعد
توی هیجانانگیز ترین لحظهها هم
فقط نگاه میکنی . .