حرف را میشود از حنجره بلعید و نگفت
وای اگر چشم بخواند غم نا پیدا را . . . !
در پی ثبت لحظه ها بی قرارم، چشم می گردانم
شاید هم برسد لحظه وصال و دیگری ثبت کند لحظه شیرین قرارم را :).....
برایم نامه بنویس.
چون من مانند بقیه نیستم، دردهایم را به زبان نمیاورم، بر روی کاغذ میریزمشان.
پس توهم برایم حرف هایت را روی کاغذی کهنه و قدیمی بریز.
من نامه هایت را میبوسم.