رنجِ دانستن دمار از جان انسان میکشد ؛
خوش بهحال بیخیالان ؛ جاهلان ؛ خوشباوران..
ــــــــ
دنیا غزلی داشت به کوتاهیِ یك عمر..
دلگیرترین مصرع آن؛زیستنم بود :))
ــــــــــ
گیرم که به هر حال مرا برده ای از یاد
گیرم که زمان خاطره ها را به فنا داد
گیرم نه تو گفتی ... نه شنیدی ... نه تو بودی ...
آن عاشق دیوانه که صد نامه فرستاد
با آن همه دلبستگی و عشق چه کردی
یک بار دلت یاد من خسته نیفتاد
یعنی به همین راحتی از عشق گذشتی
یک ذره دلت تنگ نشد خانه ات آباد؟
این بود جواب من دل خسته ی عاشق؟
شیرین رقیبان شده ای از لج فرهاد؟
باشد گله ای نیست خدا پشت و پناهت
احوال خودت خوب،دمت گرم دلت شاد...
-محمد رضا نظری
ــــــــــ
قشنگ بود 💔
دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفت
آه از آیینه که تصویر تو را قاب گرفت
خواستم نوح شوم، موج غمت غرقم کرد
کشتی ام را شب طوفانی گرداب گرفت
در قنوتم ز خدا «عقل» طلب می کردم
«عشق» اما خبر از گوشه ی محراب گرفت
نتوانست فراموش کند مستی را
هر که از دست تو یک قطره میِ ناب گرفت
کی به انداختن سنگ پیاپی در آب
ماه را می شود از حافظه ی آب گرفت؟!
ـــــــــ
ز همه دست کشیدم که تو باشی همه ام با تو بودن ز همه دست کشیدن دارد:)!
ـــــــــ
👌🏻🌘
بی گمان سخت ترین حادثه مرگ است؛ولی
می شود مرگ در آغوش تو آسان باشد...
ـــــــــ
با رقیبان سخن از کشتن ما می گوید
کشتن آن است که با غیرسخن می گوید...
ــــــــــ
تن رعشه گرفتیم که با غیر نشسته است
از غیرتمان بود! نوشتند حسودیم