دیشب ورودی گیت حرم فکرم مشغول بود
بنده خدایی که تفتیش بدنی میکرد پرسید چاقو و اسلحه یا چیز تیز داری؟
من فکرم مشغول بود نفهمیدم چی گفت بعد چند ثانیه یه جور خاصی گفتم فکر نمیکنم
حالا این بنده خدا مگه منو ول میکرد؟ کفشامو دراورد کمر بندو باز کرد پاچه شلوار رو داد بالا 😂
تابحال اینطوری تفتیش نشده بودم