آراهیتو و کامیاکی برادر های دوقلویی بودن که حدود ۱۵۰۰ سال پیش متولد شدن.درست در زمانی که امپراتوری ژاپن خیلی وقت نبود که شکل گرفته بود.
وقتی بچه بودن هردوشون یه مریضی میگیرن و تو این مریضی دی ان ای اون ها جهش پیدا میکنه و اولین موهبت دار ها به وجود میان.روی پوست هر دو زیر چشمهاشون نماد موهبتهاشون نقش بست.
آراهیتو،برادر کوچکتر،موهبتش نابودی بود. نابودی و هرج و مرج و تاریکی درست مانند یین.
کامیاکی،برادر بزرگتر،موهبتش خلقت بود.
خلقت و آفرینش و نور درست مانند یانگ.
نارضایتی مردم از وضعیت باعث شد آراهیتو و کامیاکی تصمیم میگیرن قدرت هاشون رو ترکیب کنن تا با تعادل وضع دنیا رو بهتر کنن. چون موهبت هاشون کاملا متضاد هم بودن
از ترکیب موهبت این دو برادر تعادل نهایی و تکینگی محض( Absolute Singularity) ایجاد شده که به عنوان «کتاب» میشناسیمش.
کتاب یه کتاب خاص با صفحات سفیده که هرچی توش نوشته بشه رو به واقعیت تبدیل میکنه طبق خود بانگو و تقریبا همه هم دنبالشن از جمله فیودور،انگلیس و انجمن.
«یک رمان.
کتابی با صفحههای خالی که هر چه در آن نوشته شود، به واقعیت تبدیل میشود.
من از آن کتاب استفاده می کردم تا دنیایی بسازم که در آن، گناهِ موهبت داران وجود نداشته باشد.»
اما این تعادل یک تاوانی داشت.
موهبت آراهیتو نابودی و خلأ بود... تاریکی که همه چیز را به درون خود می کشید.در حالتی که در قویترین فرم خود قرار داشت، حتی روح برادرش،کامیاکی و موهبتش را به درون خود کشید.
هردو از فرم تعادل و یکیگشتن خارج شده بودند اما...بدن بی جان کامیاکی بر زمین افتاد و از برخورد سرش با زمین،خون بر زمین جاری گشت...
|کامیاکی اول متولد گشت و بنابر همین نخستزاده و ولیعهد محسوب شد.|