و من دلم میخواهد یک روز، وقتی به تمام راهی که آمدهام نگاه میکنم، ببینم بیشترِ خاطراتم رنگ آفتابگردان داشتهاند؛
زرد، گرم و روشن؛
مثل روزهایی که زندگی، برای چند لحظه ی کوتاه، دستم را گرفت و گفت:
«ببین، هنوز هم چیزهای زیبایی برای ماندن هست.»
هدایت شده از me ?
مثلا خودم خاطرات و آهنگایی که مربوط به دورانی بود که حالم خیلی بد بود رو پاک کردم چون وقتی گوششون میدادم یا میدیدم حالم بد میشد
قـولِ شوالیه`
مثلا خودم خاطرات و آهنگایی که مربوط به دورانی بود که حالم خیلی بد بود رو پاک کردم چون وقتی گوششون می
نمیدونم من آدمی نیستم که اصلا بخوام همچین کاری کنم