سایهی غم چنان سنگین بود که نمیدانستند برای کدام بخش ایران گریه کنند. به آیندگان بگو که شبِ ما چقدر شب بود و روز و روزگار ما چطور مُرد و پیکر رویاباختهی ما در کدام درّه یا پستو پرت شد، رها شد، لگد شد.
نمیدانم تا کدامین طلوع خواهم بود و درکدامین غروب خواهم رفت ولی این را می دانم تا آخرین لحظه به یادت خواهم موند ، تا آخرین نفس برایت خواهمبود.