eitaa logo
CogniPlus - کاگنی پلاس
305 دنبال‌کننده
315 عکس
61 ویدیو
16 فایل
کاگنی پلاس میخواهد ساختارها و فرآیندهای آسیب دیده و مرتبط با علوم شناختی را ترمیم کند! ارتباط با ادمین: @CogniPlusAdmin کانال تلگرام: https://t.me/CogniPlus
مشاهده در ایتا
دانلود
از چه خبر؟👁💡🧠 🤖ربات ها در آینده باهم تیم خواهند شد؛ آیا ما هم با آنها تیم تشکیل میدهیم؟ 🌐کشور: آلمان 🇩🇪 📆بازه زمانی گرنت: 2023-2025 💶مبلغ: 173847,36 یورو 🔍شناسه دیجیتال گرنت 📌ظهور عصر دیجیتال با افزایش تعامل انسان با ربات ها همراه بوده است.با این حال، هنوز مشخص نیست که آیا مردم با روبات‌های انسان‌نما به عنوان شرکای اجتماعی تعامل خواهند داشت یا از آنها به عنوان ابزار صرف استفاده می‌کنند؟NeuroMarkerHRI به دنبال شناسایی نشانگرهای عصبی فعال سازی مکانیسم های شناختی اجتماعی با ربات ها است. این نشانگر ها با استفاده از یادگیری ماشین از فرآیند های همودینامیکی عصبی به دست خواهد آمد. این مطالعات مشخص می‌کند که انسانها رفتار یک ربات انسان‌نما را در چه شرایطی به شکل یک تعامل اجتماعی تفسیر میکند؟( با استفاده از مکانیسم‌های شناختی اجتماعی (به عنوان مثال، سیستم عصبی آینه‌ای، نظریه ذهن) یا حوزه کلی (مانند توجه، کنترل شناختی) تفسیر می‌کند). 📌این پروژه روش‌های علوم اعصاب شناختی، پیشرفت‌های رباتیک و تکنیک‌های پیشرفته‌ی یادگیری ماشین را ادغام می‌کند تا ابزاری قابل اعتماد برای طراحان اندازه گیری تأثیر رفتار ربات بر روی کاربران ارائه دهد و توسعه و بهبود همکاری کارآمد انسان و ربات را تقویت کند. پروژه فعلی به توسعه فناوری انسان محور کمک می کند و به انتقال دیجیتال در اروپا کمک می کند و امکان باز کردن پتانسیل همکاری اجتماعی، صنعتی و تجاری انسان و ربات را فراهم می کند. @CogniPlus
بازی و هویت ملی 🇮🇷 📌همانطور که در "آزمایش غار" مرور شد، صرف گروه بندی و تعامل در یک گروه از افراد و پذیرش عضویت گروهی میتواند هویت ساز باشد و رفتار ما را با دیگران و برون گروه تحت تاثیر قرار دهد. پس محیط هایی که امکان تعامل و گروه بندی را داشته باشند باید برای ساخت هویت جدی گرفته شوند زیرا همین اصول ساده میتواند مبنای تحلیل و طراحی از منظر هویت قرار بگیرد. 📌برای مثال در مقاله"هویت ملی در بازی‌های ویدیویی تاریخی: تحلیلی از چگونگی نمایش Civilization V از گذشته" نقش یک بازی تاریخی در ساخت هویت ملی پرداخته شده است. اینکه چطور علی رغم تنوع کشورها بازی تمدن 5 با در اختیار گذاشتن گزینه هایی خاص و ارائه روایت تاریخی مبتنی بر دولت-ملت ها، میتواند مفهوم مرز و هویت ملی را برجسته کند. از طرفی بازیکن ها در نقش تمدنهایی خاص میتوانند بازی کنند و این وضعیت بر هویت آنها تاثیرگذار است. @CogniPlus
سایت Aixploria یک کتابخانه تخصصی هوش مصنوعی است که به شما امکان می دهد بهترین هوش مصنوعی‌های موجود را پیدا کنید. دسته‌بندی کاربردی سایت هم خیلی راهگشاست، حتما سری به این سایت بزنید. @CogniPlus
رسانه‌ای که می‌تواند عصای پیری باشد 📱👨‍🦳 ⭐️برای ما، انسان‌ها، اجتماعی بودن مهم است. تنهایی و انزوای اجتماعی بر سلامت تاثیر منفی دارد؛ به‌ویژه برای افرادی که در سنین سالخوردگی هستند. شاید قابل توجه باشد که تعاملات اجتماعی و توانایی شناختی مخصوصا در سنین بالا کاملا به هم مرتبط هستند. برای مثال، پژوهش‌ها نشان می‌دهند تنهایی و انزوای اجتماعی می‌تواند باعث زوال شناختی در افراد بالای 65 سال باشد. ⭐️فراوانی تعاملات حمایتی با دیگران، از شروع زوال عقل و اختلالات شناختی محافظت می کند. علاوه بر این، تعامل اجتماعی به افراد مسن کمک می کند تا بر تغییرات حافظه مرتبط با سن غلبه کنند. ⭐️در این میان های اجتماعی می‌توانند نقش مهمی در حفظ تعامل اجتماعی برای افراد در تمام سنین و به ویژه برای افراد مسن ایفا کنند. از آنجایی که پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی، مانند فیس‌بوک و توییتر، ارتباط اجتماعی را تقویت می‌کنند، می‌توانند سازوکار‌های در دسترس و نسبتاً کم‌هزینه‌ای را برای افزایش ارتباطات اجتماعی و در نتیجه کیفیت زندگی در سنین بالاتر ارائه دهند. این پلتفرم‌ها ارتباطات اجتماعی را تقویت و باعث می‌شوند افراد تنها حمایت اجتماعی بیشتری کسب کنند. ⭐️همچنین همین که افراد سالخورده یاد می‌گیرند با فناوری تعامل داشته باشند، می‌تواند باعث بهبود در عملکرد اجرایی، مانند حافظه اپیزودیک و سرعت پردازش، شود که در نهایت برای سلامت شناختی مفید است. ⭐️این‌ها تنها چند مورد از مزیت‌های استفاده از رسانه‌های اجتماعی برای سالخوردگان بود. موارد بیشتر را می‌توانید در مقاله زیر مشاهده کنید: Cognitive Effects of Social Media Use: A Case of Older Adults @CogniPlus
اندازه مردمک توسط اورکسین تنظیم می شود، نه هورمون های استرس!👁🏎 👁محققان کشف کرده اند که انتقال دهنده عصبی اورکسین، نه هورمون استرس نورآدرنالین به تنهایی، اندازه مردمک را تنظیم می کند که باورهای علمی قدیمی را به چالش می کشد. نورون های اورکسین هم بر اندازه مردمک در پاسخ به حالات عاطفی و فشارهای ذهنی تأثیر می گذارند، نه فقط قرار گرفتن در معرض نور. 👁این یافته ها فعالیت اورکسین را به چندین بیماری عصبی از جمله آلزایمر، نارکولپسی، سکته مغزی و سندرم پرادر ویلی مرتبط می کند و راه های تشخیصی جدیدی را ارائه می دهد. این تحقیق همچنین ممکن است درک ما از آگاهی و تنظیم توجه را روشن کند. منبع: Nature Neuroscience @CogniPlus
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به چت جی پی تی چطور آموزش داده شد؟ 😂 👀ترانسفورمرهای از پیش آموزش‌دیده مولد (Generative Pre-trained Transformers)، که معمولاً به عنوان GPT شناخته می‌شوند، خانواده‌ای از مدل‌های شبکه عصبی هستند که از معماری ترانسفورماتور استفاده می‌کنند و یک پیشرفت کلیدی در (AI) هستند که برنامه‌های هوش مصنوعی تولیدی مانند ChatGPT بر مبنای آن ساخته می‌شوند. 🎈مدل‌های GPT به توانایی ایجاد متن و محتوای شبیه انسان (تصاویر، موسیقی و موارد دیگر) و پاسخگویی به سؤالات را به صورت مکالمه برای برنامه‌ها فراهم می‌کنند. سازمان‌ها در سراسر صنایع از مدل‌های GPT و هوش مصنوعی مولد برای ربات‌های پرسش و پاسخ، خلاصه‌سازی متن، تولید محتوا و جستجو و... استفاده می‌کنند. @CogniPlus
دین و روانپزشکی: تحولات اخیر در پژوهش📿👩‍⚕️ 📌مقاله "دین و روانپزشکی: تحولات اخیر در پژوهش" به مرور مطالعات یک دهه اخیر درباره رابطه و پدیده های روان پزشکی مثبت و منفی می پردازد. این مقاله همچنین خلاصه ای از تاریخچه این مطالعات در قرن بیستم و ابتدای قرن 21 ارائه میدهد. 📌یافته جالب این مطالعه، تغییر نسبت دین و سلامت روان در طول یک قرن مطالعات روان شناسی است. (دین از تیم دشمن سلامت روان وارد تیم دوست شده است.) 📌این مقاله مدعی است در بیشتر قرن بیستم، مذهب به عنوان منبع روان رنجوری، تأثیر منفی بر سلامت روان در نظر گرفته می شد. چنین نگرش هایی نسبت به مذهب عمدتاً بر اساس نظرات متخصصان تأثیرگذار بهداشت روان بوده است، نه بر مشاهده سیستماتیک عینی افراد مبتلا به بیماری روانی و بدون آن (کونیگ مرجع کلیمن و لیو 2012) اما در دهه آخر قرن بیستم و دو دهه اول قرن بیست و یکم، یافته های تحقیقات کمی داستان متفاوتی را بیان می کند. هدف این مقاله مروری بر تحقیقات منتشر شده در 10 سال گذشته است که به بررسی رابطه بین مذهب و سلامت روان پرداخته است. 📌در رابطه با عوامل منفی در یافتند که دینداری در پیشگیری از خودکشی و اختلالات مصرف مواد مؤثرتر است. در پیشگیری از افسردگی، و احتمالاً اختلالات مربوط به تروما و اختلالات و ویژگی های شخصیت ضداجتماعی، نسبتاً مؤثر است. اما یافته ها برای سایر اختلالات شخصیت، اضطراب، اختلال دوقطبی و اختلالات روان پریشی مزمن مانند اسکیزوفرنی متفاوت است. و در رابطه با عوامل مثبت دریافتند که به طور کلی، تحقیقات اخیر تأثیر مثبتی را که مشارکت مذهبی در دوران جوانی و بزرگسالی بر ثبات زناشویی و خانواده، حمایت اجتماعی و بهزیستی روانشناختی، عوامل مؤثر بر تاب‌آوری سلامت روان، تأیید می‌کند. 📌جمع بندی نویسندگان هرچند نیازمند مطالعات بیشتری است اما تحقیقات اخیر زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد مشارکت مذهبی می‌تواند به عنوان منبعی باشد که سلامت روان و رفاه افراد را افزایش می‌دهد و می‌تواند از بروز اختلالات روانی جلوگیری کند یا به حل آنها سرعت بخشد ❔به نظر شما چه چیزی این تغییر را رقم زده است، روشهای دقیق تر ، تغییر قرائت از دین یا... ؟ @CogniPlus
🔹🔸 بر علم شناختی چه گذشت؟ 🔸🔹 📌بیش از 50 سال پیش، انقلاب شناختی با بیان اصول و اهدافی روشن، چشم انداز خیره‌کننده‌ی تأسیس یک علم میان رشته‌ای برای مطالعه‌ی مغز و ذهن را برای جامعه‌ی علمی ترسیم کرد. این علم یکپارچه قرار بود به سئوالاتی که صدها و بلکه هزاران سال بی‌پاسخ مانده، با استفاده از ظرفیت جدید و بی سابقه‌ای که در نتیجه‌ی کنارهم قرار گرفتن رشته‌های مختلف ظهور یافته بود، پاسخ دهد. 📌در این یادداشت قصد داریم با بررسی مقاله‌ی جنجالی دکتر نونیز که از اساتید برجسته‌ی دپارتمان علوم شناختی دانشگاه سن دیگو کالیفرنیا است، به این سئوال پاسخ دهیم که «علم شناختی تا چه اندازه در رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده توسط بنیان‌گذاران خود موفق بوده است؟». مقاله‌ای که در سال 2019 در مجله‌ی معتبر نیچر منتشر شد و به واسطه‌ی اهمیت آن، واکنش‌های مختلفی را از سمت جامعه‌ی علم شناختی برانگیخت. 📌ادعای اصلی نونیز و همکارانش این است که پروژه‌ی علم شناختی در راه رسیدن به یک علم میان‌رشته‌ای، منسجم، یکپارچه و بالغ، شکست خورده است. آن‌ها برای پشتیبانی از این ادعای چالش برانگیز خود، دو استدلال اصلی برپایه شواهد علمی اقامه می‌کنند: 1. عدم توافق بر سر یک هسته‌ی سخت از نظریه‌های اصلی علم شناختی و به چالش کشیده شدن آن 2. عدم مشاهده‌ی الگوی مناسب در شاخص‌های علم‌سنجی 1️⃣ هسته سخت نظریه ♦️لاکاتوش معتقد است هر رشته یا برنامه تحقیقاتی موفقی باید هسته‌ی سخت یا اصولی اساسی داشته باشد که رد نمی‌شوند یا به طور جدی به چالش کشیده نمی‌شوند. این ویژگی‌های اصلی در علم شناخت عبارت بودند از: 1. شناخت بر پایه‌ی بازنمایی 2. ذهن به مثابه ابزاری برای محاسبه‌ ♦️اما رویکرد‌های جدیدی به شناخت عرضه شد که با زیر سئوال بردن ویژگی‌های اصلی ذکر شده، این انسجام و یکپارچگی به مراتب کمتر شد. به عنوان مثال، نظریه‌های ارتباط‌گرایی و پردازش توزیع‌شده موازی، درک ما از مفهوم بازنمایی را به شکل اساسی تغییر دادند؛ - شناخت موقعیت‌مند معتقد است شناخت بدون پس‌زمینه و زمینه امکان‌پذیر نخواهد بود - شناخت توزیع شده ادعا می‌کند که شناخت تنها در مغز و ذهن افراد قرار ندارد، بلکه در میان عامل‌ها و محیط توزیع شده است؛ - شناخت تجسم‌یافته استدلال می‌کند که شناخت ذاتاً براساس بدن و ویژگی‌های آن شکل می‌گیرد؛ - شناخت فعال در مجموع این ایده‌ی اساسی که بازنمایی‌های ذهنی برای درک شناخت ضروری هستند را رد می‌کند. 2️⃣ شاخص‌های علم سنجی 🔰نویسندگان مقاله برای بیان این استدلال به بررسی چهار مؤلفه‌ی مختلف می‌پردازد: 1. وابستگی علمی نویسندگان، 2. الگوی استناد علمی، 3. آموزش دکترای تخصصی و 4. برنامه‌ی درسی علوم شناختی در دانشگاه‌های آمریکای شمالی ▫️وابستگی علمی نویسندگان نونیز و همکاران با بررسی بیش از 1000 مقاله‌ی چاپ شده بعد از سال 2000 به بررسی وابستگی علمی نویسندگان پرداختند. محاسبات آن‌ها نشان می‌دهد که کمتر از 10% از نویسندگان وابستگی مستقیم به دانشکده‌ها یا برنامه‌های درسی علم شناختی داشتند. همراستا با پژوهش قبلی، روانشناسان بیش از 50% نویسندگان را شامل می‌شدند و در مقابل، انسان‌شناسان و فلاسفه عملاً در مجله غایب بودند و در مجموع 4% از کل وابستگی‌ها را نمایندگی می‌کردند. اما نکته‌ی عجیب‌تر اینکه وابستگی نویسندگان به علوم اعصاب کمتر از حد انتظار و حدود 7% بود. نویسندگان با وابستگی هوش مصنوعی و علوم کامپیوتر نیز مشارکتی در حدود 8.5% داشتند. ▪️الگوی استناد نویسندگان با روش‌های آماری علم‌سنجی به بررسی محیط‌های استنادی در علم شناختی برای سال‌های 2000، 2007 و 2014 پرداختند. نتایج حاکی از این است که محیط استناد مجله فقدان کامل مجله‌های انسان‌شناسی و فلسفه، حضور ضعیف علوم اعصاب و بازنمایی بیش از حد مجله‌های روانشناسی را نشان می‌دهد. ▫️آموزش دکترای تخصصی برای اینکه یک حوزه‌ی علمی بالغ بتواند به صورت خودکفا عمل کند، زیرساخت پژوهشگران و اعضای هیأت علمی که قادر به آموزش نسل‌های آینده هستند، حیاتی است. اما چیزی که برای علم شناخت اتفاق افتاده بسیار متفاوت از چشم‌اندازهای اولیه است؛ تا سال 2018 تنها چهار دانشگاه (دانشگاه جان‌هاپکینز، موسسه پلی‌تکنیک رنسالر، دانشگاه سن دیگو و دانشگاه اروپای مرکزی در بوداپست) یک دانشکده تمام وقت با نام علم شناختی دارند و مدرک دکتری تخصصی علم شناختی ارائه می‌دهند. همچنین کمتر از 10% از اعضای هیأت علمی دکتری خود را به طور صریح در علم شناختی دریافت کرده‌اند. ادامه در پست بعد... @CogniPlus
▪️برنامه درسی علم شناختی در دانشگاه‌های آمریکای شمالی برنامه‌درسی (به خصوص در مقطع کارشناسی) بخش مهمی از تعریف یک رشته را تشکیل می‌دهد و یک شاخص حیاتی برای ارزیابی وضعیت فعلی علم شناختی است. اگر در حال حاضر یک علم شناختی قوی به عنوان یک زمینه منسجم وجود داشته باشد، انتظار می‌رود که دانشجویانی که مدرک دانشگاهی را دریافت کرده‌اند، اکثریت آموزش اصلی خود را از طریق دوره‌های علم شناختی دریافت کنند. در عوض، اگر یک نسخه ضعیف‌تر از علم شناختی رایج باشد، انتظار می‌رود که هر شش رشته اصلی، به صورت سیستماتیک و متوازن در برنامه های درسی موسسات اعطای مدرک منعکس‌شده باشد. اما مشاهده شد که به طور متوسط تنها ۳۲ درصد از مواد اصلی برنامه درسی که متخصصان علم شناختی در معرض آن هستند در علم شناختی قرار دارند‏. بنابراین، در اکثر موسسات، دانشجویان بیشتر آموزش‌های اصلی خود را در رشته‌های خارج از علوم شناختی دریافت می‌کنند. این الزامات برون سپاری شده دو چیز را نشان می‌دهند. اول، توزیع دوره های الزامی در شش رشته اصلی به طور قابل‌توجهی نایکنواخت است. دوم، بین دروس الزامی انسجامی وجود ندارد. 📌نونیز و همکاران با ارائه دو استدلال اصلی و شواهدی که برای آن ارائه می‌کنند در واقع ادعا می‌کنند که در مواجهه با این چالش‌های جدی، به تدریج شور و اشتیاق و تلاش مشترک اولیه در علم شناختی تبدیل به مجموعه‌ی متفرقی از کنش‌ها شده است که دیگر اهداف و پارادایم‌های مشترکی را دنبال نمی‌کنند. آن‌ها مدعی هستند که در علم سنجی، برخلاف موارد موفق ادغام میان‌رشته‌ای مانند بیوشیمی، از علوم شناختی به عنوان مورد شکست خورده یاد می‌شود. 📌در ادامه نویسندگان به واقعیتی اشاره می‌کنند که باعث شده این ادغام شکست خورده در علوم شناختی، تشدید شود. آن واقعیت این است که اصطلاح «شناختی» به شدت چندمعنایی است و در موقعیت‌های مختلف با معانی مختلف به‌کار برده می‌شود. به عنوان مثال، اصطلاح شناختی در روانشناسی شناختی در درجه اول دلالت بر روانشناسی پردازش اطلاعات (جمع بین روانشناسی و هوش مصنوعی) دارد و نه زمینه‌ای فرعی از روانشناسی که به مطالعه‌ی شناخت، هوش، استدلال و ... می‌پردازد. در نتیجه در کتاب‌های روانشناسی شناختی به بزرگان روانشناسی تفکر، استدلال و زبان مانند پیاژه یا ویگوتسکی حتی اشاره‌ی کوچکی هم نمی‌شود. 📌به طور کلی، داده‌هایی که در مقاله‌ی نونیز و همکاران ارائه شده است نشان می‌دهند که علوم شناختی در تبدیل شدن به یک حوزه بین رشته‌ای یکپارچه و منسجم شکست‌خورده است. به نظر می‌رسد جورج میلر ، یکی از پدران بنیانگذار علم شناختی نیز، ۱۶ سال پیش به همین نتیجه رسیده باشد. همانطور که او می‌گوید: «برخی از کهنه سربازان آن روزها [‏ اولیه ]‏ این سوال را مطرح می‌کنند که آیا برنامه [‏انقلاب شناختی] موفق بوده‌است، و آیا واقعا چیزی وجود دارد که ما بتوانیم آن را علم شناختی بنامیم. من ترجیح می‌دهم از علوم شناختی به صورت جمع صحبت کنم» 📌بعد از انتشار این مقاله‌ی چالش برانگیز، دانشمندان علم شناختی در جای جای جهان به آن واکنش نشان داده و تلاش کردند از هویت علمی خود که به نوعی با علم شناختی گره خورده، دفاع کنند. در کمتر از یک سال بعد از انتشار مقاله‌ی نونیز و همکاران و در پاسخ به آن بیش از 10 مقاله در مجله‌ی مباحثی در علم شناختی منتشر شد. بعد از آن نیز نونیز با جمع‌بندی نظر منتقدان، مقاله‌ی جدیدی در پاسخ به آن‌ها در همان مجله نوشت. @CogniPlus
ثبت EEG با AirPods🧠🎧 📌طبق آخرین لیست منتشر شده توسط اداره علائم تجاری و ثبت اختراع ایالات متحده (USPTO)، اپل یک سند اختراع مرتبط با AirPods را ثبت کرده که می تواند الکتروانسفالوگرام ()، الکترومیوگرافی (EMG)، الکترووکولوگرام (EOG) و سایر سیگنال های بیولوژیکی را نظارت کند. 📌بر اساس گزارش ثبت اختراع اپل، محفظه و انتهای هدفون AirPods می‌تواند به چندین الکترود فعال و الکترود مرجع مجهز شود که می‌تواند برای اندازه‌گیری سیگنال‌های بیولوژیکی و فعالیت الکتریکی مغز کاربر پیکربندی شود. ⚙️‏بر اساس توضیحات سند اختراع، می‌توان چند کاربرد احتمالی را حدس زد: - پایش احساس کاربر نسبت به یک موسیقی: اگر از یک موسیقی لذت نمی‌برید، خود هدفون آن را تشخیص داده و به آهنگ بعدی می‌رود. - پایش وضعیت تمرکز کاربر: مثلا هنگامی که خواب‌آلوده می‌شویم، صدای موسیقی به‌تدریج کم می‌شود. - و احتمالا امکان ارسال نوعی فیدبک از طریق هدفون‌ها برای کنترل ابزارهای الکترونیکی. منبع: patently apple @CogniPlus
تعامل فناوری ها با انتظارات و تجربیات اجتماعی چگونه است؟📱🛃 ✍️این پست بخشی از مقاله مروری تاثیر شناخت اجتماعی نادرست بر ارتباط اجتماعی است... 📌 می تواند اجتماعی را با تأثیر گذاشتن بر آنچه افراد از تجربیات اجتماعی خود می آموزند شکل دهد. برای مثال فناوری‌ای که بر تعامل اجتماعی، از جمله دستگاه‌های فیزیکی (مانند تلفن‌های هوشمند) و پلتفرم‌های مجازی (مثلاً کنفرانس ویدیویی) تأثیر می‌گذارد؛ مثلا صرف حضور یک گوشی هوشمند می‌تواند حواس افراد را پرت کند تا فراوانی و لذت مکالمات رو در رو را کمتر درک کنند یا تشخیص پیامهای علاقه اجتماعی را دشوار کند، مانند کاهش احتمال تماس چشمی و لبخند زدن دو نفر به یکدیگر. یا در یک آزمایش روی قطارهای شهری، تقریباً همه شرکت‌کنندگانی که دستورالعمل‌ها را برای صحبت و ارتباط با مسافر دیگری دنبال نکردند، گزارش دادند که معتقدند دیگران نمی‌خواهند صحبت کنند، زیرا از تلفن خود استفاده می‌کنند. اگرچه استفاده از تلفن می تواند منعکس کننده عادات یا هنجارهایی باشد که ترجیحات شخصی را نادرست نشان می دهد اما به هر حال توجه به تلفن همراه، دیگران را از ارتباط با ما منصرف میکند. 📌فناوری همچنین می‌تواند با ایجاد رسانه‌ و طراحی پلتفرم ها، تجربه اجتماعی را شکل دهد. رسانه های غنی از اطلاعات(به عنوان مثال، کنفرانس ویدیویی) می تواند حس ارتباط اجتماعی را با وجود فاصله های فیزیکی حفظ کند. در مقابل، رسانه‌های مبتنی بر متن ضعیف (مانند ایمیل یا توییتر) می‌توانند سوء تفاهم را در ارتباطات افزایش دهند، درک ما از شایستگی ذهنی افراد دیگر در تعامل مجازی و احتمال دریافت کمک پس از درخواست را کاهش دهند. درحالی که در استفاده از رسانه های غنی از اطلاعات، این وضعیت برعکس است. 📌انتظارات اجتماعی نیز می‌توانند نحوه استفاده مردم از فناوری را تغییر دهد برای مثال مردم ممکن است رسانه‌های مبتنی بر متن و با صمیمت کمتر را انتخاب کنند چون انتظار دارند(به اشتباه) که تعاملات حضوری ناخوشایند تر باشد. مطالعه ای که تماس تلفنی و ایمیل را برای ارتباط مجدد با یک دوست قدیمی بررسی کرده بود نشان داد افراد به غلط گمان میکردند با ایمیل راحت تر هستند اما در واقع وقتی به صورت تصادفی دو گروه با تماس و ایمیل ارتباط برقرار کردند؛ آزمودنی ها از تماس تلفنی تجربه مثبت تری داشتند. 📌اگر مردم علاقه مند به برقراری ارتباط با دیگران هستند اما فکر می کنند که ارتباط با دیگران تا حدودی ناخوشایند خواهد بود، این می تواند برای رسانه های اجتماعی که امکان ارتباط اجتماعی منفعل (مانند فیس بوک) را فراهم می کند، تقاضا ایجاد کند حتی اگر آن رسانه برای رفاه فرد نامناسب باشد. به طور مشابه، اگر مردم در مورد احتمال کمک دیگران بیش از حد بدبین باشند، این امر می تواند بازاری را برای محصولاتی مانند «مونوپاد» ایجاد کند که می تواند افراد را از داشتن یک تعامل خوشایند باز دارد و آنها را از یک درخواست و ارتباط با غریبه ها برای عکس گرفتن بی نیاز کند! @CogniPlus