آزمایش زندان استنفورد👮♂️😡
💣در روز دوم آزمایش، زندانیان شمارههای خود را پاره کردند و با قرار دادن تختهایشان در مقابل در، آن را سد کردند.
نگهبان ها نیروهای کمکی را فراخواندند و با پخش کردن دی اکسید کربن یک کپسول آتش نشانی که پوست را سرد می کند تلافی کردند و زندانیان را به زور از درها دور کردند. سپس، نگهبانان به هر سلول نفوذ کردند، زندانیان را برهنه کردند و تخت ها را بیرون آوردند. رهبران شورش به سلول انفرادی منتقل شدند. پس از این، نگهبانان عموماً شروع به آزار و اذیت و ارعاب زندانیان کردند.
🔑یکی از سلولها به عنوان "سلول امتیاز" تعیین شد. به سه زندانی که کمترین درگیری در شورش را داشتند، امتیازات ویژه ای داده شد. نگهبانان یونیفورم و تختشان را به آنها پس دادند و به آنها اجازه دادند موهایشان را بشویند و برس بزنند. زندانیان ممتاز نیز در حضور سایر زندانیان که امتیاز غذا خوردن را موقتاً از دست داده بودند، میتوانستند غذای مخصوص بخورند. نتیجه آن شکستن همبستگی میان زندانیان بود.
🧩با تسلیم شدن زندانیان، نگهبانان پرخاشگرتر و قاطع تر شدند. آنها خواستار اطاعت هر چه بیشتر زندانیان بودند. زندانیان برای همه چیز به نگهبانان وابسته بودند، بنابراین سعی میکردند راههایی برای راضی نگهداشتن نگهبانها بیابند، مانند زیراب زنی سایر زندانیان.
🎈کمتر از 36 ساعت پس از آزمایش، زندانی شماره 8612 دچار اختلال عاطفی حاد، تفکر آشفته، گریه غیرقابل کنترل و خشم شد.
روز بعد، نگهبانان یک ساعت ملاقات برای والدین و دوستان زندانیان برگزار کردند. آنها نگران بودند که با دیدن وضعیت زندان، والدین اصرار کنند که پسرانشان را به خانه ببرند. نگهبانان زندانیان را تمیز کرده و سلول هایشان را صیقل دادند و به زندانیان شام خیلی خوب همراه با پخش موسیقی دادند.
پس از ملاقات، شایعه طرح فرار دسته جمعی منتشر شد. نگهبانان و آزمایشگران سعی کردند از کمک و امکانات اداره پلیس پالو آلتو استفاده کنندتا مبادا زندانیان را از دست بدهند.
▶️بعد از این اتفاق نگهبانان مجدداً سطح آزار و اذیت زندانیان را افزایش دادند و آنها را مجبور به انجام کارهای پست و تکراری مانند تمیز کردن توالت ها با دست خالی کردند. در طول آزمایش دوباره یکی دیگر از زندانیان به نام زندانی شماره 819 شروع به گریه طولانی و فریاد زدن کرد که با کمک روانشناسان به یک اتاق دیگر برده شد تا استراحت کند. در همین حین یکی از زندانبان ها، زندانیان را به صف کرده و از آنها خواست شعار بدهند که زندانی 819 زندانی بدی است و باعث خرابکاری در سلول آنها شده است. روانشناسان متوجه شدند که شماره 819 می تواند شعار را بشنود و به اتاق بازگشتند و او را در حال هق هق غیرقابل کنترل دیدند. روانشناسان به او گفتند می تواند آزمایش را ترک کند اما او گفت که نمی تواند آنجا را ترک کند زیرا دیگران به او برچسب زندانی بد زده بودند.
در آن لحظه، زیمباردو گفت: «گوش کن، تو 819 نیستی. شما [اسم او] هستید و نام من دکتر زیمباردو است. من یک روانشناس هستم نه ناظر زندان و این یک زندان واقعی نیست. این فقط یک آزمایش است و آن ها دانشجو هستند، نه زندانی، درست مثل شما. بیا بریم."
او ناگهان گریه اش را متوقف کرد، به بالا نگاه کرد و پاسخ داد: "باشه، بیایید برویم"
📌زیمباردو (1973) در نظر داشت که این آزمایش به مدت دو هفته ادامه یابد، اما در روز ششم به دلیل فروپاشی عاطفی زندانیان و پرخاشگری بیش از حد نگهبانان، آن را متوقف کرد. زیمباردو (2008) بعداً خاطرنشان کرد: « خیلی دیر متوجه شدم که در آن مقطع تا چه حد در نقش زندانم بودم – که به جای یک روانشناس پژوهشگر مانند یک سرپرست زندان فکر میکردم».
📌به گفته زیمباردو و همکارانش، آزمایش زندان استنفورد نشان داد که چگونه افراد به راحتی با نقشهای اجتماعی که انتظار میرود بازی کنند، تطابق پیدا میکنند، بهویژه اگر نقشها مانند نقشهای زندانبانان کلیشهای باشد.
از آنجایی که نگهبانان در موقعیت اقتدار قرار گرفتند، شروع کردند به روشی که معمولاً در زندگی عادی خود رفتار نمی کردند. محیط "زندان" عامل مهمی در ایجاد رفتار وحشیانه نگهبانان بود (هیچ یک از شرکت کنندگانی که به عنوان نگهبان عمل می کردند قبل از مطالعه تمایلات سادیستی نشان ندادند). بنابراین، یافتهها بیشتر از تبیین موقعیتی رفتار حمایت میکنند.
منبع
#آزمایش_های_شناختی
@CogniPlus
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چگونه از هوش مصنوعی پنهان شویم؟👻
👀این ژاکت یک شنل نامرئی در برابر هوش مصنوعی است که از "adversarial patterns" استفاده می کند تا هوش مصنوعی را از شناسایی شخصی که آن را پوشیده است باز دارد. - توسعه یافته توسط دانشگاه مریلند.
منبع
@CogniPlus
مکانیسمهای شناختی زیربنای حملات تروریستی ⚔️
📌چه چیز باعث میشود افراد چارچوبهای اخلاقی را زیر پا گذاشته تا جایی پیش بروند که جان افراد بیگناه را گرفته و حتی ذرهای هم از این رفتار خود پشیمان نباشند؟ علی رغم اینکه هر فرد چارچوبهای اخلاقی مشخصی دارد، افراد با استفاده از برخی مکانیسمهای شناختی، رفتار غیراخلاقی و ناهنجار را از خودپندارهی خود جدا میکنند و مرتکب عمل غیراخلاقی میشوند.
📌آلبرت #بندورا روانشناس مشهور، در کتاب «بی قیدی اخلاقی : چگونه مردم به دیگران آسیب می زنند و با وجدانشان کنار میآیند؟» (۲۰۱۵) با تکیه بر نظریه عاملی خود، توضیحی درباره مکانیسمهای روانی-اجتماعی این نوع رفتارها ارائه میدهد:
- انسانیتزدایی
اگر در نگاه افراد، فرد یا گروهی را مادون انسان جلوه دهیم، برخورد غیرانسانی بدون هیچ شرمساری اعمال خواهد شد. وقتی که یک گروه انسانیتزدایی میشود هرگونه احساسات، عواطف، امید و نگرانی از آن گروه سلب شده، مسیر بروز اعمال غیراخلاقی هموارتر خواهد شد؛ «آنها را کشتم چون این سگها اصلا سزاوار زندگی نبودند».
- توجیه اخلاقی
در این مکانیسم رفتار غیراخلاقی فرد وسیلهای برای دستیابی به هدفی والاتر قرار گرفته و از این طریق توجیه میشود. «این جرم را مرتکب شدم تا برای خانوادهام غذا فراهم کنم». «برای اصلاح جامعه این جرم را مرتکب شدم».
- برچسبزنی با حسن تعبیر
وقتی بر یک عمل شنیع نام خوبی بگذاریم که با آن چیزی که واقعا هست متفاوت باشد، انجام آن آسان تر خواهد بود. برای مثال وقتی به یک فرد غیر پرخاشگر بگوییم اعمال خشونت آمیز او صرفا یک بازی است با احتمال بیشتری در مقابل افراد دیگر خشونت نشان میدهد. یا وقتی مزدوران قتل را «اجرای یک قرارداد» نام مینهند قتل از یک عمل شنیع به یک انجام وظیفه شرافتمندانه تبدیل میشود.
- مقایسه خوشآیند
در این مکانیسم افراد از طریق مقایسه عمل غیراخلاقی خود با عملی به مراتب شنیعتر، عمل غیراخلاقی خود را ناچیز جلوه میدهند. «کاری که من کردم در مقابل کار او چیزی نیست!» بندورا از طرفداران جنگ در ویتنام مثال میزند که کشتار جمعی مردم را در برابر حاکم شدن بردهداری کمونیستی ناچیز میشمردند.
- جابجایی مسئولیت
در جابجایی مسئولیت افراد مراجع قدرت یا افراد بالادستی را مسئول عمل غیراخلاقی خود قلمداد میکنند. «این کار را کردم، چون به من دستور داده شده بود».
- نسبت دادن سرزنش
افراد دلیل اعمال خود را رفتارهای دیگران می دانند. حتی نیاز نیست که دیگران مورد هدف کار خاصی انجام داده باشند همین اندازه که آنها در یک گروه باشند کفایت می کند.
❓آیا شما چیزی شبیه این پاسخها را از افراد گناهکار برای توجیه عمل غیراخلاقی شان شنیدهاید؟
📚Credit: Bandura, A. (2015). Moral disengagement: How people do harm and live with themselves. Worth Publishers.
@CogniPlus
از #آینده_علم_شناخت چه خبر؟👁💡🧠
🤖استفاده از هنر دیجیتال برای کاهش اثرات منفی استفاده بیش از حد از رسانه های اجتماعی
🌐کشور: اسپانیا 🇪🇸
📆بازه زمانی گرنت: 2023-2026
💶مبلغ: 302,708 یورو
🔍شناسه دیجیتال گرنت
(https://cordis.europa.eu/project/id/101063319)
📌دستگاههای هوشمند و پلتفرمهای رسانههای اجتماعی(SM) در همه جا وجود دارند. این در حالی است که هم شواهدی مبنی بر فواید آن نظیر تقویت تعامل اجتماعی، خلاقیت و سلامتی وجود دارد، هم شواهد عصب شناختی مضرات استفاده بیش از حد از آنها برای فرآیندهای شناختی و عاطفی به ثبت رسیده اند. استفاده از دستگاههای هوشمند و پلتفرمهای رسانههای اجتماعی به ویژه در دوران نوجوانی عمدتاً با افسردگی، اضطراب و مسائل مربوط به عملکرد اجرایی مرتبط است.
📌با توجه به اینکه نوع فعالیت SM (نه فقط مدت استفاده) بسیار مهم است، پروژه SMART با بودجه اتحادیه اروپا از روشهای علوم اعصاب استفاده خواهد کرد تا آزمایش کند که آیا مداخلات هنری دیجیتال میتواند بر تأثیرات منفی SM غلبه کند یا خیر؟ محققین امیدوارند این مداخلات فعالیتها/حرفههای هنری را ترویج کند، برنامهها و سیاستهای آموزشی را الهام ببخشد و برای ارتقا وضعیت تحصیلی به کار رود.
@CogniPlus
19.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نگاهی نو به فراموشی: ممکن است فراموشی ترفند مغز برای سازگاری با محیط باشد!
📌 مطالعات اخیر ادعا میکند که فراموشی فقط اشتباه سهوی مغز ما نیست، بلکه میتواند پاسخی پویا به محیطهای در حال تغییر باشد. دانشمندان علوم اعصاب پیشنهاد می کنند که با تغییر محیط، فراموش کردن خاطرات نامربوط می تواند سازگاری و تصمیم گیری بهتر را تقویت کند.
📌 آزمایشها نشان داد که حتی پس از فراموش شدن برخی خاطرات در موشها، میتوان آنها را با محرکهای مناسب یا تجربیات مرتبط جدید بازیابی کرد. این درک ابتکاری در مورد ماهیت حافظه می تواند پیامدهای عمده ای داشته باشد، به ویژه برای شرایطی مانند بیماری آلزایمر.
📌 درک ماهیت برگشت پذیر "فراموشی طبیعی" ممکن است بینش هایی را در مورد بیماری هایی مانند آلزایمر ارائه دهد.
🔗 منبع
(https://neurosciencenews.com/forgetting-memory-engrams-23784/)
@CogniPlus
آیا بودن در تیک تاک توجه کردن را برای کودکان دشوار میکند؟
📌 مقالهای که اخیرا در وبسایت ویک منتشر شده به این سوال می پردازد که چه اتفاقی برای مغز بچهها میافتد زمانی که در معرض جریان بیپایان ویدیوهای تیکتاک قرار میگیرند؟
📌 توجه مستقیم توانایی جلوگیری از حواسپرتی و حفظ توجه و جابجایی مناسب توجه است. توجه مستقیم به مهارت های درجه بالاتری مانند برنامهریزی و اولویتبندی نیاز دارد. کودکان به طور کلی در استفاده از توجه مستقیم مشکل دارند زیرا قشر پیش پیشانی مغز تا سن ۲۵ سالگی به طور کامل رشد نمیکند.
📌 محیط دائماً در حال تغییر تیک تاک به آن سطح توجه مداوم نیاز ندارد. اگر مغز بچهها به تغییرات مداوم عادت کند، آن گاه سازگاری با یک فعالیت غیردیجیتال که در آن چیزها به سرعت حرکت نمیکنند، دشوار است.
🔗 منبع
(https://theweek.com/health-and-wellness/1025836/tiktok-brain-and-attention-spans?trk=feed_main-feed-card_feed-article-content)
@CogniPlus
CogniPlus - کاگنی پلاس
آزمایش زندان استنفورد👮♂️😡 💣در روز دوم آزمایش، زندانیان شمارههای خود را پاره کردند و با قرار دادن
📌 آزمایش زندان استنفورد با وجود فراهم آوردن اطلاعات زیادی در حوزه روانشناسی اجتماعی، نقدهای مختلفی را متوجه خود ساخته است:
➖ عدم رعایت اخلاق پژوهشی
پژوهشگران دلایل متعددی برای این بخش دارند، از جمله:
🔹عدم رضایت کاملاً آگاهانه از سوی شرکتکنندگان، زیرا خود زیمباردو هم نمیدانست در آزمایش چه اتفاقی قرار است دقیقا رخ دهد (غیرقابل پیشبینی بود).
🔹 زندانیان به «دستگیری» در خانه رضایت نداده بودند. ولی با توجه به اینکه محققان تمایل به ایجاد شرایط واقعی داشتند این عمل را انجام دادند؛ با این حال، این نقض اصول اخلاقی قرارداد خود زیمباردو بود که همه شرکت کنندگان آن را امضا کرده بودند.
🔹 شرکتکنندگانی که نقش زندانی را بازی میکردند، از آسیب روانی محافظت نشدند و موارد متعدد تحقیر و ناراحتی را تجربه کردند. به عنوان مثال، یک زندانی به دلیل فریادهای غیرقابل کنترل، گریه و عصبانیت مجبور شد پس از 36 ساعت آزاد شود. هرچند جلسات گسترده گروهی و فردی برگزار شد، و همه شرکت کنندگان پرسشنامه های پس از آزمایش را با فوصل هفته، ماه و سال تکمیل کردند و زیمباردو به این نتیجه رسید که هیچ اثر منفی پایداری بر شرکت کنندگان ایجاد نشده است.
➖ تعمیم پذیری کم
🔹مطالعه از اعتبار اکولوژیکی پایینی برخوردار است. از آنجایی که نگهبانان و زندانیان نقش بازی می کردند، رفتار آنها ممکن است تحت تأثیر عوامل مشابهی قرار نگیرد که بر رفتار در زندگی واقعی تأثیر میگذارد. این بدان معناست که یافتههای این مطالعه را نمیتوان به طور منطقی به زندگی واقعی، مانند محیط های زندان تعمیم داد. نکته دیگر ناظر بر دستورالعمل های دقیقی است که به نگهبانان در مورد نحوه رفتار در آزمایش داده شده است که طبعاً مانع از ایجاد یک شرایط منطبق بر واقعیت میشود.
🔹از طرف دیگر نتایج قابل تعمیم به کل جامعه نیست زیرا نمونه شامل دانشجویان پسر ایالات متحده است. یافته های این مطالعه را نمی توان برای زندان های زنان یا زندان های کشورهای دیگر اعمال کرد. به عنوان مثال، آمریکا یک فرهنگ فردگرایانه است و نتایج ممکن است در فرهنگهای جمعگرا (مانند کشورهای آسیایی) متفاوت باشد.
➕این مطالعه علاوه بر افزودن دانش ما در مورد تأثیرات موقعیت و ... منجر به یک سری پیامد های مثبت دیگری نیز شده است. از جمله اینکه:
🔹باعث ایجاد تغییر در شیوه اداره زندان ها شده است برای مثال، در امریکا نوجوانانی که متهم به جنایات فدرال هستند، دیگر قبل از محاکمه با زندانیان بزرگسال نگهداری نمیشوند (به دلیل خطر خشونت علیه آنها).
🔹یکی دیگر از پیامدهای مثبت مطالعه این است که رفتارهای آسیب زنتده در این آزمایش منجر به شناسایی رسمی دستورالعملهای اخلاقی توسط انجمن روانشناسی آمریکا شد. مطالعات در حال حاضر باید قبل از اجرا توسط یک هیئت بازبینی سازمانی یا کمیته اخلاق مورد بازبینی گسترده قرار گیرند.
#آزمایش_های_شناختی
منبع1
(https://www.simplypsychology.org/zimbardo.html#:~:text=The%2520study%2520has%2520received%2520many,being%2520%25E2%2580%259Carrested%25E2%2580%259D%2520at%2520home)
منبع2
(https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/31380664/)
@CogniPlus
جهانی که هست؛ جهانی که دوست دارند باشد 📡
📌بیخبری در بسیاری از فرهنگها یک ضعف اساسی به حساب میآید؛ تا جایی که هیچ یک از ما دوست نداریم از اتفاقات پیرامونمان بیخبر باشیم. اخبار میتوانند ما را خوشحال یا ناراحت کنند، به ما حس غرور یا ناامیدی دهند و حتی باعث بقای ما باشند. بدین ترتیب اهمیت اخبار را باید چیزی بیش از اطلاع رسانی صرف دانست.
📌گروههای سیاسی معمولا از تصویری که از آنها نشان داده میشود گلایه دارند و افراد، تصویری که از آنها یا گروه آنها ایجاد میشود را سویافته میدانند. این افراد معتقدند که رسانهها تصویر آنها را دچار خدشه کرده و مشوش بازنمایی میکنند. اتفاقی که آن را «#چارچوب_سازی رسانهای» میخوانند.
📌اصطلاح چارچوب به وسیله اروینگ گافمن در سال 1974 به صورتی که ما امروز می شناسیم وارد علوم انسانی شد. چارچوببندی یعنی انتخاب برخی جنبههای یک واقعیت درک شده و برجستهتر کردن آنها در متن ارتباطی به روشی که یک تعریف خاص از مشکل، تفسیر علّی، ارزیابی اخلاقی و یا توصیههایی برای حل آن را تبلیغ کند. پیامد این تعریف میتواند شناختهای متفاوت، جهت گیریهای متفاوت و نهایتا شکل گیری فرهنگهای متفاوت باشد. چارچوببندی میتواند برداشت ما را از واقعیت عوض و شناخت ما را تخریب کند و ما را به دام «تحریف عمدی» بیاندازد.
📌رابرت متیو انتمن، رئیس موسسه دیپلماسی همگانی و ارتباطات جهانی، برای اولین بار به طور جدی چارچوببندی خبری را وارد ادبیات مطالعات ارتباطی کرد. جالب اینجاست که اولین کار مهم او با این رویکرد، به ایران مربوط میشد.
📌انتمن با تحلیل روزنامههای آمریکایی و توصیف آنها از دو رویداد نسبتا مشابه «ساقط کردن یک هواپیمای مسافربری ایرانی به وسیله آمریکا» و «ساقط کردن یک هواپیمای کره ای به وسیله شوروی نشان داد» که «مقالات خبری با گفتن اینکه ساقط کردن یک هواپیمای ایرانی یک مشکل فنی بوده و با انتخاب مناسب عکس و توصیف، عامل و قربانیان این حادثه را کم اهمیت جلوه دادند؛ حال آنکه ساقط کردن یک هواپیمای کرهای به وسیله شوروی به عنوان یک عمل شنیع به تصویر کشیده شد».
📌اتفاقی که تا امروز هم یکی از موثرترین ابزار رسانهها برای دستکاری شناخت مخاطبان به حساب میآید. شما چه نمونههایی از چارچوب سازی رسانهها در ذهن دارید؟
منبع
(https://hamshahritraining.ir/article/3644/تحلیل-فرهنگ-خبر)
@CogniPlus
سلامت روان در حین و پس از اعتراضات، شورشها و انقلابها: مروری سیستماتیک
📌 اعتراضات، شورشها و انقلابها از دیرباز بخشی از زندگی اجتماعی بشر بوده و امروزه در سطح جهانی نیز در حال افزایش است، اما با این حال تأثیر آنها بر سلامت روان تا حد زیادی ناشناخته باقی مانده است. تصویر فوق فراوانی مطالعات و رخداد های اعتراضی را از 1967-2017 نشان میدهد. پژوهشگران حوزه سلامت روان، 52 مقاله از 20 کشور/منطقه را تا سال 2018 مرور کردهاند تا تاثیرات این پدیده اجتماعی را بر سلامت روان نشان دهند.
📌 این مقاله که اولین مرور سیستماتیک در این حوزه محسوب می شود، به نتایج جالبی رسیده است؛ شیوع اختلال استرس پس از سانحه بین 4 تا 41 درصد در مناطق آسیب دیده از شورش متغیر بود. به دنبال یک اعتراض بزرگ، شیوع افسردگی اساسی 7 درصد افزایش یافت، این افزایش بدون توجه به دخالت شخصی در اعتراضات (اثرات غیرمستقیم بر افراد جامعه) بود.
📌 عوامل مهم در آسیب پذیری بیشتر شامل جنسیت زن، وضعیت اجتماعی-اقتصادی پایین، قرار گرفتن در معرض خشونت، وجود تعارضات بین فردی، استفاده مکرر از رسانه های اجتماعی و انعطاف پذیری و حمایت اجتماعی کمتر است. اما دو مطالعه نشان داد که اقدامات جمعی ممکن است افسردگی و خودکشی را کاهش دهد. این اثر احتمالاً به دلیل یک تجربه کاتارتیک (تخلیه هیجان) جمعی و انسجام اجتماعی بیشتر به وجود آمده است.
📌 نویسندگان در نهایت اینگونه جمعبندی میکنند که اعتراضها حتی زمانی که خشونتبار نیستند میتوانند با پیامدهای نامطلوب سلامت روان همراه باشند.
🔗 مقاله
(https://journals.sagepub.com/doi/10.1177/0004867419899165)
@CogniPlus
موج محدودیت های جهانی بر شبکه های اجتماعی: امنیت شناختی مردم یا ابزار سانسور در دست دولت؟
📌 با این که فیلترینگ پدیدهای آشنا (مخصوصا برای ما 😅) است، اما موج جدید جهانی محدودیتهای شبکههای اجتماعی توجهها را به خود جلب کرده است و به خصوص پس از جلسات مجلس سنا با مدیرعامل تیک تاک در آمریکا این موضوع به بحثی داغ در رسانههای جهان تبدیل شد. در سایر کشور های اروپای غربی و آمریکای شمالی نیز نمونههایی وجود دارد که اخبار آن به طور گسترده منتشر شد (فیلم و عکس را دانلود کنید).
📌 موافقان اعمال این محدودیتها از خطر گسترش اخبار جعلی و تاثیر منفی بر افکار نوجوانان سخن میگویند. در آمریکا از تیکتاک به عنوان خطری برای امنیت ملی و اسب تروجان حزب کمونیست چین یاد شده است. آنها همچنین به مداخله شناختی روسیه در انتخابات آمریکا و افزایش دوقطبیهای اجتماعی اشاره میکنند.
📌 از سوی دیگر این محدودیت ها نگرانیهایی را نسبت به نقض آزادی جریان اطلاعات و آزادی بیان به وجود آورده است. عدهای بر این باورند که شبکههای اجتماعی آخرین سنگر برای دریافت اطلاعات بدون سوگیری و خارج از چارچوب دلخواه دولتها است.
📌 فارغ از درست یا غلط بودن هر یک از این ادعاها، به نظر شما کنترل دولت ها بر فضای مجازی چه حد و مرزی دارد و در چه مواردی لازم و کجا بیمورد است؟
@CogniPlus
آزمایش عروسک بوبو 🪆
📌 کدام یک از اهمیت بیشتری برخورداند، ژنتیک (سرشت) یا محیط؟ این سوال همواره در طول تاریخ چالش برانگیز بوده است. در اوایل دهه 1960 #بندورا درصدد جواب دادن به این سوال، آزمایش عروسک بوبو را انجام داد تا نشان دهد آیا رفتارهای اجتماعی (مانند پرخاشگری) را می توان با مشاهده و تقلید آموخت؟
📌 بندورا و همکارانش 36 پسر و 36 دختر را از مهد کودک دانشگاه استنفورد در سنین 3 تا 6 سال برای این آزمایش انتخاب کردند. محققان قبل از آزمایش با مشاهده کودکان در مهد کودک، میزان پرخاشگری آنها را در چهار مقیاس لیکرتی پنج درجهای ارزیابی کردند.
سپس کودکان به سه گروه 24 نفره تقسیم شدند. برای انتخاب هر گروه بندورا با استفاده از روش جفتهای همسان سعی در متعادل کردن سطح پرخاشگری هر گروه داشت.
📌 گروه اول کودکانی بودند که رفتار خشونتآمیز یک الگوی بزرگسال را به مدت ده دقیقه نسبت به «عروسک بوبو» مشاهده میکردند. در این گروه افراد بزرگسال با پرخاشگری کلامی و فیزیکی به عروسک ضربه میزدند.
گروه دوم کودکانی بودند که آنها هم رفتار الگوی بزرگسال را مشاهده میکردند اما این رفتار یک رفتار خشونتآمیز نبود و بهصورت بازی با سایر اسباب بازیهایی بود که در اتاق آزمایش توسط آزمایشگر فراهم شده بود (بازی با یک دست اسباب بازی سرهم بندی شده و نادیده گرفتن عروسک بوبو).
گروه سوم گروه کنترل بود که هیچ نوع الگوی بزرگسالی را مشاهده نکردند و بهتنهایی در اتاق آزمایش بازی میکردند.
📌در مرحله بعد همه کودکان (از جمله گروه کنترل) در معرض «برانگیختگی پرخاشگری خفیف» قرار گرفتند. هر کودک (به طور جداگانه) به اتاقی با اسباب بازی های نسبتا جذاب برده شد؛ به محض اینکه کودک شروع به بازی با اسباببازیها میکرد، آزمایشگر به کودک میگفت که اینها بهترین اسباببازیهای آزمایشگر هستند و او تصمیم گرفته است آنها را برای بچههای دیگر کنار بگذارد. اتاق بعدی حاوی چند اسباب بازی تهاجمی و تعدادی اسباب بازی غیر تهاجمی بود. هر کودک به مدت 20 دقیقه در اتاق بود و رفتار آنها از طریق یک آینه یک طرفه مشاهده و رتبه بندی شد.
📌 نتایج نشان داد که کودکانی که مدل پرخاشگرانه را مشاهده کردند نسبت به آنهایی که در گروه های غیرپرخاشگر یا کنترل بودند، پاسخهای پرخاشگرانه تقلیدی بسیار بیشتری از خود نشان دادند. پرخاشگری جزئی و تقلیدی در بین آن دسته از کودکانی که رفتار پرخاشگرانه را مشاهده کرده بودند، بیشتر بود، اگرچه تفاوت در پرخاشگری غیر تقلیدی اندک بود.
📌دخترانی که در شرایط مشاهده الگوی پرخاشگر بودند اگر مدل مرد بود، پاسخهای پرخاشگرانه فیزیکی بیشتری نشان دادند، اما اگر مدل زن بود، پاسخهای پرخاشگرانه کلامی بیشتری نشان دادند. پسرها بیشتر از دخترها از مدلهای همجنس تقلید میکردند اما شواهد محکمی دال بر تقلید دختران از مدل های همجنس وجود ندارد.
📌 اگر چه تفاوت چندانی در پرخاشگری کلامی بین پسران و دختران وجود نداشت اما پسرها نسبت به دختران از رفتارهای پرخاشگرانه فیزیکی بیشتری تقلید می کردند.
آزمایش عروسک بوبو نشان داد که کودکان می توانند رفتارهای اجتماعی مانند پرخاشگری را از طریق فرآیند یادگیری مشاهده ای (از طریق مشاهده رفتار شخص دیگر) بیاموزند. این مطالعه پیامدهای مهمی برای تأثیرات خشونت رسانه ای بر کودکان به همراه داشت.
#آزمایش_های_شناختی
منبع
(https://www.simplypsychology.org/bobo-doll.html)
@CogniPlus
هوش مصنوعی گوگل، درس زندگی میدهد!
📌 بر اساس اسنادی که به نیویورک تایمز رسیده، آزمایشگاه هوش مصنوعی دیپماند گوگل در حال کار روی "هوش مصنوعی مولد برای انجام حداقل 21 نوع مختلف از وظایف شخصی و حرفه ای" است، که یکی از آنها یک ابزار "مشاوره زندگی" است.
📌 خبر این تلاش ماهها پس از آن منتشر میشود که کارشناسان ایمنی هوش مصنوعی در گوگل در ماه دسامبر گفتند ممکن است پیروی از توصیه های زندگی هوش مصنوعی باعث "کاهش سلامت و رفاه" و "از دست دادن حس عاملیت" کاربران شود.
📌 اما پس از یکسال شاید گوگل وسوسه شده تا احتیاط قبلی خود - و تحقیقات ایمنی - را کنار بگذارد. به نظر میرسد یک حفره به اندازه هوش مصنوعی در بازار مربیگری زندگی وجود دارد و غول جستجوی قدیمی امیدوار است آن را پر کند؛ حتی اگر این کار از نظر اخلاقی دارای ابهام باشد.
🔗 منبع
(https://www.nytimes.com/2023/08/16/technology/google-ai-life-advice.html)
@CogniPlus