19.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نگاهی نو به فراموشی: ممکن است فراموشی ترفند مغز برای سازگاری با محیط باشد!
📌 مطالعات اخیر ادعا میکند که فراموشی فقط اشتباه سهوی مغز ما نیست، بلکه میتواند پاسخی پویا به محیطهای در حال تغییر باشد. دانشمندان علوم اعصاب پیشنهاد می کنند که با تغییر محیط، فراموش کردن خاطرات نامربوط می تواند سازگاری و تصمیم گیری بهتر را تقویت کند.
📌 آزمایشها نشان داد که حتی پس از فراموش شدن برخی خاطرات در موشها، میتوان آنها را با محرکهای مناسب یا تجربیات مرتبط جدید بازیابی کرد. این درک ابتکاری در مورد ماهیت حافظه می تواند پیامدهای عمده ای داشته باشد، به ویژه برای شرایطی مانند بیماری آلزایمر.
📌 درک ماهیت برگشت پذیر "فراموشی طبیعی" ممکن است بینش هایی را در مورد بیماری هایی مانند آلزایمر ارائه دهد.
🔗 منبع
(https://neurosciencenews.com/forgetting-memory-engrams-23784/)
@CogniPlus
آیا بودن در تیک تاک توجه کردن را برای کودکان دشوار میکند؟
📌 مقالهای که اخیرا در وبسایت ویک منتشر شده به این سوال می پردازد که چه اتفاقی برای مغز بچهها میافتد زمانی که در معرض جریان بیپایان ویدیوهای تیکتاک قرار میگیرند؟
📌 توجه مستقیم توانایی جلوگیری از حواسپرتی و حفظ توجه و جابجایی مناسب توجه است. توجه مستقیم به مهارت های درجه بالاتری مانند برنامهریزی و اولویتبندی نیاز دارد. کودکان به طور کلی در استفاده از توجه مستقیم مشکل دارند زیرا قشر پیش پیشانی مغز تا سن ۲۵ سالگی به طور کامل رشد نمیکند.
📌 محیط دائماً در حال تغییر تیک تاک به آن سطح توجه مداوم نیاز ندارد. اگر مغز بچهها به تغییرات مداوم عادت کند، آن گاه سازگاری با یک فعالیت غیردیجیتال که در آن چیزها به سرعت حرکت نمیکنند، دشوار است.
🔗 منبع
(https://theweek.com/health-and-wellness/1025836/tiktok-brain-and-attention-spans?trk=feed_main-feed-card_feed-article-content)
@CogniPlus
CogniPlus - کاگنی پلاس
آزمایش زندان استنفورد👮♂️😡 💣در روز دوم آزمایش، زندانیان شمارههای خود را پاره کردند و با قرار دادن
📌 آزمایش زندان استنفورد با وجود فراهم آوردن اطلاعات زیادی در حوزه روانشناسی اجتماعی، نقدهای مختلفی را متوجه خود ساخته است:
➖ عدم رعایت اخلاق پژوهشی
پژوهشگران دلایل متعددی برای این بخش دارند، از جمله:
🔹عدم رضایت کاملاً آگاهانه از سوی شرکتکنندگان، زیرا خود زیمباردو هم نمیدانست در آزمایش چه اتفاقی قرار است دقیقا رخ دهد (غیرقابل پیشبینی بود).
🔹 زندانیان به «دستگیری» در خانه رضایت نداده بودند. ولی با توجه به اینکه محققان تمایل به ایجاد شرایط واقعی داشتند این عمل را انجام دادند؛ با این حال، این نقض اصول اخلاقی قرارداد خود زیمباردو بود که همه شرکت کنندگان آن را امضا کرده بودند.
🔹 شرکتکنندگانی که نقش زندانی را بازی میکردند، از آسیب روانی محافظت نشدند و موارد متعدد تحقیر و ناراحتی را تجربه کردند. به عنوان مثال، یک زندانی به دلیل فریادهای غیرقابل کنترل، گریه و عصبانیت مجبور شد پس از 36 ساعت آزاد شود. هرچند جلسات گسترده گروهی و فردی برگزار شد، و همه شرکت کنندگان پرسشنامه های پس از آزمایش را با فوصل هفته، ماه و سال تکمیل کردند و زیمباردو به این نتیجه رسید که هیچ اثر منفی پایداری بر شرکت کنندگان ایجاد نشده است.
➖ تعمیم پذیری کم
🔹مطالعه از اعتبار اکولوژیکی پایینی برخوردار است. از آنجایی که نگهبانان و زندانیان نقش بازی می کردند، رفتار آنها ممکن است تحت تأثیر عوامل مشابهی قرار نگیرد که بر رفتار در زندگی واقعی تأثیر میگذارد. این بدان معناست که یافتههای این مطالعه را نمیتوان به طور منطقی به زندگی واقعی، مانند محیط های زندان تعمیم داد. نکته دیگر ناظر بر دستورالعمل های دقیقی است که به نگهبانان در مورد نحوه رفتار در آزمایش داده شده است که طبعاً مانع از ایجاد یک شرایط منطبق بر واقعیت میشود.
🔹از طرف دیگر نتایج قابل تعمیم به کل جامعه نیست زیرا نمونه شامل دانشجویان پسر ایالات متحده است. یافته های این مطالعه را نمی توان برای زندان های زنان یا زندان های کشورهای دیگر اعمال کرد. به عنوان مثال، آمریکا یک فرهنگ فردگرایانه است و نتایج ممکن است در فرهنگهای جمعگرا (مانند کشورهای آسیایی) متفاوت باشد.
➕این مطالعه علاوه بر افزودن دانش ما در مورد تأثیرات موقعیت و ... منجر به یک سری پیامد های مثبت دیگری نیز شده است. از جمله اینکه:
🔹باعث ایجاد تغییر در شیوه اداره زندان ها شده است برای مثال، در امریکا نوجوانانی که متهم به جنایات فدرال هستند، دیگر قبل از محاکمه با زندانیان بزرگسال نگهداری نمیشوند (به دلیل خطر خشونت علیه آنها).
🔹یکی دیگر از پیامدهای مثبت مطالعه این است که رفتارهای آسیب زنتده در این آزمایش منجر به شناسایی رسمی دستورالعملهای اخلاقی توسط انجمن روانشناسی آمریکا شد. مطالعات در حال حاضر باید قبل از اجرا توسط یک هیئت بازبینی سازمانی یا کمیته اخلاق مورد بازبینی گسترده قرار گیرند.
#آزمایش_های_شناختی
منبع1
(https://www.simplypsychology.org/zimbardo.html#:~:text=The%2520study%2520has%2520received%2520many,being%2520%25E2%2580%259Carrested%25E2%2580%259D%2520at%2520home)
منبع2
(https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/31380664/)
@CogniPlus
جهانی که هست؛ جهانی که دوست دارند باشد 📡
📌بیخبری در بسیاری از فرهنگها یک ضعف اساسی به حساب میآید؛ تا جایی که هیچ یک از ما دوست نداریم از اتفاقات پیرامونمان بیخبر باشیم. اخبار میتوانند ما را خوشحال یا ناراحت کنند، به ما حس غرور یا ناامیدی دهند و حتی باعث بقای ما باشند. بدین ترتیب اهمیت اخبار را باید چیزی بیش از اطلاع رسانی صرف دانست.
📌گروههای سیاسی معمولا از تصویری که از آنها نشان داده میشود گلایه دارند و افراد، تصویری که از آنها یا گروه آنها ایجاد میشود را سویافته میدانند. این افراد معتقدند که رسانهها تصویر آنها را دچار خدشه کرده و مشوش بازنمایی میکنند. اتفاقی که آن را «#چارچوب_سازی رسانهای» میخوانند.
📌اصطلاح چارچوب به وسیله اروینگ گافمن در سال 1974 به صورتی که ما امروز می شناسیم وارد علوم انسانی شد. چارچوببندی یعنی انتخاب برخی جنبههای یک واقعیت درک شده و برجستهتر کردن آنها در متن ارتباطی به روشی که یک تعریف خاص از مشکل، تفسیر علّی، ارزیابی اخلاقی و یا توصیههایی برای حل آن را تبلیغ کند. پیامد این تعریف میتواند شناختهای متفاوت، جهت گیریهای متفاوت و نهایتا شکل گیری فرهنگهای متفاوت باشد. چارچوببندی میتواند برداشت ما را از واقعیت عوض و شناخت ما را تخریب کند و ما را به دام «تحریف عمدی» بیاندازد.
📌رابرت متیو انتمن، رئیس موسسه دیپلماسی همگانی و ارتباطات جهانی، برای اولین بار به طور جدی چارچوببندی خبری را وارد ادبیات مطالعات ارتباطی کرد. جالب اینجاست که اولین کار مهم او با این رویکرد، به ایران مربوط میشد.
📌انتمن با تحلیل روزنامههای آمریکایی و توصیف آنها از دو رویداد نسبتا مشابه «ساقط کردن یک هواپیمای مسافربری ایرانی به وسیله آمریکا» و «ساقط کردن یک هواپیمای کره ای به وسیله شوروی نشان داد» که «مقالات خبری با گفتن اینکه ساقط کردن یک هواپیمای ایرانی یک مشکل فنی بوده و با انتخاب مناسب عکس و توصیف، عامل و قربانیان این حادثه را کم اهمیت جلوه دادند؛ حال آنکه ساقط کردن یک هواپیمای کرهای به وسیله شوروی به عنوان یک عمل شنیع به تصویر کشیده شد».
📌اتفاقی که تا امروز هم یکی از موثرترین ابزار رسانهها برای دستکاری شناخت مخاطبان به حساب میآید. شما چه نمونههایی از چارچوب سازی رسانهها در ذهن دارید؟
منبع
(https://hamshahritraining.ir/article/3644/تحلیل-فرهنگ-خبر)
@CogniPlus
سلامت روان در حین و پس از اعتراضات، شورشها و انقلابها: مروری سیستماتیک
📌 اعتراضات، شورشها و انقلابها از دیرباز بخشی از زندگی اجتماعی بشر بوده و امروزه در سطح جهانی نیز در حال افزایش است، اما با این حال تأثیر آنها بر سلامت روان تا حد زیادی ناشناخته باقی مانده است. تصویر فوق فراوانی مطالعات و رخداد های اعتراضی را از 1967-2017 نشان میدهد. پژوهشگران حوزه سلامت روان، 52 مقاله از 20 کشور/منطقه را تا سال 2018 مرور کردهاند تا تاثیرات این پدیده اجتماعی را بر سلامت روان نشان دهند.
📌 این مقاله که اولین مرور سیستماتیک در این حوزه محسوب می شود، به نتایج جالبی رسیده است؛ شیوع اختلال استرس پس از سانحه بین 4 تا 41 درصد در مناطق آسیب دیده از شورش متغیر بود. به دنبال یک اعتراض بزرگ، شیوع افسردگی اساسی 7 درصد افزایش یافت، این افزایش بدون توجه به دخالت شخصی در اعتراضات (اثرات غیرمستقیم بر افراد جامعه) بود.
📌 عوامل مهم در آسیب پذیری بیشتر شامل جنسیت زن، وضعیت اجتماعی-اقتصادی پایین، قرار گرفتن در معرض خشونت، وجود تعارضات بین فردی، استفاده مکرر از رسانه های اجتماعی و انعطاف پذیری و حمایت اجتماعی کمتر است. اما دو مطالعه نشان داد که اقدامات جمعی ممکن است افسردگی و خودکشی را کاهش دهد. این اثر احتمالاً به دلیل یک تجربه کاتارتیک (تخلیه هیجان) جمعی و انسجام اجتماعی بیشتر به وجود آمده است.
📌 نویسندگان در نهایت اینگونه جمعبندی میکنند که اعتراضها حتی زمانی که خشونتبار نیستند میتوانند با پیامدهای نامطلوب سلامت روان همراه باشند.
🔗 مقاله
(https://journals.sagepub.com/doi/10.1177/0004867419899165)
@CogniPlus
موج محدودیت های جهانی بر شبکه های اجتماعی: امنیت شناختی مردم یا ابزار سانسور در دست دولت؟
📌 با این که فیلترینگ پدیدهای آشنا (مخصوصا برای ما 😅) است، اما موج جدید جهانی محدودیتهای شبکههای اجتماعی توجهها را به خود جلب کرده است و به خصوص پس از جلسات مجلس سنا با مدیرعامل تیک تاک در آمریکا این موضوع به بحثی داغ در رسانههای جهان تبدیل شد. در سایر کشور های اروپای غربی و آمریکای شمالی نیز نمونههایی وجود دارد که اخبار آن به طور گسترده منتشر شد (فیلم و عکس را دانلود کنید).
📌 موافقان اعمال این محدودیتها از خطر گسترش اخبار جعلی و تاثیر منفی بر افکار نوجوانان سخن میگویند. در آمریکا از تیکتاک به عنوان خطری برای امنیت ملی و اسب تروجان حزب کمونیست چین یاد شده است. آنها همچنین به مداخله شناختی روسیه در انتخابات آمریکا و افزایش دوقطبیهای اجتماعی اشاره میکنند.
📌 از سوی دیگر این محدودیت ها نگرانیهایی را نسبت به نقض آزادی جریان اطلاعات و آزادی بیان به وجود آورده است. عدهای بر این باورند که شبکههای اجتماعی آخرین سنگر برای دریافت اطلاعات بدون سوگیری و خارج از چارچوب دلخواه دولتها است.
📌 فارغ از درست یا غلط بودن هر یک از این ادعاها، به نظر شما کنترل دولت ها بر فضای مجازی چه حد و مرزی دارد و در چه مواردی لازم و کجا بیمورد است؟
@CogniPlus
آزمایش عروسک بوبو 🪆
📌 کدام یک از اهمیت بیشتری برخورداند، ژنتیک (سرشت) یا محیط؟ این سوال همواره در طول تاریخ چالش برانگیز بوده است. در اوایل دهه 1960 #بندورا درصدد جواب دادن به این سوال، آزمایش عروسک بوبو را انجام داد تا نشان دهد آیا رفتارهای اجتماعی (مانند پرخاشگری) را می توان با مشاهده و تقلید آموخت؟
📌 بندورا و همکارانش 36 پسر و 36 دختر را از مهد کودک دانشگاه استنفورد در سنین 3 تا 6 سال برای این آزمایش انتخاب کردند. محققان قبل از آزمایش با مشاهده کودکان در مهد کودک، میزان پرخاشگری آنها را در چهار مقیاس لیکرتی پنج درجهای ارزیابی کردند.
سپس کودکان به سه گروه 24 نفره تقسیم شدند. برای انتخاب هر گروه بندورا با استفاده از روش جفتهای همسان سعی در متعادل کردن سطح پرخاشگری هر گروه داشت.
📌 گروه اول کودکانی بودند که رفتار خشونتآمیز یک الگوی بزرگسال را به مدت ده دقیقه نسبت به «عروسک بوبو» مشاهده میکردند. در این گروه افراد بزرگسال با پرخاشگری کلامی و فیزیکی به عروسک ضربه میزدند.
گروه دوم کودکانی بودند که آنها هم رفتار الگوی بزرگسال را مشاهده میکردند اما این رفتار یک رفتار خشونتآمیز نبود و بهصورت بازی با سایر اسباب بازیهایی بود که در اتاق آزمایش توسط آزمایشگر فراهم شده بود (بازی با یک دست اسباب بازی سرهم بندی شده و نادیده گرفتن عروسک بوبو).
گروه سوم گروه کنترل بود که هیچ نوع الگوی بزرگسالی را مشاهده نکردند و بهتنهایی در اتاق آزمایش بازی میکردند.
📌در مرحله بعد همه کودکان (از جمله گروه کنترل) در معرض «برانگیختگی پرخاشگری خفیف» قرار گرفتند. هر کودک (به طور جداگانه) به اتاقی با اسباب بازی های نسبتا جذاب برده شد؛ به محض اینکه کودک شروع به بازی با اسباببازیها میکرد، آزمایشگر به کودک میگفت که اینها بهترین اسباببازیهای آزمایشگر هستند و او تصمیم گرفته است آنها را برای بچههای دیگر کنار بگذارد. اتاق بعدی حاوی چند اسباب بازی تهاجمی و تعدادی اسباب بازی غیر تهاجمی بود. هر کودک به مدت 20 دقیقه در اتاق بود و رفتار آنها از طریق یک آینه یک طرفه مشاهده و رتبه بندی شد.
📌 نتایج نشان داد که کودکانی که مدل پرخاشگرانه را مشاهده کردند نسبت به آنهایی که در گروه های غیرپرخاشگر یا کنترل بودند، پاسخهای پرخاشگرانه تقلیدی بسیار بیشتری از خود نشان دادند. پرخاشگری جزئی و تقلیدی در بین آن دسته از کودکانی که رفتار پرخاشگرانه را مشاهده کرده بودند، بیشتر بود، اگرچه تفاوت در پرخاشگری غیر تقلیدی اندک بود.
📌دخترانی که در شرایط مشاهده الگوی پرخاشگر بودند اگر مدل مرد بود، پاسخهای پرخاشگرانه فیزیکی بیشتری نشان دادند، اما اگر مدل زن بود، پاسخهای پرخاشگرانه کلامی بیشتری نشان دادند. پسرها بیشتر از دخترها از مدلهای همجنس تقلید میکردند اما شواهد محکمی دال بر تقلید دختران از مدل های همجنس وجود ندارد.
📌 اگر چه تفاوت چندانی در پرخاشگری کلامی بین پسران و دختران وجود نداشت اما پسرها نسبت به دختران از رفتارهای پرخاشگرانه فیزیکی بیشتری تقلید می کردند.
آزمایش عروسک بوبو نشان داد که کودکان می توانند رفتارهای اجتماعی مانند پرخاشگری را از طریق فرآیند یادگیری مشاهده ای (از طریق مشاهده رفتار شخص دیگر) بیاموزند. این مطالعه پیامدهای مهمی برای تأثیرات خشونت رسانه ای بر کودکان به همراه داشت.
#آزمایش_های_شناختی
منبع
(https://www.simplypsychology.org/bobo-doll.html)
@CogniPlus
هوش مصنوعی گوگل، درس زندگی میدهد!
📌 بر اساس اسنادی که به نیویورک تایمز رسیده، آزمایشگاه هوش مصنوعی دیپماند گوگل در حال کار روی "هوش مصنوعی مولد برای انجام حداقل 21 نوع مختلف از وظایف شخصی و حرفه ای" است، که یکی از آنها یک ابزار "مشاوره زندگی" است.
📌 خبر این تلاش ماهها پس از آن منتشر میشود که کارشناسان ایمنی هوش مصنوعی در گوگل در ماه دسامبر گفتند ممکن است پیروی از توصیه های زندگی هوش مصنوعی باعث "کاهش سلامت و رفاه" و "از دست دادن حس عاملیت" کاربران شود.
📌 اما پس از یکسال شاید گوگل وسوسه شده تا احتیاط قبلی خود - و تحقیقات ایمنی - را کنار بگذارد. به نظر میرسد یک حفره به اندازه هوش مصنوعی در بازار مربیگری زندگی وجود دارد و غول جستجوی قدیمی امیدوار است آن را پر کند؛ حتی اگر این کار از نظر اخلاقی دارای ابهام باشد.
🔗 منبع
(https://www.nytimes.com/2023/08/16/technology/google-ai-life-advice.html)
@CogniPlus
➕ دوراهی کنشگران اجتماعی؛ آیا رفتار اعتراضی شدید اثر بخش است؟
📌 فعالان جنبش های اجتماعی برای تغییر قوانین و اصلاح نهادها و... همواره به دنبال اثربخشترین اقدامات هستند و احتمالا رفتارهای اعتراضی شدید (اقدامات تحریک آمیز یا تهدید آمیز مثل مسدود کردن ترافیک، آسیب رساندن به اموال و خشونت فیزیکی) را برای افزایش ادراک اثربخشی انجام میدهند.
📌برخی مطالعات نیز نشان میدهد رفتار اعتراضی شدید باعث بیشتر دیده شدن اعتراضات و جلب توجه مردم می شود. همچنین میتواند عامل موثری برای فشار به سازمان ها برای تغییر باشد؛ مانند تحصن گرینزبورو که با وجود اقدام اعتراضی شدید به نتیجه رسید و در ۱۹۶۰ سیاهان اجازه پیدا کردند در سلف های غذاخوری کنار سفید پوست ها بنشینند!
📌 اما تکلیف ناظران بیرونی چه میشود؟ مطالعهای در دانشگاه تورنتو در شش آزمایش مختلف، تاثیر اقدامات اعتراضی شدید بر حمایت عمومی را بررسی کرده است که مشاهده شده آزمودنیها از جنبش های اجتماعی با اقدامات اعتراضی شدیدتر، حمایت کمتری نشان دادند. این نتیجه در انواع جنبش ها (مانند حقوق حیوانات، ضد ترامپ، ضد سقط جنین) و انواع اقدامات اعتراضی شدید (مانند مسدود کردن بزرگراه ها، آسیب به اموال و خشونت فیزیکی) به دست آمد.
📌علاوه بر این، در ۵ مطالعه از ۶ مطالعه، واکنشهای منفی به اقدامات اعتراضی شدید نیز باعث شد شرکتکنندگان کمتر از هدف اصلی جنبش حمایت کنند و این تأثیرات عمدتاً مستقل از ایدئولوژی یا دیدگاه قبلی افراد در مورد این موضوع بود. یعنی حتی افراد موافق با هدف یک جنبش نیز به هر وسیله ای به دنبال رسیدن به هدف نیستند.
📌این مقاله مدلی را برای تبیین این فرآیند پیشنهاد داده است که سه میانجی برای کاهش حمایت عمومی را معرفی میکند. ابتدا ناظران اقدامات اعتراضی شدید را غیراخلاقی فهم میکنند، سپس ارتباط عاطفی ناظران با جنبش کاهش مییابد و درنهایت، هویتیابی با معترضین و حمایت از جنبش دچار کاهش میشود.
📌 این آزمایشها در مقابل تحقیقات قبلی کنشگران را با یک دوراهی مواجه کرده است؛ همان اقدامات اعتراضی که ممکن است مزایای خاصی را ارائه دهند، حمایت مردمی را نیز تضعیف میکنند. به نظر شما کنشگران اجتماعی در این دوراهی، دیده شدن و فشار به نهادها را باید انتخاب کنند یا حمایت مردمی؟
🔗 منبع ۱
🔗 منبع ۲
🔗 منبع ۳
➕مسیر تکامل علوم رفتاری در سیاستگذاری عمومی
📌 این ایفنوگرافی بخشی از یک مقاله مروری است که در ابتدای سال میلادی توسط انتشارات دانشگاه کمبریج به چاپ رسید. نویسندگان به مرور تاریخچه شکلگیری علوم رفتاری و تاثیر آن بر سیاستگذاری عمومی میپردازند.
📌گروهی از صاحبنظران علوم رفتاری را رویکردی چندرشتهای برای پاسخ به مسائل پیچیده میدانند که شامل علوم اعصاب، روانشناسی، مردمشناسی، جامعهشناسی، فرهنگ (تکامل فرهنگی)، تفکر سیستمی و طراحی انسان محور است.
🔗 منبع
@CogniPlus
➕ از کلیک تا اجبار: باز کردن حلقه عادت رسانه های اجتماعی
📌 استفاده از رسانه های اجتماعی از یک انتخاب آگاهانه به یک عادت خودکار، به ویژه در میان کاربران مستمر که مرتب پست میگذارند، تبدیل می شود. این مطالعه نشان میدهد که پسندها و نظرها به طور فزایندهای برای کاربران مستمر اهمیت کمتری دارند، زیرا بدون توجه به مشارکت عمومی یا پیامدهای آن، به پست کردن ادامه میدهند.
📌 تغییرات ساختاری اولیه در پلتفرمهای رسانههای اجتماعی میتواند رفتار معمول پستگذاری را کاهش دهد، اما کاربران مستمر، اغلب به سرعت سازگار میشوند و به همان سرعت پستگذاری اولیه خود برمیگردند.
📌 مداخلات انگیزشی بر روی این کاربران که به نظر می رسد تحت تأثیر بازخورد مثبت یا منفی اجتماعی در برابر تغییرات مقاومت بیشتری نشان می دهند، کمتر مؤثر است.
🔗 منبع
@CogniPlus
➕ هر چه بیشتر از ایدهای که میخواهید فرموله کنید خوشتان بیاید، سریعتر به آن میرسید!
📌مکانیسمهای خلاقانه در مغز، پیچیده و تا حد زیادی ناشناخته هستند. دانشمندان علوم اعصاب در حال حاضر توافق دارند که فرآیند خلاقیت دارای دو بخش است: ارائه ایدهها و سپس ارزیابی آنها برای انتخاب ایده های خوب.
📌 پژوهشی که توسط دانشمندان مؤسسه مغز پاریس هدایت میشود، بر مرحله دوم تمرکز دارد و سعی دارد ویژگیهایی را مشخص کند که باعث میشود افراد برای ایدههای خلاق ارزش قائل شوند. این تیم پاسخ افراد را به تستهای مختلف، از جمله تستی که به عنوان تست "تداعی آزاد" شناخته میشود، اندازهگیری کردند. سپس شرکتکنندگان باید ارزیابی میکردند که چقدر تولیداتشان را دوست داشتند و چقدر فکر میکردند ایدههایشان مرتبط و بدیع است.
📌دانشمندان دریافتند که سرعت تولید ایده به میزان ارزشی که افراد برای ایده قائل هستند، مرتبط است. هرچه بیشتر ایدهای را که میخواهید تدوین کنید، دوست داشته باشید، سریعتر به آن میرسید. در تئوری، این بدان معنی است که ایده های بهتر شما ممکن است ایدههایی باشد که سریعتر به آنها فکر میکنید.
🔗 منبع
@CogniPlus