eitaa logo
CogniPlus - کاگنی پلاس
304 دنبال‌کننده
315 عکس
61 ویدیو
16 فایل
کاگنی پلاس میخواهد ساختارها و فرآیندهای آسیب دیده و مرتبط با علوم شناختی را ترمیم کند! ارتباط با ادمین: @CogniPlusAdmin کانال تلگرام: https://t.me/CogniPlus
مشاهده در ایتا
دانلود
➕ آزمایش دوم تصادف خودرو 📌همانطور که گفته شد آزمایش اول تصادف خودرو نشان دهنده سوگیری و خطای پاسخ بود برای اینکه اطمینان یابیم آیا حافظه نیز تغییر کرده است میتوانیم این انتظار را داشته باشیم که شرکت‎کنندگان جزئیات دیگری را که درست نیست را هم به خاطر بیاورند. به همین منظور لوفتوس و پالمر آزمایش دیگری را طراحی کردند. آزمایش دوم با هدف بررسی این موضوع انجام شد که آیا سؤالات جهت‎مند صرفاً یک سوگیری پاسخ ایجاد می‎کنند یا اینکه واقعاً بازنمایی حافظه شخص را تغییر می‌دهند. 📌 در این آزمایش به ۱۵۰ دانش آموز یک فیلم یک دقیقه ای نشان داده شد که اتومبیلی در حال رانندگی در حومه شهر است و به دنبال آن چهار ثانیه تصادف رانندگی رخ می دهد. سپس دانش آموزان در مورد این فیلم مورد پرسش قرار گرفتند. متغیر مستقل نوع سوال پرسیده شده بود به همین منظور سه گروه ۵۰ نفره ایجاد شد. از گروه اول این سوال پرسیده شد که «ماشین ها با چه سرعتی حرکت می کردند وقتی به هم ضربه زدند؟» ۵۰ نفر دوم به این سوال پاسخ دادند که «ماشین ها با چه سرعتی حرکت می کردند وقتی در هم کوبیده شدند؟» و درنهایت از ۵۰ شرکت‌کننده باقی مانده اصلاً سؤالی پرسیده نشد (گروه کنترل). 📌 یک هفته بعد، آزمودنی ها بدون اینکه دوباره فیلم را ببینند، به ده سوال پاسخ دادند که یکی از آن‌ها سوال مهمی بود که به‌طور تصادفی در لیست قرار گرفت بود:«آیا شیشه شکسته‌ای دیدید؟بله یا خیر؟» در صورتیکه هیچ شیشه شکسته ای روی فیلم اصلی وجود نداشت. یافته‌ها نشان دادند که شرکت‌کنندگانی که از آن‎ها پرسیده شده بود که ماشین‌ها در زمان درهم کوبیده شدن با چه سرعتی حرکت می‌کنند، احتمال بیشتری داشت که شیشه‌های شکسته را گزارش دهند. 📌 این تحقیق نشان می‌دهد که حافظه با تکنیک پرسش به راحتی تحریف می‌شود و اطلاعات به دست آمده پس از رویداد می‌تواند با حافظه اصلی ادغام شود و باعث یادآوری نادرست یا حافظه بازساختی‌شود(با گذشت زمان، اطلاعات این دو منبع به حدی یکپارچه می شوند که جدا کردن آنها غیرممکن است). نتایج آزمایش دوم نشان می‌دهد که این تأثیر فقط به دلیل یک سوگیری پاسخ نیست، زیرا سؤالات اصلی در واقع حافظه شرکت‌کننده از رویداد را تغییر داده است. 📌 افزودن جزئیات نادرست به خاطره یک رویداد به عنوان confabulation نامیده می شود. این موضوع می تواند پیامدهای مهمی برای سؤالات مورد استفاده در مصاحبه پلیس با شاهدان عینی داشته باشد. 🔗 منبع @CogniPlus
➕نشست مجازی با موضوع «تحلیل رفتار کاربر و گروه در طول انتخابات: سازماندهی، بات‎ها و اطلاعات نادرست» 📌 از سری گفتگوهای آنلاین فضای سایبر، روانشناسی و شناخت | پژوهشگاه فضای مجازی با همکاری پژوهشکده علوم شناختی و مغز دانشگاه شهید بهشتی 🎤 سخنران: دکتر انور وارول 🗒 تاریخ برگزاری: سه‌شنبه ۴ مهرماه ۱۴۰۲ 🕟 ساعت: ۱۴:۳۰ به وقت تهران 🔗 لینک اسکای روم: B2N.ir/U19198 📌 درباره سخنران: انور وارول دانشیار دانشگاه سابانچی و سرپرست اصلی آزمایشگاه VIRAL است. وی خالق سیستمی به نام بوتومیتر برای شناسایی بات‎های اجتماعی در توییتر است. موضوعات پژوهشی ایشان ایجاد تکنیک‎هایی برای تحلیل رفتارهای آنلاین به منظور بهبود بهزیستی فردی و حل مشکلات اجتماعی با استفاده از داده‎های آنلاین است. @CogniPlus
➕قد قد های معنادار! 🐔🤖 📌 گروهی از پژوهشگران ژاپنی مدعی شده‌اند راهی برای ترجمه قد قد مرغ‌ها با استفاده از هوش مصنوعی پیدا کرده‌اند. مطالعه آن‎ها هنوز یک پیش‌چاپ بررسی نشده است. 📌 این تیم به رهبری استاد دانشگاه توکیو، آدریان دیوید چئوک (که قبلاً کارهای عجیب دیگری نیز داشته) به سیستمی دست یافتند که قادر به تفسیر حالات احساسی مختلف در جوجه‌ها از جمله گرسنگی، ترس، خشم، رضایت، هیجان، و پریشانی» با استفاده از تکنیک پیشرفته هوش مصنوعی است. 📌محققان در مقاله خود تصدیق کردند که دقت مدل آن‎ها ممکن است با نژادها و شرایط محیطی مختلف تغییر کند و "مجموعه داده مورد استفاده برای آموزش و ارزیابی ممکن است طیف کاملی از حالات و تغییرات احساسی مرغ را در بر نگیرد." 📌 تا زمانی داده‎ها و لگوریتم‎های مقاله بررسی نشوند، قضاوت درباره این تحقیق را محفوظ می‌داریم، اما این یک استفاده سرگرم‌کننده و خلاقانه از هوش مصنوعی است که ممکن است زمینه را برای درک بهتر ارتباط بین انسان و مرغ فراهم کند! 🔗 منبع @CogniPlus
➕ از چه خبر؟👁💡🧠 ❓فراتر از شرطی سازی کلاسیک:در فرآیندهای حافظه مرتبه بالاتر چه خبر است؟ 🌐کشور: اسپانیا 🇪🇸 📆بازه زمانی گرنت: ۲۰۲۱-۲۰۲۶ 💶مبلغ: 1,499,826 یورو 🔍 شناسه دیجیتال گرنت 10.3030/948217 📌 اکثر مطالعات یادگیری در علوم شناختی به یادگیری تقویتی(تداعی با محرک های تقویتی) اختصاص دارند اما برقراری ارتباط بین محرک‌های غیرتقویت‌کننده، پیشرفته‌ترین روش تکاملی برای افزایش شانس پیش‌بینی رویدادهای آینده و انطباق رفتار افراد است. این نوع تداعی اخیرا بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. 📌روانشناسان شناختی در پروژه HighMemory به دنبال تبیین نقش مدارهای هیپوکامپو-کورتیکال در فرآیندهای شرطی‌سازی درجه بالاتر هستند. این فرآیندها توضیح می‌دهند که چرا آزمودنی‌ها اغلب توسط محرک‌هایی دفع یا جذب می‌شوند که ارزش دفع کننده یا جذب کننده ذاتی ندارند و هرگز آشکارا با پیامدهای منفی یا مثبت همراه نشدند! 📌توضیح پیشنهادی برای این بیزاری یا جاذبه «بی اساس» این است که این محرک ها به طور اتفاقی با نشانه های دیگری که مستقیماً تقویت شده‎اند، از طریق فرآیندی به نام «یادگیری واسطه ای (ML)» مرتبط هستند.در نتیجه با افزایش تداعی‌های اتفاقی، آزمودنی‌ها اطلاعات بیشتری کسب می‌کنند و میتوانند برجستگی های واقعی محرک‌های مختلف را از هم جدا کنند و راستی آزمایی کنند. @CogniPlus
➕ دنیای وارونه: مطالعه روی فردی که سرش ۱۸۰ درجه چرخیده! 📌تحقیقات نشان می‌دهد دلیل اینکه افراد در پردازش چهره‌های عمودی بسیار خوب هستند، ترکیبی از تکامل و تجربه است. پژوهشگران روی فردی به نام کلودیو در حال مطالعه هستند. وی مردی ۴۲ ساله‌ است که سرش تقریباً ۱۸۰ درجه به سمت عقب چرخیده است، به طوری که بین تیغه‌های شانه‌هایش می‌چرخد و به او چشم‎اندازی متمایز در هنگام مشاهده چهره‎ها می‎دهد. 📌جهت گیری منحصر به فرد سر کلودیو - تقریباً ۱۸۰ درجه چرخیده - به محققان این امکان را داد تا عوامل تکاملی و تجربی در تشخیص چهره را بررسی کنند. در حالی که اکثر مردم برای تشخیص چهره‌های وارونه تلاش می‌کنند، نقطه‌نظر متمایز کلودیو این توانایی را در معرض آزمایش قرار داد. 📌محققان دریافتند که او در تشخیص چهره‌های وارونه دقیق‌تر از کنترل‌ها است. این یافته‌ها نشان می‌دهد که مهارت ما در تشخیص چهره‌های قائم هم از نظر تکاملی ذاتی است و هم بر اساس تجربه شکل گرفته است. 🔗 خبر 🔗 منبع @CogniPlus
➕بررسی آزمایشات تصادف خودرو 📌 آزمایش لوفتوس و پالمر انتقادات مثبت و منفی زیادی به همراه داشته است؛ شاید بزرگترین نقطه قوت این آزمایشات درجه کنترل بر متغیرهای مخدوش کننده باشد. از آنجایی که این مطالعه یک پژوهش آزمایشی بود، محققان می‌توانند از کنترل طیف وسیعی از عوامل (سن شرکت‌کنندگان، مشاهده حادثه، محیط و...) اطمینان حاصل کنند و در نتیجه تغییرات حاصله را نتیجه تغییر حالت های بیان فعل بدانند و از طرف دیگر امکان تکرار این پژوهش را برای محققین بعدی فراهم کنند. 📌 به عنوان یک توضیح روانشناختی، فرضیه حافظه بازساختی می تواند در موارد متعددی همچون تدوین دستورالعمل هایی برای بازجویی پلیس از شاهدان و مظنونان مفید واقع شود. این مطالعه پیامدهایی در دنیای واقعی نیز داشته است ومنجر به توصیه هایی شده است که قضات باید به هیئت منصفه دستور دهند که محکوم کردن تنها بر اساس شهادت یک شاهد عینی اطمینان بخش نیست و اینکه مصاحبه‌کنندگان باید از سؤالات مراقب باشند که سؤالات را به گونه‌ای بیان کنند که پاسخی به فرد مصاحبه شونده ارائه نشود. 📌 از محدودیت های این پژوهش می توان به پایین بودن اعتبار بوم شناختی اشاره کرد؛ شرکت‌کنندگان به‌جای حضور در یک حادثه واقعی، کلیپ‌های ویدیویی را مشاهده کردند. از آنجایی که کلیپ ویدیویی تأثیر احساسی مشابهی با مشاهده یک تصادف واقعی ندارد، شرکت‎کنندگان به احتمال زیاد کمتر به آن توجه می کنند و انگیزه کمتری برای دقت در قضاوت های خود دارند.علاوه بر این، هنگام تماشای یک تصادف واقعی، عوامل زمینه ای بسیار بیشتری وجود دارد و بالعکس آزمایش که افراد برای دیدن صحنه تصادف فراخوانده می شوند در زندگی واقعی تا حد زیادی این موارد غیر منتظره‎اند. 📌 یکی دیگر از مشکلات این مطالعه استفاده از دانشجویان به عنوان شرکت کننده بود. دانشجویان از چند جهت نماینده جمعیت عمومی نیستند. نکته مهم این است که آنها ممکن است رانندگان با تجربه کمتری باشند و بنابراین اعتماد کمتری به توانایی خود در برآورد سرعت دارند. این ممکن است بر آنها تأثیر گذاشته باشد که بیشتر تحت تأثیر فعل سؤال قرار گیرند. 📌 از طرف دیگر مطالعه ای که توسط یوئیل و کاتشل (۱۹۸۶) انجام شد، با یافته های این مطالعه در تضاد است. آنها دریافتند که اطلاعات گمراه کننده، حافظه افرادی را که شاهد یک سرقت مسلحانه واقعی بوده‎اند تغییر نمی‎دهد. این نشان می‌دهد که اطلاعات گمراه‌کننده ممکن است تأثیر بیشتری در آزمایشگاه داشته باشد و مطالعه لوفتوس و پالمر ممکن است فاقد اعتبار بوم شناختی باشد. 📌 همچنین لازم به ذکر است که برخی از روانشناسان از نتایج لوفتوس و پالمر انتقاد کرده‎اند. آن‎ها استدلال می‎کنند که ما هیچ راهی نداریم که بدانیم خاطرات اصلی شرکت‎کننده به طور غیرقابل برگشتی توسط سوالات اصلی تغییر کرده است. 🔗 منبع @CogniPlus
‍ ➕ شکست یا پیروزی جنبش های اجتماعی چه پیامدی دارد؟ 📌 اغلب مطالعات کنش جمعی روی علل و عوامل پیش بینی کننده مشارکت متمرکز است اما نتیجه یک جنبش چه تاثیری دارد؟ آیا هر وقت جنبش‎ها شکست بخورند مشارکت کاهش می‌یابد؟ و یا همیشه پیروزی باعث افزایش مشارکت در کنش های آینده است؟ آیا تفاوتی بین جنبش تابع هنجار و ضد هنجار در تعامل با شکست وجود دارد؟ 📌 پژوهشی بین رشته‎ای با مشارکت دانشگاه‎هایی از شیلی، انگلستان، استرالیا و آمریکا تاثیر شکست و پیروزی یک جنبش را بر ادراک کارآمدی و قصد مشارکت آتی آزمایش کرد. پژوهشگران یک بار روایت شکست یا پیروزی یک جنبش دانشجویی در شیلی را برای مداخله، دستکاری کردند و در آزمایشی دیگر آزمودنی‎ها را در یک جنبش محیط زیستی ساختگی مشارکت دادند و بازخورد شکست را دستکاری کردند. 📌 نتایج نشان می‌دهد به طور کلی پیروزی، درک کارآمدی را برای مشارکت در آینده افزایش می‌دهد. همچنین وقتی افراد سابقه مشارکت در جنبش داشته‎اند، قصد مشارکت بعدی در شرایط شکست بیشتر از پیروزی است؛ اما برای افرادی که سابقه مشارکت ندارند، قصد مشارکت در جنبش شکست خورده کمتر است. 📌 شکست به طور کلی باید درک کارآمدی را کاهش دهد اما برای کسانی که سابقه مشارکت غیرهنجاری (جنبش با رفتار خشن) را دارند درک کارآمدی افزایش می‎یابد؛ زیرا گمان می کنند شکست به دلیل رفتارهای غیرخشونت آمیز سایر اعضای جنبش بوده است و کنش آن‎ها همچنان اثر بخش است. 🔗 منبع @CogniPlus
‍ ➕ اینجا چیزی تغییر کرده است 📖 «همه خانواده‌های خوشبخت به هم شبیه‌اند، اما تیره بختی یک خانواده بدبخت مخصوص خود است. در خانه ابلانسکی همه چیز وارونه شده بود...» 📌 این بخش ابتدایی رمان «آناکارنینا» نوشته لئو تولستوی، نویسنده شهیر روس، است. داستان با یک اتفاق غیرمنتظره شروع می‌شود: « در خانه ابلانسکی همه چیز وارونه شده بود». اتفاقی که نوید یک تغییر را در دل خود دارد. 📌 تغییر، بی‏اندازه برای مغز جذاب است. پروفسور سوفی اسکات، عصب شناس، می گوید: «تقریبا تمام ادراک، مبتنی بر تشخیص تغییر است. سیستم‌های ادراکی ما در کل کار نمی‌کنند مگر اینکه تغییراتی برای درک و شناسایی وجود داشته باشد». در یک محیط پایدار، مغز به نسبت آرام است، اما به محض این که تغییر را تشخیص می‌دهد، آن رویداد، بی‌درنگ به شکل موجی از فعالیت‌های عصبی در می‌آید. 📌 از این رو، بسیاری از داستان‌ها در لحظه تغییر غیرمنتظره شروع می‌شوند و بر همین اساس ادامه می‌یابند. فرقی نمی‌کند که یک داستان کوتاه شصت کلمه‌ای در مورد افول یک ستاره تلویزیونی باشد یا داستانی حماسی و سیصد و پنجاه هزار کلمه‌ای مانند آناکارنینا. هر داستانی که می‌شنویم به این معناست که: «چیزی تغییر کرده است». 🔗 منبع @CogniPlus
➕ ژمه وو: نقطه مقابل دژاوو و حتی عجیب‌تر از آن! 📌 تحقیقات نشان داده دژاوو زمانی به وجود می‌آید که بخشی از مغز که آشنایی را تشخیص می‌دهد، با واقعیت همگام نمی‌شود. دژاوو سیگنالی است که به شما درباره این پدیده عجیب و غریب هشدار می‎دهد و به بیان دیگر نوعی «بررسی واقعیت» برای سیستم حافظه است. 📌 نقطه مقابل دژاوو «ژمه وو» است، وقتی چیزی که می‌دانید آشنا هستید، به نوعی غیرواقعی یا بدیع به نظر می‌رسد. ژمه‎وو ممکن است شامل نگاه کردن به یک چهره آشنا و غیرعادی یا ناشناخته یافتن ناگهانی آن باشد. ممکن است برای شما هم پیش آمده باشد که به یک مکان آشنا رفته‎اید و دچار سردرگمی شده‎اید یا آن را با «چشم های جدید» می بینید. این تجربه ای حتی نادرتر از دژاوو و شاید غیرعادی‎تر و ناراحت کننده‎تر است. 📌 هنوز چیز زیادی در مورد ژمه‎وو نمی دانیم. اما به نظر می‎رسد که القای آن در آزمایشگاه آسان باشد. اگر فقط از کسی بخواهید چیزی را بارها و بارها تکرار کند، اغلب متوجه می شود که بی معنی و گیج کننده است. البته بررسی این پدیده تازگی ندارد. در سال ۱۹۰۷ مارگارت فلوی واشبرن، یکی از بنیانگذاران ناشناس روانشناسی، آزمایشی را با یکی از شاگردانش منتشر کرد که «از دست دادن قدرت تداعی» را در کلماتی که به مدت سه دقیقه به آنها خیره شده بود نشان داد. کلمات عجیب شدند، معنی خود را از دست دادند و به مرور زمان تکه تکه شدند. 📌 ژمه‎وو سیگنالی به شماست که چیزی بیش از حد خودکار، روان و بیش از حد تکراری شده است. این به فرد کمک می‎کند تا از پردازش فعلی خود خارج شود و احساس غیرواقعی بودن در واقع یک بررسی واقعیت است. سیستم‌های شناختی ما باید انعطاف‌پذیر بمانند و به ما این امکان را می‌دهند که به جای گم شدن در کارهای تکراری برای مدت طولانی، توجه خود را به جایی که لازم است معطوف کنیم. 🔗 منبع @CogniPlus
➕ رمزگشایی از ادغام چند حسی مغز در جهت‎یابی 📌محققان مطالعه ای را آغاز کردند که از رفتارهای پیچیده مگس میوه برای درک ناوبری مبتنی بر مغز استفاده می‎کنند. با کمک مالی ۶.۵ میلیون دلاری از NIH، آنها قصد دارند نحوه ادغام اطلاعات چندحسی از آنتن، چشم‎ها و اندام های متعادل کننده مگس، به ویژه در هنگام اختلاف میان حسگرها، را رمزگشایی کنند و به دنبال درک این موضوع است که چگونه مغز مگس اطلاعات چندحسی را پردازش و یکپارچه می کند 📌کانکتوم کامل مغز مگس میوه اخیراً نقشه برداری شده است و کتابخانه ای از مگس های قابل تغییر ژنتیکی ایجاد شده است که به این تحقیق کمک می کند.بینش حاصل از این مطالعه می تواند عملکردهای عصبی انسان را روشن کند. 📌در کنار آزمایشگاه کرنل پروفسور کوهن، آزمایشگاه‌هایی از موسساتی مانند دانشگاه جانز هاپکینز، دانشگاه پرینستون و دانشگاه وندربیلت در این پروژه همکاری می‌کنند. 🔗 منبع @CogniPlus
969.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
➕ الکترومیوگرافی می تواند تعامل ما با کامپیوتر را متحول کند 📌 آزمایشگاه‌های CTRL با استفاده از دستگاه الکترومیوگرافی ۱۶ کاناله (EMG) دستگاهی را برای اتصال سیستم عصبی انسان به رایانه‌ها تولید کردند. 📌 با رمزگشایی مسیر قشر موتوری به دست، این دستگاه حالت نمایش کامل دست کاربر را در فضای رایانه یا VR امکان‌پذیر می‌کند. @CogniPlus
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ اگر شما جای یک سرباز آلمان نازی بودید، چقدر ممکن بود سلاح به روی هموطن خود بگیرید و او را به قتل برسانید؟ فکر می‎کنید چقدر ممکن است در موقعیتی قرار بگیرید که به دیگران آسیب برسانید؟ ⭕️ استنلی میلگرام یکی از روانشناسان مشهور قرن اخیر در سال ۱۹۶۱ بدنبال پاسخ به این سوال بود. در ادامه به بررسی و توضیح پژوهش او میپردازیم. 🎞 کلیپ بالا تریلر فیلمی است با عنوان Experimenter در مورد آزمایش معروف اطاعت میلگرام است. @CogniPlus