من به اشتراک میگذارم پس میدانم!
یک مطالعه جدید نشان میدهد که اشتراکگذاری محتوا به صورت آنلاین، حتی زمانی که فرد آن را نخوانده، دانش ذهنی را افزایش میدهد (اینکه چقدر فرد فکر میکند درباره یک موضوع میداند)، اما لزوماً این دانش عینی نیست (چقدر واقعاً درباره آن موضوع میداند).
این اثر بیشتر هم میشود وقتی: 1) شرکتکنندگان داوطلبانه پیام را به اشتراک میگذارند، 2) مطلب شخصاً با آنها مرتبط باشد و 3) زمانی که مطالب را با افراد نزدیک و دوستان به اشتراک میگذارند.
نکته جالب این که افرادی که دانش ذهنی آنها از این طریق افزایش مییابد، نه تنها خود را آگاهتر نسبت به موضوع میدانند، بلکه طوری رفتار میکنند که انگار واقعاً آگاهتر هستند! مثلا بر اساس اطلاعاتی که درباره سرمایهگذاری به اشتراک گذاشتهاند اما خودشان آن را نخوانده اند، تصمیمات اقتصادی میگیرند.
پژوهشگران این مقاله یک ویدیوی کوتاه هم در یوتیوب قرار دادهاند که در آن توضیحات بیشتری درباره موضوع میدهند.
منبع: مجله علمی روانشناسی مصرفکننده
#تازهها
@CogniPlus
دیدگاه سیاسی بر منطقی بودن استدلالهای ما اثر میگذارد
پژوهشگران سوئدی به تازگی مطالعهای را انجام دادهاند که تاثیر استدلالهای با انگیزه سیاسی را بر ارزیابی ما از درستی یا نادرستی قیاسهای دیگران نشان میدهد. قیاس نوعی استدلال منطقی است که از استدلال استنتاجی برای رسیدن به نتیجه ای بر اساس دو گزاره ای که ادعا یا فرض می شود صادق است، استفاده می کند. ("همه انسانها فانی هستند. سقراط یک انسان است. بنابراین سقراط فانی است.")
خلاصه نتایج این مطالعه بر روی 1005 سوئدی این بود که افراد دقت بیشتری در ارزیابی قیاسها دارند وقتی نتیجه قیاس همسو با ایدئولوژی سیاسی آنهاست. همینطور شرکتکنندگان با گرایش چپ و راست در قیاسهایی که پاسخ صحیح با ایدئولوژیشان همسو نبود، عملکرد بدتری داشتند.
این یافتهها نشان میدهد عوامل مختلفی از جمله ایدئولوژی سیاسی بر قضاوتهای ما اثر میگذارند و جدای از اینکه صورتبندی یک استدلال منطقی یا غیرمنطقی است دیدگاه ما بر ارزیابی ما از درستی و نادرستی آن اثر میگذارد.
منبع: PsyPost
#تازهها
@CogniPlus
رویاها در امتداد بیداری
فرضیه تداوم رویا بیان میکند که رویاها ادامه افکار بیداری و حالات عاطفی ما هستند. یعنی محتوای موضوعی رویاهای ما معمولاً مستقیماً با زندگی و تجربیات روزمره ما مرتبط است. بر اساس همین فرضیه است که اکثر افراد قبول دارند که استرس ناشی از کار بر رویاها تأثیر منفی می گذارد. یک مطالعه تازه براساس همین فرضیه، تعادل کار و زندگی در رویاها مورد مطالعه قرار داده است.
یافتههای مطالعه نشان داد که رویاهای مربوط به سرگرمی در افرادی که اغلب سرگرم سرگرمیهای خود هستند، بیشتر دیده میشود که از مفهوم تداوم موضوعی حمایت میکند. همینطور لحن (Tone) احساسی رویاهای مربوط به سرگرمی در مقایسه با رویاهای عمومی و به طور خاص رویاهای مربوط به کار، مثبت تر بود. نکته جالب این که لحن عاطفی رویاهای مربوط به سرگرمی با احساسات مربوط به کار در زندگی بیداری مرتبط بود و از ایده تداوم عاطفی بین بیداری و رویا حمایت می کرد، یعنی احساسات بیداری مستقل از محتوای موضوعی رویا، بر احساسات موجود در رویا تأثیر می گذارند.
منبع: مجله علمی تحقیقات خواب
#تازهها
@CogniPlus
تنبیه بدنی بر مغز اثر میگذارد
اکثر والدین نسل جدید مخالف تنبیه بدنی کودکان اند و از تاثیرات مخرب آن بر سلامت روانی کودک آگاهند تاتیراتی مثل اضطراب، افسردگی، تروما و ... اخیر یک مطالعه بررسی کرده است که چگونه تنبیه بدنی بر ساختار عصبی اثر میگذارد.
پژوهشگران یک مطالعه طولی بر 149 پسر و دختر 11 تا 14 ساله انجام دادند. بچهها یک تسک شبیه بازی ویدیویی و یک بازی حدس زدن پولی(پول به عنوان پاداش حدس) را در حین ثبت EEG انجام میدادند. بر اساس دادهها دو نمره برای هر شرکتکننده تعیین میشد: یکی نشاندهنده پاسخ عصبی آنها به خطا و دیگری نشاندهنده پاسخ عصبی آنها به پاداش. دو سال بعد شرکتکنندگان پرسشنامههایی را پر کردند که میزان اضطراب، افسردگی و سبک فرزندپروری والدینشان را ارزیابی میکرد.
خلاصه نتایج این بود که کودکانی که تنبیه بدنی شده بودند بیشتر در معرض خطر اضطراب و افسردگی قرار داشتند، چون تنبیه بدنی کودکان را نسبت به اشتباهاتشان حساس میکند و باعث میشود نسبت به پاداشها و سایر رویدادهای مثبت در محیط خود واکنش کمتری نشان دهند.
منبع: Elsevier
#تازهها
@CogniPlus
کودکان سریعتر از بزرگسالان یاد میگیرند
شاید شما هم این احساس را داشته باشید که زمانی که دبستانی بودید باهوشتر بودید یا حداقل سریعتر مهارت یا اطلاعات جدید را یاد میگرفتید. یک مطالعه جدید این احساس را تایید میکند!
یافتهها نشان میدهد که کودکان افزایش سریعی در آزادسازی گابا در طول تمرین دیداری دارند. درحالی که مقدار گابا در طول تمرین مشابه در بزرگسالان ثابت میماند. گابا یک انتقال دهنده عصبی آرام بخش است و بیش فعالی عصبی را مهار می کند. سطوح بالاتر گابا کارایی یادگیری را از طریق فرآیندهای GABAergic بهبود می بخشد که نحوه یادگیری چیزهای جدید را ثبیت می کند. این تفاوت در مغز کودکان باعث میشود کودک یادگیری جدید را سریعتر و کارآمدتر تثبیت کنند.
البته نویسندگان مقاله این نکته را هم بیان میکنند که مغز کودکان هنوز به بلوغ کامل نرسیده و بسیاری از عملکردهای رفتاری و شناختی آنها به اندازه بزرگسالان کارآمد نیست، در واقع کودکان به طور کلی نسبت به بزرگسالان بهتر عمل نمی کنند. اما حداقل در برخی از حوزهها مانند یادگیری دیداری، نسبت به بزرگسالان برتری دارند.
منبع: CellPress Current Biology
#تازهها
@CogniPlus
ساخت یک پلتفرم برای جلوگیری از انتشار اخبار نادرست
همه ما در زندگی مجازیمان با #اخبار_جعلی روبرو شدهایم و گاهی خواستهایم که جلوی انتشار بیشتر این اخبار را بگیریم؛ اما پلتفرمهای فعلی چه قدر اجازه این کار را به ما میدهند؟ معمولترین ابزاری که در اکثر شبکههای اجتماعی در اختیار داریم یک دیسلایک، یک کامنت درباره دروغین بودن محتوا، یا یک ریپورت در دستهبندی های محدود است. در واقع اکثر پلتفرمها صحتسنجی مرکزمحور توسط عاملان خود را ترجیح میدهند و نقشی برای کاربران قائل نمیشوند.
حالا در نبود پلتفرمهایی که در اعتبارسنجی محتوا مرکزمحور نباشند، فرناز جهانبخش همراه با همکارانش در دانشگاه MIT به تازگی یک پلتفرم اولیه طراحی کردهاند که به کاربران اجازه میدهد پستها را بر اساس میزان صحتشان رتبهبندی کنند.
این پلتفرم اولیه که Trustnet نام دارد - با فضایی شبیه فیس بوک- قبل از انتشار هر پست از کاربر میخواهد که میزان درستی و دقت محتوا را رتبهبندی کند، به کاربر اجازه میدهد به صورت ساختاریافته پستهای دیگران را ارزیابی کند و صفحه feed خود را براساس صحت محتوا فیلتر کند.
آزمایشهای انجام شده توسط شرکتکنندگان داوطلب موفقیت این پلتفرم را نشان میدهد: کاربران بدون هیچ آموزش قبلی میتوانند با دقت بسیار بالایی محتواهای غلط را تشخیص دهند و از انتشار آن جلوگیری کنند.
در حالی که این نتایج نشان می دهد که کاربران می توانند نقش فعال تری در مبارزه با اطلاعات نادرست داشته باشند، جهانبخش هشدار می دهد که دادن این قدرت به کاربران بی ضرر هم نیست. به عنوان مثال، ممکن است کاربران فقط اطلاعات را از منابع همفکرشان ببینند چون آنها را مورد اعتماد میدانند. با این حال، میشود با بهبود فیلترها و ارزیابیهای ساختاریافته تا حدی این مشکلات را کاهش داد.
به نظر شما شبکههای اجتماعی پرطرفدار امروزی از اضافهکردن چنین قابلیتی به پلتفرم خود چه قدر استقبال میکنند؟
منبع: MIT News
لینک مقاله: ACM Journals
#تازهها
@CogniPlus
نقض یک نظریه معروف درباره محل آگاهی در مغز
عصبشناس معروف فرانسیس کریک سالها پیش فرض کرد که کلاستروم محل آگاهی در مغز است. کلاستروم یک صفحه نازک و نامنظم از سلول های عصبی است که در اعماق مغز قرار دارد و با بیشتر نواحی مغز از جمله قشر بینایی، قشر شنوایی و قشر حسی تنی ارتباط متقابل دارد. علاوه بر این، شواهدی وجود دارد که نشان میدهد نورونها در کلاستروم چندوجهی هستند، یعنی میتوانند به محرکهای حسی مختلف پاسخ دهند. در مجموع، به نظر کریک کلاستروم ساختاری عالی برای ادغام اطلاعات حسی است، که آن را به جایگاه آگاهی تبدیل می کند.
اما چند هفته پیش محققان در دانشگاه مریلند نظر متفاوتی را ارائه کردند. آنها نظریه جدیدی را ایجاد کردند که در آن کلاستروم بیشتر شبیه یک روتر اینترنت پرسرعت عمل می کند؛ دستورات اجرایی را از مناطق محوری قشر مغز که مسئول افکار پیچیدهاند دریافت می کند و یک شبکه در قشر مغز تشکیل می دهد. کلستروم این شبکهها را با هم هماهنگ میکند که به ما توانایی انجام وظایف شناختی متفاوتی- به ویژه کنترل شناختی- را در زندگی روزمره میدهند.
منبع: Trends in Cognitive Sciences
#تازهها
@CogniPlus
نابرابری اقتصادی بر ارتباطات مغزی کودکان اثر میگذارد
یک مطالعه بزرگ روی 5800 کودک 9-10 ساله نشان میدهد که بزرگ شدن در خانوادهای که از نظر اقتصادی-اجتماعی محروم است ممکن است اثرات ماندگاری بر رشد مغز کودکان داشته باشد. کودکان این خانوادهها الگوی متفاوتی از ارتباط میان مناطق مغز و شبکههای آن دارند که در مقایسه با کودکان دیگر ضعیفتر است.
مهمترین عامل اقتصادی-اجتماعی در شکلگیری بهتر ارتباطات مغزی میزان تحصیلات والدین بود اما مهمتر از مدارک تحصیلی فعالیتهایی مثل خواندن کتاب با کودک، صحبت کردن، به موزه رفتن یا هر فعالیت تقویتکننده شناختی دیگر دلیل این رشد بهتر است.
ویژگی مهم این مطالعه استفاده از منبع داده بزرگ پروژه تحقیقاتی ملی توسعه شناختی مغز نوجوانان (ABCD) آمریکاست که اطلاعات شناختی و اسکنهای fMRI بیش از 11000 کودک را شامل میشود. پژوهشگران امیدوارند که استفاده از این روش تحلیل تا حدی اثر «بحران تکرارپذیری» را برای مطالعات بعدی کاهش دهد.
منبع: University of Michigan: Health Lab
#تازهها
@CogniPlus
شبکههای عصبی مصنوعی وقتی افلاین باشند بهتر یاد میگیرند!
یک مطالعه بر روی شبکههای عصبی مصنوعی (ANN) نشان میدهد که همانطور که مغز برای تشکیل حافظه به خواب نیاز دارد، شبکههای عصبی هم اگر مدتی آفلاین باشند بهتر یاد میگیرند!
شبکه های عصبی مصنوعی سیستمهای محاسباتی هستند که از شبکههای عصبی بیولوژیکی که مغز حیوانات را تشکیل می دهند، الهام گرفته شدهاند. این شبکهها مانند مدلهای بیولوژیکی، می توانند با پردازش مثالها و تشکیل تداعیها یاد بگیرند(دقیقتر؛ آموزش ببینند) و سپس از آن اطلاعات در سایر کارها استفاده کنند.
شبکههای عصبی میتوانند سرعت محاسباتی فوق بشری داشته باشند، اما در یک جنبه اصلی شکست می خورند: وقتی به طور متوالی میآموزند، اطلاعات جدید را بر روی اطلاعات قبلی بازنویسی میکنند، پدیدهای که آن «فراموشی فاجعه بار» میگویند.
پژوهشگران برای کاهش دادن تاثیر فراموشی فاجعه بار از شبکه های عصبی اسپایکی -یک نوع پیشرفته از ANN- استفاده کردند. این شبکهها وقتی در یک تسک جدید آموزش دیده باشند، و بعد یک دوره آفلاین داشته باشند، فراموشی فاجعه بارشان کاهش می یابد.
منبع: UC San Diego
#تازهها
@CogniPlus
شارژ کردن باطری خلاقیت!
در گذشته بیشتر به کسی باهوش گفته میشد که حافظه بهتری داشت اما حالا با وجود گوگل و حافظههای دیجیتال معنای باهوش عوض شده، امروزه کسی باهوش است که خلاق باشد و توانایی حل مسائل جدید را داشته باشد.
اما چطور میتوانیم خلاق شویم؟ روشها و تکنیک های شناختی مختلفی برای تقویت خلاقیت وجود دارند اما در کنار این روشها عصبشناسان شناختی هم وارد ماجرای خلاقیت شدند و روش جدیدی را پیشنهاد میکنند: تحریک الکتریکی مغز!
این پژوهشگران با استفاده از دادههای fMRI که حین انجام تکالیف خلاقانه مناطق مربوط به خلاقیت را مشخص کرده بودند، ادعا میکنند که با تحریک این مناطق با روش tDCS میتوانند خلاقیت را در افراد کنترل کنند. درست با همان مکانیسمی که مطالعات قبلی اثرات احتمالی این روش را بر افسردگی و سایر اختلالات نشان داده است.
البته پژوهشگران درباره خطرات ناشناخته این روش بر مغز و تکرارپذیری پژوهشهای مربوط به آن نگرانند و معتقدند ورود زودهنگام این تکنولوژی به زندگی روزمره کار درستی نیست.
منبع: Psychological Science
#تازهها
@CogniPlus
خوشبینها توانایی شناختی بالاتری دارند
تحقیقات قبلی ارتباط خوشبینی با سلامت عمومی و بهزیستی را نشان دادهاند و این با باور عمومی درباره افراد خوشبین هم سازگار است. اما کمتر درباره ارتباط خوشبینی با عملکردهای شناختی تحقیق شده است.
نتایج آخرین مطالعه بر این موضوع نشان میدهد افرادی که خوشبینی عمومی (dispositional optimism) بالاتری دارند در عملکردهای شناختی استدلال و حافظه عملکرد بهتری دارند. علاوه بر این خوشبینی، با افسردگی کمتر، سطوح تحصیلات بالاتر و نمرات بالاتر در استدلال ماتریس مرتبط است. بدبینی عمومی بالاتر با همین متغیرها رابطه عکس دارد.
ممکن است این روابط به این دلیل باشد که اثرات کوتاهمدت خوشبینی مثل مثبتاندیشی و مهارتهای بهتر مدیریت استرس، استدلال افراد را بهتر میکند. همچنین خوشبینی ممکن است انگیزه فرد را برای صرف زمان بیشتر در موقعیت های چالش برانگیز در طول زمان افزایش دهد و به تقویت مهارتهای استدلالی کمک کند.
منبع: مجله علمی Personality and Individual Differences
#تازهها
@CogniPlus
جعبههای جایزه احتمال قماربازی را افزایش میدهند
مشغول بازی ویدویی هستید، یک مرحله سخت را تمام میکنید و یک جعبه جایزه(loot box) درخشان و جادویی جایزه میگیرید که اگر خوششانس باشید موارد مختلف سودمندی را به شما میدهد. تا اینجا که عیبی در این جایزهها نیست، مشکل از آن جایی آغاز میشود که در بخش فروشگاه بازی میتوانید با خریدن این جعبهها هر چند بار که بخواهید شانس خود را امتحان کنید یا به عبارتی قمار کنید!
این مسئله محدود به دنیای بازیها نمیشود. پژوهشگران با مطالعه بر روی 1600 بزرگسال در کانادا متوجه شدند که کسانی که بیشتر این جعبهها میخرند تا دو برابر بیشتر احتمال دارد قمار کنند. ارتباط بین این ویژگی بازی ویدیویی و قمار حتی زمانی که غفلت دوران کودکی، افسردگی و سایر عوامل خطر شناخته شده برای قمار در نظر گرفته شود، باز هم وجود دارد.
برخی از پلتفرمهای بازی سعی کردهاند با تذکر دادن درباره میزان شانس برنده شدن تا حدی آسیب را کاهش دهند اما اینکه چقدر این روشها موثرند معلوم نیست.
منبع: Taylor & Francis Group
#تازهها
#بازیهای_ویدیویی
@CogniPlus