اسکنهای مغزی با دقت بالایی ایدئولوژی سیاسی را پیش بینی میکنند
آیا می توانیم رفتار سیاسی را فقط با نگاه کردن به مغز درک کنیم؟ پاسخ پژوهشگران دانشگاه اوهایو یک بله نسبتا قاطع است!
این پژوهشگران از تکنیک های پیشرفته هوش مصنوعی و منابع مرکز ابررایانه اوهایو برای تجزیه و تحلیل اسکنها استفاده کردند. نتیجه: بین نتایج اسکن و گزارشهای شرکت کنندگان از ایدئولوژی خود در مقیاس شش درجه ای از «بسیار لیبرال» تا «بسیار محافظه کار» همبستگی وجود داشت.
در هنگام ثبت اسکنها شرکتکنندگان تکالیف مختلفی انجام میدادند که معلوم شد با نوع ایدئولوژی آنها مرتبط اند؛ مثلا اسکن تکلیف پاداش(برای سرعت پاسخ) می تواند افراطیگرایی سیاسی را پیش بینی کند و تکلیف همدلی(تشخیص عواطف چهرهها) با ایدئولوژی معتدل ارتباط معنی داری داشت.
نقطه تمایز این مطالعه با سایر مطالعات اسکن مغزی در نگاه شبکهای آن به مغز است، که نشان میدهد فعال شدن مناطق خاصی از مغز - آمیگدال، شکنج فرونتال تحتانی و هیپوکامپ - به شدت با گرایش سیاسی مرتبط است.
منبع: PNAS Nexus
#تازهها
@CogniPlus
همدلی انسانی باعث میشود حیوانات را بهتر درک کنیم
ما انسانها بر اساس صدای حیوانات، میتوانیم تعیین کنیم که آیا حیوانی تحت استرس (یا هیجانزده) است یا نه، و اینکه آیا آن احساسات مثبت یا منفی است. همچنین توانایی ما در تفسیر صداها به عوامل مختلفی بستگی دارد، مانند سن، شناخت نزدیک از حیوانات و از همه مهمتر، میزان همدلی ما با افراد دیگر.
مطالعه جدیدی که در دانشگاه کپنهاگ انجام شده روی همین مورد آخر کار کرده و نشان داده افرادی که امتیاز بالاتری در نمرات همدلی دارند، بهتر می توانند صداهای احساسی حیوانات را درک و رمزگشایی کنند.
جزئیات این مطالعه را در Royal Society Open Science بخوانید.
#تازهها
@CogniPlus
چرا باید به مغزتان اجازه خیالپردازی بدهید؟💫🪐⛵️
🔅همه ما با حواسپرتی های خودبهخودی توجه آشنا هستیم. حین خواندن معمولا این حواسپرتی برای شما اتفاق می افتد. هر یک یا دو دقیقه، توجه شما به یک رویا منحرف می شود. شاید یک دقیقه وارد دنیای رویاها و خیال بشوید و بعد به مطالعه برگردید. در حین این سرگردانی ذهن، شبکه پیشفرض (DMN) روشن است و توجه شما از یک تکلیف خاص به سمت خیالپردازی منحرف میشود. در این قلمرو، ذهن ما پیوندهای مکان و زمان را میشکند و حافظه و خیال را در هم میآمیزد. هنگامی که به کارتان برمیگردید، شبکه مثبت تکلیف -که درست نقطه مقابل شبکه پیشفرض است- دوباره روشن می شود و توجه از خیالپردازی دور می شود. این نوسانات توجه در تمام طول روز تکرار می شوند.
💫با استفاده از شبکه مثبت تکلیف، کتابهای تاریخی میخوانیم و این واقعیت را رمزگذاری می کنیم که رئیسی بعد از روحانی رئیس جمهور شد. اما هنگامی که در لحظه بعد، روحانی را راننده یک کلید غول پیکر تصور می کنیم که ما را به فضا می برد و به این فکر می کنیم که زندگی در مریخ چه حسی دارد، داریم کار بسیار مهمی برای مغزمان انجام میدهیم؛ وارد شدن به حالت پیش فرض، جایی که بهترین ایده های ما از آن سرچشمه می گیرد!
🪴خیال پردازی برای کار خلاق ضروری است. ایدههای نوآورانه ما ابتدا از DMN بیرون میآیند، جایی که ایدههای خودانگیخته و پیشآگاه میتوانند به هم متصل شوند. بسیاری از این ایدهها بیهودهاند، اما تعداد کمی از آنها ارزش کافی برای برانگیختن علاقه سایر شبکهها به مغز را دارند که ایدهها را درک، اصلاح و توسعه میدهند. این فرآیند در مغز خیلی پیچیدهتر است، اما همه چیز با تولید ایده های بدیع و شگفت انگیز توسط DMN شروع می شود. خلاصه اینکه؛ طبق شواهد زیستی-عصبی خیال پردازی نه یک اشکال بلکه یک ویژگی جذاب و کاربردی ذهن ماست.
منبع: www.fastcompany.com
@CogniPlus
رباتهایی که به جا میخندند!
رباتهای مکالمه باید بتوانند در تعامل با کاربران انسانی به شیوهای طبیعی رفتار کنند و ابراز همدلی کنند.
تولید خنده یکی از روشهایی که می تواند به این تعامل کمک کند که به سطح بالایی از درک گفتگو نیاز دارد. بنابراین، پیاده سازی خنده در سیستم های موجود، چالش برانگیز است.
در مدل مورد نظر پژوهشگران به عنوان اولین گام برای حل این مشکل، به جای ایجاد خنده از گفتگوی کاربر، روی «خنده مشترک» تمرکز کردند، جایی که کاربر با استفاده از خندههای انفرادی یا گفتاری میخندد (خنده اولیه)، و سیستم نیز به نوبه خود میخندد (خنده پاسخ) . سیستم پیشنهادی از سه مدل تشکیل شده است: 1) تشخیص اولیه خنده، 2) پیش بینی خنده مشترک، و 3) انتخاب نوع خنده.
این سیستم بر اساس سه مدل بالا توانست رباتی طراحی کند که با خنده های متناسب باعث ایجاد یک گفتگوی همدلانه بین کاربر و ربات شود.
لینک مقاله: Frontiers
#تازهها
@CogniPlus
پاسخ به نگرانیها درباره ChatGPT: معرفی یک هوش مصنوعی دیگر!
وقتی یک AI عملکردی در سطح یک انسان در نوشتن یک مقاله، داستان، تکلیف دانشگاهی یا حتی انجام آزمونهای درسی داشته باشد، چگونه میتوانیم مشخص کنیم یک متن توسط هوش مصنوعی نوشته شده یا یک انسان؟
پاسخ OpenAI -سازنده ChatGPT- کاربردی و عملگراست: استفاده از یک هوش مصنوعی دیگر!
بعد از خبرساز شدن و ابراز نگرانیها از عملکرد چشمگیر AI این شرکت، OpenAI یک ابزار تشخیص متن به نام AI Text Classifier رو عرضه کرده که میتواند احتمال نوشته شدن یک متن توسط هوش مصنوعی را تعیین کند.
این AI در مراحل اولیه توسعه خودش است و دقت کمی دارد(26 درصد). هدف سازندگان از عمومی کردن این ابزار گرفتن بازخورد برای بهبود بخشیدن و رفع مشکلات احتمالی آن است.
#تازهها
منبع: Openai.com
@CogniPlus
خودشیفتهها به لحاظ سیاسی فعالترند
یک سری مطالعات در ایالات متحده و دانمارک انجام شده و محققان متوجه شدند که افراد خودشیفته با احتمال بیشتری مشارکت سیاسی دارند. این مشارکت شامل ارتباط با سیاستمداران، امضای طومارها، اهدای پول و رای دادن در انتخابات میان دوره ای و موارد دیگر میشود.
ویژگی شخصیتی خودشیفتگی که با اختلال خودشیفتگی متفاوت است، بیشتر جنبههای «بزرگ» خودشیفتگی را نشان میدهد که شامل دو ویژگی عاملی و ستیزهجویی است. ویژگی های عاملی و برونگرا عبارتند از عزت نفس بالا، جامعه پذیری، تخیلات شکوه، بزرگواری، منحصر به فرد بودن و کاریزما. ستیزهجویی هم شامل صفتهای کم ارزش کردن دیگران، پرخاشگری، ناسازگاری، برخورد قاطعانه، حق به جانبی، برتری و رفتارهای تحقیرآمیز دیگر میشود.
با تجزیه بیشتر نتایج، مشخص شد که ویژگیهای برتری و اقتدار/رهبری نیز با مشارکت بالاتر مرتبط است. با این حال، خودکفایی با مشارکت کمتر همراه است.
اگر کسانی که بیشتر خودشیفته هستند، بیشترین مشارکت سیاسی را داشته باشند و خود فرآیندهای سیاسی، خودشیفتگی را در افکار عمومی دامن بزند، به نظر شما، آینده دموکراسی چطور خواهد بود؟
@CogniPlus
شناخت اجتماعی: از مغز تا فرهنگ
سال انتشار: اول 1400
نویسندگان: سوزانتی. فیسک، شلیای. تیلور
مترجمان: سوسن علیزادهفرد، حسین زارع، زهره رافضی
نشر: آییژ
#معرفی_کتاب
@CogniPlus
شناخت اجتماعی از مغز تا فرهنگ
📌دنیای اجتماعی پیچیده است و ذهن ما محدود بنابراین راههای میانبر را انتخاب می کنیم. ما باید سریع تصمیم بگیریم - این شخص خطرناک است، این یکی نیست. میانبرهایی که استفاده می کنیم اکثراً به اندازه کافی خوب کار می کنند، زیرا در نهایت، ما زنده میمانیم. اما برخی از آنها شدیدا ناعادلانه هستند، از جمله دسته بندی های نژادی یا طبقات اجتماعی یا دیگر کلیشه های ناعادلانه.
این کتاب به شما کمک می کند تا بفهمند این میانبرها چگونه کار می کنند، چرا وجود دارند و چگونه در حال تغییر هستند.
📌کتاب شناخت اجتماعی سعی در توضیح اساسی ترین سؤالات این حوزه دارد. مثل اینکه چرا افراد دیگر صرفاً «اشیایی» نیستند که بتوان آنها را درک کرد و چگونه جهان اجتماعی دیدگاههای دراماتیک و پیچیده ای را در مورد خود و دیگران ارائه میدهد.
📌اطلاعات ارائه شده در این کتاب قوی است و به خوبی مفاهیم روانشناسی اجتماعی را با نظریه های روانشناسی شناختی مرتبط می کند. سبک نگارش قطعاً آکادمیک است، اما نه بیش از حد، و استفاده نویسندگان از حکایات و طنز به تعادل آن کمک می کند. نویسندگان همچنین در ارائه توضیحاتی در مورد نظریه ها و مفاهیم به خوبی عمل کردند، اما در قسمتهایی امکان ساده و روشنتر نوشتن وجود دارد.
#معرفی_کتاب
@CogniPlus
Susan T. Fiske, Shelley E. Taylor - Social Cognition_ From Brains to Culture.pdf
حجم:
24.3M
Social Cognition: From Brains to Culture, 3rd Edition
by Susan T. Fiske, Shelley E. Taylor
@CogniPlus
نظرات منفی در رسانه های اجتماعی بیشتر از نظرات مثبت توجه را جلب می کند
در آزمایشگاه دانشگاه هلند، 169 دانشجو در حالی که سه پست خبری در رسانه های اجتماعی به آنها نشان داده می شد، در مقابل یک ردیاب چشم نشستند. این پستها هر کدام با چهار نظر همراه بودند که از نظر احساسی، غیر احساسی، مثبت، منفی، عصبانی یا ترسناک متفاوت بودند.
دانشجویان به دو گروه تقسیم شدند - گروه پردازش اکتشافی و گروه پردازش سیستماتیک. به شرکتکنندگان در گروه پردازش اکتشافی تنها 30 ثانیه فرصت داده شد تا پست ها را بخوانند. این شرایط شبیهساز پردازش اندکی است که مردم معمولاً هنگام استفاده از رسانه های اجتماعی درگیر آن می شوند. شرکتکنندگان در گروه پردازش سیستماتیک اجازه داشتند پست ها را با دقت و بدون محدودیت زمانی مطالعه کنند.
نتیجه؟ در شرایط پردازش اکتشافی دانش آموزان زمان طولانیتری روی نظرات منفی تمرکز کردند و نظرات منفی را بیشتر از نظرات مثبت میخواندند.
این یافته ها مطابق با سوگیری منفی است؛ این تصور که مردم به اطلاعات منفی اهمیت بیشتری نسبت به اطلاعات مثبت می دهند.
مقاله اصلی: Computers in Human Behavior
#تازهها
@CogniPlus
یک تجدیدنظر اساسی در رابطه مغز-رفتار!!
📌تقریبا دیدگاه صرفا منطقهای به مغز و مکانیابی عملکردهای شناختی در مناطق مختلف آن مورد قبول اکثر دانشمندان علوم اعصاب (از جمله ایران) است. اما این دیدگاه هم مخالفان خودش را دارد و طی سالهای گذشته انتقادات فراوانی به آن وارد شده است، خصوصا که در اکثر مطالعات تکرار نتایج، شکست این رویکرد دیده میشود. در همین راستا همین چند روز پیش یک مقاله جدید در Cell: Trends in Cognitive Sciences چاپ شده است که به صورت بنیادین سه فرض اصلی این رویکرد را زیر سوال میبرد و برای هر کدام جایگزینی معرفی میکند(نگاه کنید به عکس).
در این مقاله، نویسندگان این سه فرض معمول را بررسی میکنند و ادعا میکنند که بازنگری آنها فرصتهایی را برای علمی قویتر و تکرارپذیرتر ارائه میکند:
1️⃣فرض مکانیابی: مواردی که دستهای از رویدادهای روانشناختی را تشکیل میدهند (مثلاً موارد مرتبط با ترس) فرض میشود که ناشی از یک فرآیند روانشناختی اختصاصی است که در یک مجموعه عصبی اختصاصی به اجرا در آمده است.
2️⃣فرض یک به یک: فرض بر این است که مجموعه عصبی اختصاصی به طور منحصربهفرد به یک دسته فرایندهای روانشناختی مرتبط میشود، به طوری که نقشهبرداری در میان زمینهها، افراد، استراتژیهای اندازهگیری و طرحهای تجربی تعمیم مییابد.
3️⃣فرض استقلال: تصور میشود که مجموعه عصبی اختصاصی مستقل از عوامل زمینهای مانند بقیه مغز، بدن و دنیای اطراف عمل میکند، بنابراین مجموعه را میتوان به تنهایی بدون توجه به آن عوامل دیگر مطالعه کرد.
📌این سه فرض ریشه در دیدگاه گونهشناختی ذهن، مغز و رفتار دارند، که از فیزیک قرن نوزدهم الگوبرداری شد و همچنان به هدایت شیوه های تجربی در بسیاری از تحقیقات رفتار مغزی تا به امروز ادامه می دهد. در این مقاله، نمونههایی از مطالعات تصویربرداری رزونانس مغناطیسی عملکردی انسان (fMRI) و تحقیقات علوم اعصاب با استفاده از حیوانات غیر انسانی انتخاب و بررسی شده که تمامی فرضها را زیر سوال میبرد.
🔅در ادامه نویسندگان یک رویکرد جایگزین برای مطالعه روابط مغز-رفتار -در مقابل سه فرضی که گفته شد- ارائه میکنند که فرض میکند:
(1) یک رویداد ذهنی شامل فعالیت توزیع شده در کل مغز است.
(2) مغز و رفتار با نقشهبرداریهای منحط (یعنی چند به یک) به هم مرتبط هستند.
(3) رویدادهای ذهنی به عنوان مجموعه پیچیده ای از سیگنالهای ضعیف و غیرخطی، در نتیجه تعامل مغز با بدن و دنیای بیرون شکل میگیرند.
#خلاف_جریان
#تازهها
@CogniPlus
نخستین شماره مجله تخصصی ارغواننامه با موضوع علوم شناختی منتشر شد.
🔥در اولین شماره ارغواننامه نویسندگان حول محور علوم شناختی و مسئله ذهن در علوم انسانی مقالات مفید و بهروزی تالیف کردند که شاید برخی از عناوین هیچ جا و به این شکل ازش صحبت نشده باشد. اگر میخواهید با یک تنوع بالا از برخی از مهمترین موضوعات علوم شناختی جهان و ایران باخبر بشوید این شماره از مجله را به شما پیشنهاد میکنیم.
برخی از عناوین جذاب این شماره:
🔹بر علوم شناختی چه گذشت
🔸وضعیت علوم شناختی در ایران
🔹حضور دیگری: مغز ما تا چه اندازه اجتماعی است؟
🔸علوم اجتماعی محاسباتی و وضعیت حال و آینده آن در ایران
🔹متاورس و رویکرد شناختی به انسان اقتصادی
🔸ریاضیات نازیبا: سهم زنان از تهدید کلیشه
🔹از زیباشناسی عصبی تا خلق آثار هنری توسط هوش مصنوعی
میتوانید نسخه مجازی مجله ارغواننامه را از طریق فروشگاهای اینترنتی فیدیبو (از اینجا) تهیه کنید.
@CogniPlus