من صدای باد کولرم .
من رو وقتی همه جا ساکته چشاتو بستی و کولر روشنه میتونی بشنوی، من، منم .
صدای خنثی و راکت باده کولر .
چشاتو ببند و بهش گوش بده،میشنوی؟!خیلی راکته
-هیچی-
دقیقا صدای هیچیه
من احساس مرگم، من خوده مرگم،صدای روتین کولر که یه تایمی خفه میشه و دوباره وقتی تابستون میشه روشن میشه و این معرکه نیست ؟!
من احساس مرگم، احساس مرگی که اگه بخوای فیزیکشو ببینی بهت میگم چشاتو ببند به صدای خنثی ی کولر خونت گوش کن
و این منم تا وقتی که اون کولر بسوزه،برای همیشه .
#خودمنوشت
_فاطمهمکی_
۱۴۰۲-۳-۳۱
https://eitaa.com/Conductive_without_electricity
نهالِ بی نشانِ من، تو در کدام راه قدم بر میداری؟
هم اکنون که ماه هنوز در آسمان است و من در زمین به دنبال او میگردم ،.
-فاطمه مکى-
بگرد،
دورش بگرد،
دور سیاره ی زحل میان مردمک چشمش ،
دور تار و پود موهای لختش،
دور مژه هایی که از کهکشان چشمانش محافظت میکنند !
به دورشان بگرد، تا قبل از آن که دیر شود.
-فاطمهٖ مکی-
مهربانم،
در آن سرزمین عشقی متولد خواهد شد، که ثمره ی آن ، روزی نجات خواهد داد مردمانش را!
بجنگ برای زیستن، بجنگ برای خندیدن .
-فاطمهٖ مکی-
نورِ این مهتاب، از روی پنجره پاک نمیشود که نمیشود، با خون شستمش شاید ردی از آن باقی نماند .
-فاطمهٖ مکی-
رنگِ روحِ تو ؛ رخساره ی شفافیت گلبرگ های نیلوفر آلپ را به آغوش کشیده است.
و زمانی که اشک هایت روی گونه هایت روانه میشود ؛ شبنم های آن گل را به خاطر میاورم .
لبخند بزن و اولین نیلوفری باش که خنده بر لب دارد .
-فاطمهٖ مکی-