بنگر که پشت هر زمین و آسمان و کیهان و کهکشان و دریا و جنگل و تنه ی خشکیده ی درخت پیر و سنگ های رسوب شده ی انتهای دریا و مهتاب و ماه و خورشید و ستاره ها و مجدداً سیاره ها و کیهان و کهکشان و حتی مجدداً بنگر به دریا .
ببین که چگونه هر روز برای تو طلوع میکند و کرم خاکی در پسِ کفش پسرک میمیرد و پیله ی کرم دیگری پروانه میشود .
بنگر که ماهیِ قرمزِ عید میمیرد و کوسه در آب بچه کوسه ای را به دنیا میاورد .
به رنگ ها بنگر به صدا ها بنگر به خوشی ها و زیبایی ها و به آب نبات های خورد شده ...
به هرچیزی بنگر تا غصه ی عمیق و زخم ها و ترک ها و عفونت ها و درد ها و سوزش های قلب بیمارت را فراموش کنی