‹ 𝘊𝘰𝘯𝘵𝘦𝘯𝘵𝘭𝘦𝘴𝘴 ²
بگم خفه شید عقبمونده ها
در تمام سال های تحصیلم دلم میخواست اینو داد بزنم تو صورت آدما
این پیام رو فوروارد کنید؛🌪
تا من شمارو به یه "شیء نفرینشده" تشبیه کنم که این تشبیه برگرفته از یه ترومای احتمالی توی زندگیتونه که ممکنه روی شما تاثیر گذاشته باشه و یه حس تهنشین شده، آشنا و مرموز بهتون بده.
[بعد از فوروارد لطفا لینک رو بفرستید اینجا]🪄
‹ 𝘊𝘰𝘯𝘵𝘦𝘯𝘵𝘭𝘦𝘴𝘴 ²
این پیام رو فوروارد کنید؛🌪 تا من شمارو به یه "شیء نفرینشده" تشبیه کنم که این تشبیه برگرفته از یه تر
تو دری بودی که یهبار کامل باز شده بود.
اما یکی موقعِ ورود، برگشته بود برای "چیزای کوچیک" و دیگه هیچوقت برنگشته بود.
برای : ماه شب های تار💘.
‹ 𝘊𝘰𝘯𝘵𝘦𝘯𝘵𝘭𝘦𝘴𝘴 ²
این پیام رو فوروارد کنید؛🌪 تا من شمارو به یه "شیء نفرینشده" تشبیه کنم که این تشبیه برگرفته از یه تر
تو یه آلبوم عکس بودی.
هربار ورق میخوردی، آدمها مطمئن نبودن اون عکسها مال خودشونه یا فقط "احساسِ یه زندگی ایدهآله که باید میداشتن"
برای : از یادم مبر💘.
‹ 𝘊𝘰𝘯𝘵𝘦𝘯𝘵𝘭𝘦𝘴𝘴 ²
این پیام رو فوروارد کنید؛🌪 تا من شمارو به یه "شیء نفرینشده" تشبیه کنم که این تشبیه برگرفته از یه تر
تو یه آینهی قدیمی بودی که هرکی توش نگاه میکرد، یه نسخه از خودش رو میدید که هیچوقت تصمیمِ اشتباه نگرفته بود؛ و همین باعث دیوونه شدنش میشد.
برای : بابای پونیو💘.
‹ 𝘊𝘰𝘯𝘵𝘦𝘯𝘵𝘭𝘦𝘴𝘴 ²
این پیام رو فوروارد کنید؛🌪 تا من شمارو به یه "شیء نفرینشده" تشبیه کنم که این تشبیه برگرفته از یه تر
تو خیابونی بودی که همه اسمشو بلد بودن، اما هیچکس مسیرشو نه.
هربار واردت میشدن، احساس آشنایی داشتن، اما جهت هارو گم میکردن.
و بدترینش این بود که هیچکس احساس ترس نمیکرد، فقط مطمئن نبود کجاست.
برای : سارا خانومی💘.
‹ 𝘊𝘰𝘯𝘵𝘦𝘯𝘵𝘭𝘦𝘴𝘴 ²
این پیام رو فوروارد کنید؛🌪 تا من شمارو به یه "شیء نفرینشده" تشبیه کنم که این تشبیه برگرفته از یه تر
تو لحظهای بودی که همه بعدا میفهمیدن که چقدر مهم بوده.
اما سر وقتش، فقط یک لحظهی معمولی به نظر میرسیدی.
برای : آیماه خانومی💘.