‹ 𝘊𝘰𝘯𝘵𝘦𝘯𝘵𝘭𝘦𝘴𝘴 ²
این پیام رو فوروارد کنید؛🌪 تا من شمارو به یه "شیء نفرینشده" تشبیه کنم که این تشبیه برگرفته از یه تر
تو خیابونی بودی که همه اسمشو بلد بودن، اما هیچکس مسیرشو نه.
هربار واردت میشدن، احساس آشنایی داشتن، اما جهت هارو گم میکردن.
و بدترینش این بود که هیچکس احساس ترس نمیکرد، فقط مطمئن نبود کجاست.
برای : سارا خانومی💘.
‹ 𝘊𝘰𝘯𝘵𝘦𝘯𝘵𝘭𝘦𝘴𝘴 ²
این پیام رو فوروارد کنید؛🌪 تا من شمارو به یه "شیء نفرینشده" تشبیه کنم که این تشبیه برگرفته از یه تر
تو لحظهای بودی که همه بعدا میفهمیدن که چقدر مهم بوده.
اما سر وقتش، فقط یک لحظهی معمولی به نظر میرسیدی.
برای : آیماه خانومی💘.
‹ 𝘊𝘰𝘯𝘵𝘦𝘯𝘵𝘭𝘦𝘴𝘴 ²
این پیام رو فوروارد کنید؛🌪 تا من شمارو به یه "شیء نفرینشده" تشبیه کنم که این تشبیه برگرفته از یه تر
تو بارونی بودی که وقتی میباریدی، هیچکس نمیفهمید چرا دلش سنگینتر میشه، نه خیستر.
برای : موهیتو💘.
‹ 𝘊𝘰𝘯𝘵𝘦𝘯𝘵𝘭𝘦𝘴𝘴 ²
این پیام رو فوروارد کنید؛🌪 تا من شمارو به یه "شیء نفرینشده" تشبیه کنم که این تشبیه برگرفته از یه تر
تو یک تابِ زنگزده توی یه پارک متروکه بودی.
هر بار کسی سوار میشد، یه لحظه حس میکرد هنوز منتظر کسیه که هیچوقت نیومده.
ولی یادش نمیومد کی.
برای : سنا خانومی💘.
‹ 𝘊𝘰𝘯𝘵𝘦𝘯𝘵𝘭𝘦𝘴𝘴 ²
این پیام رو فوروارد کنید؛🌪 تا من شمارو به یه "شیء نفرینشده" تشبیه کنم که این تشبیه برگرفته از یه تر
تو اتاقی بودی که هنوز چراغش روشن بود، اما کسی که باید اونجا میبود، خیلی وقت پیش اونجا رو ترک کرده بود.
و عجیبتر اینکه هیچکس مطمئن نبود کی قرار بوده اونجا باشه.
برای : گهگداری💘
‹ 𝘊𝘰𝘯𝘵𝘦𝘯𝘵𝘭𝘦𝘴𝘴 ²
این پیام رو فوروارد کنید؛🌪 تا من شمارو به یه "شیء نفرینشده" تشبیه کنم که این تشبیه برگرفته از یه تر
تو نقشهای بودی که مسیرارو کامل نشون میدادی، اما هربار که آدما نگاهت میکردن، نقطهی شروع عوض میشد.
و آدما کمکم یاد میگرفتن که شاید اصلا هیچوقت هیچ شروعی وجود نداشته.
برای : تلفا خانومیم💘.
‹ 𝘊𝘰𝘯𝘵𝘦𝘯𝘵𝘭𝘦𝘴𝘴 ²
این پیام رو فوروارد کنید؛🌪 تا من شمارو به یه "شیء نفرینشده" تشبیه کنم که این تشبیه برگرفته از یه تر
تو عکسی بودی که گوشهش سوخته بود، نه وسطش.
و همین کافی بود که همه فکر کنن مهمترین بخشِ عکس دقیقا همون جایی بوده که دیگه دیده نمیشه.
برای : Stray stranger💘.
‹ 𝘊𝘰𝘯𝘵𝘦𝘯𝘵𝘭𝘦𝘴𝘴 ²
این پیام رو فوروارد کنید؛🌪 تا من شمارو به یه "شیء نفرینشده" تشبیه کنم که این تشبیه برگرفته از یه تر
تو جملهای بودی که اگه کسی شروعت میکرد، میفهمید همهچیز از اول یکم اشتباه بوده.
برای همین همیشه نصفه رها میشدی.
برای : گلایل سپید💘.
‹ 𝘊𝘰𝘯𝘵𝘦𝘯𝘵𝘭𝘦𝘴𝘴 ²
این پیام رو فوروارد کنید؛🌪 تا من شمارو به یه "شیء نفرینشده" تشبیه کنم که این تشبیه برگرفته از یه تر
تو آهنگی بودی که همه فقط قسمتِ اولش رو بلد بودن، چون هیچکس جرأت نکرده بود ادامهشو گوش کنه.
برای : girl in red💘.
‹ 𝘊𝘰𝘯𝘵𝘦𝘯𝘵𝘭𝘦𝘴𝘴 ²
این پیام رو فوروارد کنید؛🌪 تا من شمارو به یه "شیء نفرینشده" تشبیه کنم که این تشبیه برگرفته از یه تر
تو خوابی بودی که کاملاً واقعی به نظر میرسیدی؛
اما هیچ بخشی از تو، توی بیداری حتی به عنوان خاطره هم قابل پذیرش نبود.
برای : Night watch💘.
‹ 𝘊𝘰𝘯𝘵𝘦𝘯𝘵𝘭𝘦𝘴𝘴 ²
این پیام رو فوروارد کنید؛🌪 تا من شمارو به یه "شیء نفرینشده" تشبیه کنم که این تشبیه برگرفته از یه تر
تو یه آسانسور قدیمی بودی که بین طبقات گیر کرده بود، اما هیشکی برای نجاتش تلاشی نمیکرد. چون کسی توش نبود.
برای : غزلات💘.
‹ 𝘊𝘰𝘯𝘵𝘦𝘯𝘵𝘭𝘦𝘴𝘴 ²
تو نقشهای بودی که مسیرارو کامل نشون میدادی، اما هربار که آدما نگاهت میکردن، نقطهی شروع عوض میشد. و
برا من میم مالکیت گذاشته آی جماعت😉(و لیث)