رهایم کن بابا، بگذار این یک امتحان را هفت بگیرم
یا چمیدانم، چهاری، پنجی، چیزی.
فقط تمام شود، و من تا آخر عمرم دیگر نادرپور را نبینم.
من درحال استپ کردن فیلمی که دارم میبینم برای اینکه درباره اون قسمت با آدم های خیالی توی مغزم صحبت کنم: