سلام بچه ها صبح زیباتون بخیرخب بچه ها آماده باشید دوساعت دیگه
پارت ویژه را میذارم
#اعماق_دریا
#پارت_ششم
#پارت_ویژه💖
وارد اتاق شدم. سکوتِ سنگینی همه جا را گرفته بود. پدر در سایه نشسته بود و وقتی سوالم را پرسیدم، انگار تیر خورده باشد، شانههایش یکباره افتاد. دوباره با صدایی لرزان پرسیدم: «پدر، فقط بهم بگو… آیا قبلاً اتفاقی برای ما یا این جزیره افتاده؟»
پدر آهی طولانی کشید؛ آهی که انگار از تهِ یک چاهِ قدیمی میآمد. با صدایی خسته گفت:
«خیلی سال پیش، قبل از اینکه من و مادرت با هم آشنا بشیم، لیام میلر عاشق مادرت بود، اما مادرت ردش کرد. بعد که من و مادرت با هم ازدواج کردیم و تو به دنیا اومدی، اون مرد که روزی رفیقِ نزدیکم بود، کینهی عجیبی از ما به دل گرفت. ما رو تهدید کرد که این جزیره رو نابود میکنه تا مادرت از انتخابی که کرده پشیمون بشه.
اون لعنتی به حرفش عمل کرد.
اون سمهایی که توی چاههای آب و زمینهای کشاورزی ریخته، نه تنها محصولات رو نابود کرده، بلکه باعث شده مردم جزیره دچار توهم بشن و تعادلشون رو از دست بدن. مادرت رفت… رفت تا بتونه این نفرین رو باطل کنه و مردم رو نجات بده.
اما جانان، گوش کن؛ تو باید حقیقت رو بدونی.
لیام میدونه که تو تنها پیوند بین من و مادرت هستی. حالا اون داره انتقام نرسیدن به مادرت رو از تو میگیره. اون میخواد تو رو هدف بگیره تا تو رو از من و مادرت بگیره و انتقام اون عشق قدیمی رو از خون تو بگیره.»
جانان با چشمهایی که از اشک پر شده بود، آرام از اتاق بیرون رفت. انگار پاهایش دیگر توانِ راه رفتن نداشتند. خودش را به دیوار راهرو رساند و همانجا، روی زمین نشست. سرش را میان دستهایش گرفت و بیصدا گریه کرد؛ گریهای که از ته دلش میآمد و انگار همهی بغضهای سالها را یکجا بیرون میریخت.
چند لحظه بعد، لوکا از راه رسید. وقتی جانان را آنطور دید، سریع کنارش نشست و با نگرانی گفت:
«جانان… آروم باش. چی شده؟ بهم بگو. من که ازت چیزی نمیخوام، فقط بگو چی شده.»
جانان چیزی نگفت. فقط سرش را پایینتر انداخت و شانههایش از گریه میلرزید. لوکا دستش را آرام روی دست جانان گذاشت و گفت:
«تو لازم نیست این همه چیزو توی دلت نگه داری. من تنها دوستتام. دوست صمیمیاتام. هر چی هست، به من بگو. بذار کمکت کنم.»
جانان نفسش را با سختی بیرون داد. اشک از گونههایش پایین میآمد و صدایش میلرزید وقتی بالاخره گفت:
به قلم : مدیسا محمدی
https://eitaa.com/joinchat/2080179854C550d318f6c