هیچ انتهایی وجود ندارد؛ نه برای دردها، نه برای نقشهها و نه برای سرگردانیها. هر بار که فکر میکنی قصه تمام شده، جهان همان صفحه را ورق میزند و تو را به نقطهای میبرد که همیشه از آن گریختهای؛
از مردمی که تولد یک کودک را سرگرمی
و زندان یک سگ را دلگرمی
و قفس بلبل را موسیقی میپندارند
عشقی فووران نخواهد شد!
سکوتم هیچ نشانه ِرضایتم نیست؛شوکه ام..
چون میشی که چوپانش ،قصابش شده .))
#خویش نوشت