نردبان مىخواست يا انديشهى دينار داشت؟
نفع خود مىديد تنها، هر كه با ما كار داشت!
گفت: همدیگر را میشناسید...؟
گفتم: روزهایی بود که رویاهای مشترکی داشتیم، حالا اما... غریبه هایی با هزاران خاطرهایم.))
_عباس معروفی
چقد گریه کنم ..؟
چقد تِلُو بخورم..؟
چقد به دیوارِ پیاده رو بخورم..؟
-تلو[چاووشی]