باز هم باغچه از غنچهی پژمرده پر است؛
شهر، از مردم دلتنگ و دل آزرده پراست..
_فاضل نظری
𝗖𝗋𝘆𝗂𝗻𝗀 𝗿𝘰𝘰𝗺
زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید....
بی خبر از هم خوابیدن چه سود؟
برمزار مردگان خویش نالیدن چه سود؟
زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید
ورنه بر مزارش آب پاشیدن چه سود؟
گر نرفتی خانه اش تا زنده بود
خانه صاحب عزا خوابیدن چه سود؟
گر نپرسی حال من تا زنده ام
گریه و زاری و نالیدن چه سود؟
زنده را در زندگی قدرش بدان
ورنه مشکی از برای مرده پوشیدن چه سود؟
گر نکردی یاد من تا زنده ام
سنگ مرمر روی قبرم وانهادن ها چه سود؟
_شیخ بهایی
بابا فلانی آدم بدی نیست، اصن ایرادش اینه که آدم بدی نیست...
انقدر خوبه شبیه آدم بدا شده؛ انقدر میاد خوبی میکنه به آدما که میترسن از خوبیاش...
–جنگل آسفالت
خُنُک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش؛
بنماند هیچش اِلا هوس قمار دیگر
-قمار باز[چاووشی]
حوصلهات که سر میرود؛
با دلم، با دوست داشتنم، بازی نکن ...
من در بیحوصلگیهایم با تو زندگیها کردم ...
_شاملو