بابا فلانی آدم بدی نیست، اصن ایرادش اینه که آدم بدی نیست...
انقدر خوبه شبیه آدم بدا شده؛ انقدر میاد خوبی میکنه به آدما که میترسن از خوبیاش...
–جنگل آسفالت
خُنُک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش؛
بنماند هیچش اِلا هوس قمار دیگر
-قمار باز[چاووشی]
حوصلهات که سر میرود؛
با دلم، با دوست داشتنم، بازی نکن ...
من در بیحوصلگیهایم با تو زندگیها کردم ...
_شاملو
𝗖𝗋𝘆𝗂𝗻𝗀 𝗿𝘰𝘰𝗺
با مرگ اگر از آفت هستی رها شوی، رنج دوباره زنده شدن را چه میکنی؟ تنهاییام به زندگیام طعنه زد که:《
آهوی من! که از دَم شیران گریختی
رویای جویبار و چمن را چه میکنی؟!
گیرم که خانه را بکشی روی دوش خویش
ای لاکپشت پیر! وطن را چه میکنی؟!