به شانهام زدی تا تنهاییام را تکانده باشی.
به چه دل خوش کردهای؟
تکاندن برف از شانههای آدم برفی!؟
گذشت ولی راحت نه!
برای تک تک لحظه هاش جون از تنم رفت ولی بازم زنده بودم .
میفهمی؟
ما را دل از كشاكش دنيا شكسته است،
اين كشتی از تلاطم دريا شكسته است..
تنها ننالم از غم ايام و جور يار...
باشد مرا دلی كه ز صد جا شكسته است؛