زلف چون حاشیه بر گرد سرش میپیچید،
در کتابی که بود شرح پریشانی من..
_صائب تبریزی
نه عزیز من، انتظار نداشتم همهچیز درست و بهتر شود، اما انتظار روزهایی به این تلخی را هم نداشتم.
او نگفت دوستت دارم اما نامهاش را اینگونه تمام کرد:بال تو را میبوسم پرندهی قلبم...
_کافکا
𝗖𝗋𝘆𝗂𝗻𝗀 𝗿𝘰𝘰𝗺
درظاهرندارد چو رُخ دلبر نَما؛ درکنارِ کُنج لبها خال میخواهد چکار..؟
اوکه دانه دانه شُد موهای مشکی اَش سپید؛
درمسیر بادو باران ، شال میخواهد چکار؟
جبران آنچه بر اثر سكوت خود از دست دادهاى، آسانتر از جبران آن است كه بر اثر سخن گفتن از دست رفته باشد...
_امیرالمومنین