دارهمیسوزهدلمواسهخودم,
آخمنِبیچاره..یهواسمتمیاد,
میلرزهدلم؛اسمِتوچیداره؟
به هر حال آدمیزاده دیگه...
گاهی اوقات نمیدونه چیکار کنه
دراز میکشه خیره میشه به سقف
یه کم گریه میکنه و خوابش میبره..
کاش در پایان این بغضها، خستگیها و اندوهها،
چیزی باشد که ارزش این همه دوام آوردن را داشته باشد .