دستم از دست تو دوره
دلم انگار تو تنوره
توی سینم که صبوره
غمو موندگار کردی
بغض وحشی تو گلومه
شب و عکسات رو به رومه
دیگه طاقتم تمومه ؛ منو بی قرار کردی
مگهمیشهیهآدموانقددوسداشت؛
کهفکرکردنبهشباعثشههمونلحظهیِ
اولاشکاتسرازیرشن؟
چقدر غم انگیز است آدم بخواهد ،
تمام وقت مراقب خود باشد
تا آنچه را احساس میکند به زبان نیاورد.