مامان من یهجوری پلاستیک میوه رو گره میزنه انگار قراره میوهها فرار کنن.
بعد هم که ما کیسه رو پاره میکنیم، شاکی میشه.
کاش میتونستم مثل حامیم باشم
شجاع و بی پروا
و زندگی کنم در لحظه
یادم بره گذشته رو
و فکر نکنم به آینده..
هدایت شده از " 𝐁𝐥𝐨𝐜𝐤 🎸
همین بودُ و سعیدِ قصه ما .
_سریال تاسیان