آدما شبیه کتابن...!
بعضیا جلدای قشنگی دارن،
اما تهش یه دفترچهی خالیاَن؛
بعضیا هم سادهاَن،
اما پر از قصههایی که اگه شروع کنی، دیگه نمیتونی زمین بذاریشون!
و بیشتر وقتا،
آدمها فصلهای ناگفتهشون
رو برای کسی نمیخونن،
جز اونی که بلد باشه بیصدا ورق بزنه: ))
- لحظهیِ تشیعِ من از دور بویت میرسید ؛
تا دو ساعت بعد دفنم، همچنان جان داشتم . .