"هو المحبوب♥ "
امروز دوست داشتم برم سر مزار علی .
ولی نشد... دلم بدجور گرفت
حالمم بد بود و بی حال شدم
ضعف کردم.
بلافاصله بعد از اینکه توی ماشین نشستیم بابا ضبط ماشین رو روشن کرد و مداحی شروع به خوندن کرد.
عمیقا نیازمند روضه بودم...
روضه سنگینی پخش شد و اشک من سرازیر
بابا هی وسطای مداحی میزد بعدی...
ولی بعدی ها هم روضه بود و سنگین.
به مداحی ای رسید که درمورد کربلا بود.
یادم نیست چی بود ولی کلمه ها بودن..
روضه... اربعین... باب القبله... صحن علمدار...
دلم میخواست فریاد بزنم... دوست داشتم صدای زندانی شده در گلومو آزاد کنم...
ولی نمیشد.
اشکامو پاک کردم . از کنار سپاه گذشتیم.
و من نگاهم به عکس شهدا بود.
در بین عکس ها عکس آشنایی دیدم.
باورم نمیشد...
علی آقا بود:) خودش بود داداش علی من بود:)
به یکباره قلبم آروم گرفت و خوشحال از اینکه داداش هوامو داره🥲💖
_پنجشنبه ۷ اسفند ماه . ساعت ۱۸:۱۴
هِناس:)"
و باز هم حاج محمود❤️🔥 : ))
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من واقعا کم آوردم...
من زمین خوردم...
هِناس:)"
کاری که ماه رمضان با قلب هامون میکنه:)❤️🩹
وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ
و نعمت های پروردگارت را بازگو کن .