هدایت شده از .Banerآیمـ꯭๋̟࣪ـاه.
_داداش من اونو دوست دارم...
داداش بزرگم ظرف توت فرنگی و سمتم گرفت:
_اخه قربون اون اشکات بشم؛ طرف رئیس ماست... تو چطوری اونو دوست داری؟!
اون یکی داداشم با اخم گفت:
_تازه خیلی هم بد اخلاقه!
اون یکی هم درحالی که اشکامو پاک میکرد گفت:
_تو خیلی ازش سر تری..بیخیالش شوو جون من!
امیدوارانه نگاهم میکردن تا تموم کنم این عاشقی و ولی من با صدای بلندم زدم زیر گریه:
_ولی من اونو دوستش دارم...🥹🫠♾♥️)))
https://eitaa.com/joinchat/2324039218C0a7f40517b
هدایت شده از .Banerآیمـ꯭๋̟࣪ـاه.
- انگشتت رو بزار روی صورتت و ژست بگیر.
با لرز به لباسای تنم نگاه کردم و گفتم :
- پشیمون شدم، من نمیخوام تو این حال ازم عکس بگیری.
نیشخند زد: - یواشکی اومدی استادیوی عکاسی من و میگی عکس نمیگیری؟
دوربین رو ول کرد و یهو...😳🔥📵
https://eitaa.com/joinchat/2324039218C0a7f40517b