eitaa logo
دورهمی2💞
1.1هزار دنبال‌کننده
17.7هزار عکس
6.1هزار ویدیو
4 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
کسب درامد تضمینی ماهی ۵۰ تا ۸۰ میلیون فقط با روزی ۳ ساعت کار و یک گوشی ساده💯 مناسب افردا کارمند،خانه دار دانشجو بدون نیاز به مدرک تحصیلی، و بدون محدودیت جنسیتی و سنی✅ توجه محدودیت عضو گیری دارن همین الان روی لینک زیر بزن تا این فرصت رو از دست ندادی👇https://eitaa.com/joinchat/2395406536Cce7de0dc68 به ۱۰۰ نفر اولی که وارد بشن رایگان اموزش میدن یک لحظه روی لینک بالا بزن و عضو شو پشیمون نمیشی👆
هدایت شده از تبلیغات دلدار
من یه کارگر ساده بودم با درامد ماهی ۷ تومان که همش میرفت برای اجاره خونه قسط و بدهی دیگه به سیم آخر زدم دنبال یه کار پر درآمد بودم که جلو زن و بچه هام شرمنده نباشم تا با کانال زیر آشنا شدم و زندگیم عوض شد بهم کمک کردن الان ماهیانه حداقل ۴۰ میلیون درآمد دارم این کانال همون جایی هست که دنبالش میگردی یه نگاه بهش بنداز همونطور که زندگی من رو عوض کرد میدونم به توهم کمک میکنه همین الان وارد کانالش شو پشیمون نمیشی 👇 https://eitaa.com/joinchat/2395406536Cce7de0dc68
🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃 داستان زیبا و جنجالی .... 🍃🍃🍃🌸🍃
دورهمی2💞
🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃 داستان زیبا و جنجالی #آرامش.... 🍃🍃🍃🌸🍃
🍃🍃🍃🍃🌸🍃 دیده شدت اولین عکس همانا و چکیدن اولین قطره اشک از چشم من همانا, تصویر رنجور و رنگ پریده پدرم با اون مهربونی چشماش در بیمارستان. بغض در حال خفه کردنم بود. این عکس رو خوب بخاطر داشتم. دو سال پیش بخاطر سو قصدی که براش رخ داد به مدت طولانی توی بیمارستان بستری شد. محو چهره دوست داشتنی پدرم بودم و اونقدر حالت مظلومانه و دردمندش اعصابم رو تحریک کرد که بیتوجه به شلوغی کافه گریه کردم. خدایا من پدرم رو قهرمان زندگیم رو از دست داده بودم. هر کاری میکردم نمیتونستم آروم بشم. دلارام سعی میکرد با صدا کردن و فشردن بازوم آرومم کنه اما اونقدر لبریز از درد شده بودم که نتونستم مانع اشکام بشم. -خانوم شرقی,لطفا آروم باشید. همه دارن به ما نگاه میکنن. دستمال کاغذی رو بین دستام گرفته و به تندی مشغول پاک کردن اشک هام شدم. عکس ها رو با دقت و بغض نگاه میکردم. عکس هایی از پدر و مادرم در بیمارستان. دو سال پیش وقتی پدرم بخاطر کار از شیراز خارج شده و به سمت تهران میرفت بین راه بهش سو قصد شده بود. قرار نبود مادرمم همراه پدرم باشه اما وقتی من و دلارام تصمیم گرفته بودم یه مسافرت دو نفره بریم مادرم هم همراه پدرم رهسپار شد طبق گفته های پدرم وسط های راه زانتیا توسی رنگ جلوشون قراره میگیره و بی وقفه شروع به شلیک میکنه. نمیدونم باید اسمش رو شانس يا تقدیر گذاشت اما همون لحظه ماشین پلیس سر میرسه اما مادرم بخاطر ترس و شوکی که بهش وارد شده بود بیهوش ميشه و پدرم بخاطر دو گلوله ای که به پاش خورده بود و آسیب هایی که به عصب پاش وارد شده بود چیزی نزدیک به دو هفته در بیمارستان بستری شد. بدترین روز زندگیم بود وقتی از تلوزیون خبر سوقصد به پدر و مادرم رو شنیدم. من و دلارام به اصفهان رفته و در حال خرید بودیم که از تلوزیون مغازه خبر سو قصد رو شنیدم و همون روز نیروهای انتظامی باهام ارتباط گرفته و من رو با اولین پرواز به تهران فرستادن. وقتی وارد بیمارستان شدم مادرم بی هوش و پدرم تو اتاق عمل بود. دوران سخت و بدی بود. محو عکس ها بودم. چندین عکس از پدرم در حالت های مختلف. عکس هایی از من و پدرم و حتی مادرم در اتاقی که پدرم بستری شده بود. تعجب برانگیز بود اما..ضربه شدید آخرین عکس بود. عکسی از کیان و مرد میان سالی در اتاق پدرم. با دیدن کیان چشمام از وحشت گرد شد و واقعا حیرون شدم.کیهان با دستش اشاره ای به مرد میان سال توی عکس کرد و گفت: -همایونه. و من نفرت در تموم تنم پیچید. قد بلند و لاغر اندام بود اما نگاهش به پدرم به شدت کینه توزانه بود. -اون سو قصد و بلایی که سر استاد اومد همش زیر سر جگوار بود. ترسیده و حیرون نگاهش کردم و گفتم: -از کجا میدونی؟ کلاهش رو پایین تر کشید و گفت: _من بخاطر خدماتی که به همایون کردم خیلی بهش نزدیک شدم. جوری که بعد از مدتی وقتی از تست اعتمادش رد شدم وارد زیر مجموعه اش شدم. اول ها چیزی از جگوار نمیگفت؛کلامی به لب نمی اورد اما بعد ها بالاخره اسمش رو گفت. چند شب قبل از مرگ استاد من یه چیزهایی متوجه شدم. به استاد خبر دادم باید فرار کنه اما گفت جگوار قراره به کمکش بیاد اما وقتی خبر مرگ استاد به دستم رسید من حیرون شدم. لیوان آب رو یک نفس سر کشید و ادامه داد. -راستش کمی به جگوار مشکوک شدم اما هنوز ته دلم بهش اطمینان داشتم تا یه شب همایون وقتی با یکی از دوستای خارجیش صحبت میکرد گفت که هر کاری کرده همش به دستور و اجازه جگوار بوده و بابت این حرفش مردک داره و اونجا من دیگه خیلی مردد شدم. شبی که به افتخار مهمون خارجیش مراسم گرفت من با کمک یکی از آدماش تونستم به گاو صندوقش دست پیدا کنم و اونجا همه چیز رو فهمیدم. آب دهانم رو بلعیدم و فقط نگران و کنجکاو نگاهش کردم که متاسف گفت: -همایون مدارک زیادی داره اما مدرکی که باعث شد من همه چیز رو بفهمم فیلمی بود که همایون مخفیش کرده بود. با عجله پرسیدم: -چه فیلمی؟ سکوت کرد و در آخر . آروم گفت: -ویدویی که توی اون همایون و جگوار و دو نفر دیگه که یکیش همون مهمون خارجی همایون بود برنامه سو قصد استاد رو ترتیب دادن. دلارام هینی کشید و من...من مردم. واقعا مردم. فقط تونستم با تته پته بگم: -چ. .چی؟ با ناراحتی دستی به کلاهش کشید و گفت: -اون سو قصد کار خود جگوار بود که استاد به من گفت کار همایونه. استاد از همه چیز بی خبر بود. فکر میکنی چرا جگوار به استاد نزدیک شد و کمکش میکرد؟برای امنیتش نبود..فقط برای این بود که طبق نقشش پیش بره. اونا یه گروه تروریستی لعنتی ان که به نخبه ها نزدیک میشن و بعد از جلب اعتمادشون اونا رو میکشن. استاد کشته شد. منم فقط یه آلت دست جگوار شدم که وقتی تحقیقاتم تموم شد سرمو زیر آب کنن. جگوار هممون رو بازی داد. من نه میخواستم نه میتونستم حرف بزنم اما دلارام با ناراحتی گفت: -برای چی؟چرا این کار ها رو کرد؟ ادامه دارد ... 💝@D_hame
دار ترین کانال طنز ایتا🤣🤣🤣 📛خنده در حد 📵😂🤣 بکوب رو لینک زیر 😂🙈😻👇👇 https://eitaa.com/joinchat/1071251499C2fb445fbfd https://eitaa.com/joinchat/1071251499C2fb445fbfd ⛔️ از خنده ترکیییدم 😂😈☝️ 99%جوک ها از اینجا کپی میشه! 😂📛💗
هدایت شده از تبلیغات دلدار
آهنگ شاد واسه ضبط ماشین و مجلس میخوای؟ ❗👇💥 🎻🎻🎻🎻🎻🎻 https://eitaa.com/joinchat/325189949Cbefae36bd5 https://eitaa.com/joinchat/325189949Cbefae36bd5 🎸🎸🎸🎸🎸🎸 😍اینجا پر از آهنگایی هست که دوست دارین😍☝️
خانواده ای چادر نشین در بیابان زندگی میکردند. روزی روباهی، خروسشان را خورد و آنها محزون شدند. پس از چند روز، سگ آنها مُرد، باز آنها ناراحت شدند. طولی نکشید که گرگی الاغ آنها را هم درید. روزی صبح از خواب بیدار شدند، دیدند همه چادر نشین های اطراف، اموالشان به غارت رفته و خودشان اسیر شده اند و در آن بیابان، تنها آنها سالم مانده اند. مرد دنیا دیده ای گفت: راز این اتفاق، این است که چادرنشینانِ دیگر، بخاطر سر و صدای سگ و خروس و الاغهایشان در سیاهیِ شب شناخته شده اند و به اسارت در آمده اند. پس خیر ما در هلاک شدن سگ و خروس و الاغ بود. در تمام رویدادها و حوادث زندگی صبر پيشه كن و به خدا اعتماد کن! . 🌕 @ajayeb_rangarang 💯
⚫⚫خَِبَِرَِ فَِوَِرَِیَِ⚫⚫ 🖤🖤اَِنَِاَِلَِلَِهَِ وَِ اَِنَِاَِ اَِلَِیَِهَِ رَِاَِجَِعَِوَِنَِ🖤🖤 🖤متاسفانه باخبر شدیم 🥀هنرمند جوان و مردمی🥀 سینما و تلویزیون داغدار شدند🖤 تصاویری از آخرین لحظات عمرشون👇👇 https://eitaa.com/joinchat/847183978C1a47de8d60 https://eitaa.com/joinchat/847183978C1a47de8d60 شوک به جامعه هنری😔
هدایت شده از تبلیغات دلدار
مراسم تشییع همسر و مادر هنرمند معروف😔😔🖤 🖤عــلت فــوت او و بیقراری های خــانواده اش بعد اعــلام خبر فــوتش 😞 آخرین فیلم از لحظات پایانی عمرش👇👇 . 🌟🖤honarmandan 🌟⚫️honarmandan 🌟⚫️honarmandan 🌟🏴honarmandan .
هدایت شده از ذخیر قرآن کریم
𝙂𝙞𝙧𝙡𝙨 𝙥𝙧𝙤𝙛𝙞𝙡𝙚 🌸 . ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌  ┅┄ ❥❥@Chakavak110🕊
هدایت شده از ذخیر قرآن کریم
همه میتونن عاشق خنده‌هات بشن ؛ ‹اما بگو کیه مثلِ من که عاشق و دیوونه‌ی اخم کردنات بشه؟!!! عالیجنابِ اخمویِ من :)))🧔🏻‍♂🫠› . ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌  ┅┄ ❥❥@Chakavak110🕊
❌️ فوت دردناک دختر بچه تبریزی❌️ اوایل خدمتم تو بیمارستان امام رضای تبریز بود نزدیکای اذان ظهر بود که مادری دختر ۳ ساله ای به بغل سراسیمه وارد اورژانس شد از شدت گریه توان حرف زدن نداشت و بچه تو بغلش کبود شده بود سریع بچه رو گرفتم زن بیچاره همونجا کف اورژانس ولو شد بچه رو تخت خوابوندم و مشغول معاینه شدم دهنشو که باز کردم با چیزی که دیدم چشام از حدقه زد بیرون خدای من این چیه😱 ... ادامه داستان..🤦‍♀️ https://eitaa.com/joinchat/1364656341C892be99676 ❌️